حزب دمکرات کردستان ایران؛با مسئولیت می گوییم عقب نمی کشیم و زیر بار هیچ فشاری از سوی اقلیم کردستان نمی رویم

آیا زمان حمله به مقرات حزب منحله دمکرات در کردستان عراق فرا نرسیده

سایت کردستان میدیا،رسانه رسمی حزب دمکرات کردستان ایران در پاسخ و واکنش به اخبار منتشره چند روز گذشته،مبنی بر تصمیم حزب دمکرات،مبنی بر عقب نشینی از خاک کردستان ایران و بازگشت به اردوگاههایشان،مصاحبه ای با رستم جهانگیری از اعضای رهبری این گروه انجام داده که در آن،حزب دمکرات کردستان ایران(حدکا)آشکارا ضمن دهن کجی به هشدارهای مقامات اقلیم کردستان عراق و درخواست های مکرر آنها،مبنی بر ترک خاک ایران،اعلام می کنند که”ما به هیچ عنوان عقب نمی کشیم و تیم های مسلح مان را یکی پس از دیگری به خاک ایران و کردستان ایران اعزام کرده و عملیات انجام می دهیم و از کسی هم دستور نمی گیریم!و عقب نمی کشیم!”

این در حالی است که مسعود بارزانی اعلام نموده قصد دارد طی هفته های اینده مسافرتی به ایران داشته باشد ولی در صورت حل نشدن این موضوع قطعاض این سفر نمی تواند رویکر مناسبی داشته باشد.

متن کامل این گفتگو را که سایت کردستان میدیای حزب دمکرات،انجام داده در زیر منتشر می کنیم،با امید به آنکه  جمهوری اسلامی ایران،به این نتیجه برسد که دیگر هشدار فایده ندارد و مشکل را ریشه ای حل کند،چرا که هشدارها تا کنون بی فایده بوده است.

گمان می روند سعودی ها ها حتی بارزانی ها را دور زده و مستقیم با حزب ارتباط می گیرند با این هدف که روابط اقلیم با ایران را به تیرگی بکشانند. جالب این جاست که بر سر ازاد سازی استان نینوا نیز عربستان اعلام کرده که طرح کردستان عراق را قبول ندارد و نینوا باید یکپارچه بماند. این اختلافات منجر شده تا عربستان بخواهد بدین نحو گوشمالی به اقلیم نیز بدهد. لذا حزب دمکراتی که روزی با واسطه بارزانی ها با عربستان ارتباط می گرفت گویا این بار بارزانی ها را نیز دور زده است.

………………………………………………………………………………………………………………………………………

کردستان میدیا:در چند روز گذشته اخباری در برخی رسانه های کردی و سایتهای دیگر منتشر شده که گویا حزب دمکرات نیروهای خود را از مناطق مرزی میان کردستان عراق با کردستان ایران عقب می کشد،این خبر بازتاب های فوری و تحلیل های زیادی را بدنبال داشته است….

در همین ارتباط گفتگویی اختصاصی را با رستم جهانگیری عضو دفتر سیاسی و مسئول شورای نظامی حزب دمکرات کردستان ایران انجام داده ایم که متن کامل آن در زیر می آید؛

سوال؛کردستان میدیا:بعنوان سوال اول؛ابتدا بفرمائید که این خبر چقدر صحت دارد و یا چقدر به واقعیت نزدیک است؟

پاسخ؛حزب دمکرات:ما هم مثل همه این خبر را از رسانه ها شنیدیم!که گویا حزب دمکرات نیروهای خود را از مرزها عقب کشیده است،این برای ما هم غیرقابل انتظار بود،چون به طور رسمی نه تنها از طرف رهبری حزب دمکرات،بلکه حتی احزاب دیگر کردستان ایران نیز،چیزی در این ارتباط گفته نشده و یا تصمیمی در این مورد حتی گرفته هم نشده است!من خودم شخصا به این خبر و این موضوع به دیده شک و تردید می نگرم،چون اولین رسانه ای که این خبر را پخش کرد،حاضر نیست منبع خبرش را فاش کند،برای همین تردیدها در این ارتباط بیشتر می شود.

اما تا جائیکه به مبارزه ما بر می گردد،مبارزه ما بر علیه این رژیم است و در حقیقت ما با رژیمی روبرو هستیم که جز زبان خودش که جنگ است،به هیچ زبانی حالی نمی شود،ما مدت ۲۰ سال بود که مبارزه و مقاومت مسلحانه را متوقف کرده بودیم و رژیم نیز بطور مداوم دروغ پراکنی می کرد که گویا حزب دمکرات منحل شده،دیگر نیست و از بین رفته و یا…

اما چه اتفاقی برای حزب افتاده بود که رژیم و مخالفان مان به این شیوه از آن سخن می گفتند.

در نهایت با این حرکت اخیر که اعلام و عمل نیز کردیم(جنگ مسلحانه) و تلاش برای کشاندن جنگ از کوهها به شهرها،که فعلا در شروع آن هم هستیم،درد و لرزه به پایه های نظام و رهبران رده بالای رژیم وارد کرده ایم.

پیش از این به دلیل کم بودن رسانه یا سانسور شدید،خبر فعالیتها و عملیاتهای پیشمرگان،بازتاب آن چنانی نداشته اما اکنون اوضاع تغییر کرده و رژیم می ترسد از حزبی که رهبری این انقلاب را بر عهده دارد،حزبی مردمی و محبوب مردم کردستان است و تنها برای جنگ به داخل کشور نمی رود،بلکه خواسته ها و مطالبه هایی را نیز مطرح می کند!

مهم ترین بخش این مبارزه نیز در آنجاست که،نیروهای حزب دمکرات با تعداد کم نیروهایشان توانسته اند،در مقابل نیروهای بسیار زیاد رژیم بجنگند و این خبر،در دنیا بازتاب پیدا کرده و رژیم نتوانسته با این حرکتهای مسلحانه حزب دمکرات،به اهدافش برسد.

برای همین،انتشار این نوع خبرها،ضمن آنکه به طور کامل غیر واقعی هستند و آن را رد می کنیم،حتی تاکید می کنیم زمانی که تصمیم گرفتیم مقطع جدیدی از مبارزه و فعالیتهایمان در کردستان ایران را آغاز کنیم(جنگ مسلحانه) همه جوانب این نوع (مبارزه مسلحانه)را تجزیه و تحلیل کرده ایم و  دستمان را به سوی همه دوستان و جوانان ملت کرد نیز دراز کرده ایم که همکار و یاور ما در این مبارزه باشند و انتظارمان ار برادرانمان در کردستان عراق نیز این بوده و هست که حداقل اگر با ما همکاری نیز نمی کنند،لااقل مانع تراشی نیز نکنند،چون این مبارزه امروز در کردستان ایران دشمن را به لرزه انداخته و این حرکت ما،یک حمایت و پشتیبان خوبی برای اقلیم کردستان عراق و احزاب دیگر می شود،که از این بیشتر به رژیم اجازه ندهند که به اقلیم کردستان فشار وارد کند،یا منطقه را به میدان یکه تازی خود تبدیل کند.

کردستان میدیا:گفتید که به این نوع خبرها با تردید نگاه می کنید،آیا فکر می کنید که این سناریو برای امتحان کردن اراده شما در این مبارزه و یا چیز دیگری باشد؟

پاسخ:دقیقا همینطور است،ممکن است فشار باشد و شاید در آینده نیز این فشارها بیشتر هم شوند،اما اعلام کرده ایم که این فشارها از سوی هر جریانی که باشد،برای متوقف کردن این مبارزه و مقاومت در داخل کردستان ایران از سوی ما،بطور کامل مردود است و آن را به هیچ عنوان قبول نمی کنیم.

روز اول نیز که رهبری حزب دمکرات،در این خصوص دستور حمله مسلحانه را صادر کردند،بر اساس تحلیل و قرائت واقعی سیاسی منطقه و ایران بود و چندین سال است که برای آن تلاش کرده ایم و موانع و سدهای پیش روی این مبارزه که تنها از سوی اقلیم کردستان عراق نبوده را تحلیل هم کرده ایم و همچنین باج و هزینه این مبارزه مان نیز را در نظر گرفته ایم،برای همین در راستای گسترش این مبارزه مسلحانه،آماده هر نوع قربانی دادنی بودیم و هستیم.

اما فشار این دفعه،با هوشیاری ملت کرد و نظر افکار عمومی و رسانه ها همچون گذشته تاثیری نخواهد داشت.

کردستان میدیا:فشارهای قبلی چطور بوده که اینگونه از آن سخن می گویید؟

پاسخ:قبل از هر چیزی در پشت درهای بسته و در بین رهبران،در مورد آن تصمیم گیری شد و رسانه های آنچنانی نبود و یا متفاوت بود،اما امروز،رسانه های عمومی کرد در وضع دیگری هستند و ملت کرد از هر چهار بخش در میدان مبارزه هستند.

اما با این اوضاع اسفناکی که اکنون کردها در آن هستند،اگر به ۲۰ سال پیش بر می گشت،با اطمینان جنگ داخلی اتفاق می افتاد،اما فشار افکار عمومی کرد خیلی احزاب و جریانها را به عقب نشینی وا داشت که نمونه های زیادی در این ارتباط وجود دارد.

کردستان میدیا:آیا هیج نشستی با حکومت اقلیم کردستان و جریانهای کردستان عراق بر سر این موضوع داشته اید یا درخواستی از این نوع از شما شده است؟

پاسخ:بله نشست و گفتگوهایی در این ارتباط با جریانهای اصلی کردستان عراق داشته ایم و بطور مداوم نیز خواهیم داشت،همچنین درخواستی از این نوع از ما شده است،اما پاسخ رهبری حزب این بود که؛

“به هیچ وجه حاضر نیستیم از این مبارزه مسلحانه دست برداریم”.

کردستان میدیا:پس یعنی خبر عقب نشینی نیروهای پیشمرگ حزب دمکرات از مرزها شایعه و بحثی بی پایه و اساس است؟

پاسخ:عقب نشینی ما اصل و اساسی ندارد و در هیج نشست و مذاکره ای چنین چیزی مطرح نشده است و ما زیر بار هیچ فشاری نمی رویم و من با مسئولیت این مسئله را رد می کنم و حتی هیچ کدام از جریانهای دیگر کردستان ایران نیز چنین تصمیمی نگرفته اند.

کردستان میدیا:پس چرا واکنش رسمی در این ارتباط نداشته اید و اطلاعیه ای برای تکذیب این اخبار بی پایه و اساس،اما مهم صادر نکرده اید؟

پاسخ:بخاطر اینکه این ادعا و خبر،منبع مشخصی نداشت،در اینجا با هر هدفی که بوده و حتی شاید منبع آن نیز خود رژیم باشد و بخواهند دروغ پراکنی کنند و جنگ روانی به راه بیاندازند…

ما با خبرنگاران این رسانه نیز صحبت کردیم و خودشان نیز نمی دانند،منبع این خبر و ادعا کیست و یا شاید هم نمی خواهند آن را فاش کنند،اما مسئولیت بر عهده آنهاست.

برای همین لازم ندانستیم که پاسخی از سوی رهبری بدهیم و تنها با مصاحبه با رسانه ها این خبر را رد کردیم،اما برای بار دیگر به ملت کرد اطمینان می دهیم که مبارزه مسلحانه ما ادامه خواهد داشت!

کردستان میدیا:خیلی افراد و جریانها،باقی ماندن نیروهای پیشمرگ حزب دمکرات در مرزها را بعنوان تهدید و خطری برای امنیت و آرامش اقلیم کردستان عراق می دانند،اگر کمی دورتر برویم،فکر می کنید که وجود این نیروها،تهدید و یا عاملی برای برهم زدن آرامش و امنیت کردستان عراق است؟

پاسخ:اگر جنبش کرد در کردستان ایران نیرومند شده و جایی مستقر باشد،می تواند این حرکت،تشویقی برای اپوزیسیون سراسری و ملتهای دیگر هم باشد.

همچنین می تواند جلوی هژمونی رژیم اسلامی ایران را نیز بگیرد و رژیم را مشغول و سرگرم مسائل داخلی ایران کند و به آنها اجازه یکه تازی در منطقه و بخصوص عراق و کردستان عراق را ندهد،ما رژیم را در داخل کشور خودش،مشغول می کنیم و با این کار جلوی دخالت هایشان در منطقه را می گیریم!

مبارزه ما پشتیبان بزرگی برای کردستان عراق است و عاملی برای تحقق آرامش و امنیت کردستان عراق نیز است.

برای همین حکومت کردستان عراق نباید همان فشاری را که دولتهای حاکم بر کردستان،برای مبارزان بخش های دیگر کردستان وارد می کنند را تکرار کنند،چون ما یک ملت هستیم و منافع مان به هم گره خورده است.

فلسفه مبارزه ما این است که دیگر اجازه نمی دهیم که کردستان ایران ایزوله شود و ملت مان از این بیشتر استثمار شود.

تا پیش از این کردستان سوریه از جغرافیای سیاسی کردستان بیرون رانده شده بود،در این اواخر کردستان ایران نیز به حاشیه رفته بود که همه با نقشه و زیر فشار جمهوری اسلامی بود.

برای همین وظیفه روشنفکران و انقلابیون این بود که با هماهنگی با احزاب کردستان و بخصوص حزب دمکرات کردستان ایران با یکصدایی در مقابل رژیم بایستند.

ایستادگی که بدون شک بدون قربانی دادن نیز به جایی نمی رسید،همان بهایی که امسال با خون بهترین جوانان مان پرداخت شد و این ثابت کرده که ما آماده ایم هر بهایی را پرداخت کنیم.

کردستان میدیا:در چند روز گذشته دیدیم که رهبری اقلیم کردستان عراق با هیئتی از بغداد دیدار و گفتگو کرد و به همان شیوه نیز در چند روز آینده به ایران سفر می کنند،انتشار این نوع اخبار تا چه میزان به این دیدارها ارتباط دارد؟

پاسخ:ارتباط اقلیم کردستان با هر کشور و جریانی در امور مختلف،حق خودشان است و مشروعیت خودشان است و ما بعنوان حزب دمکرات از آنها حمایت می کنیم،اما اینکه این ارتباطات روی حساب بخش دیگری انجام شود،را چیزی نادرست می دانیم،برای همین انتظارمان از اقلیم کردستان و حکومت و هیئت های دیگر این است که در دیدارهایشان از ایران،باید نمایندگی ملت کرد در این بخش را نیز عهده دار شوند و زمانی که با حاکمان ایران می نشینند هر آنچه را که خیلی وقتها در کردستان عراق می بینند از آتش بس و مذاکرات برای صلح در اقلیم کردستان عراق،می توانند برای ما هم انجام دهند.

انتظارمان این است که صدای حق خواه کردستان ایران نیز بشوند و اذیت و رنج های کردستان ایران را به گوش حاکمان ایران برسانند و دور و نقش خودشان را در این ارتباط ایفا کنند.

کردستان میدیا:مسئله خیلی به روز و داغ در کردستان عراق،مسئله “استقلال کردستان عراق” است،اگر در جریان دیدار اقلیم و ایران،”حضور و وجود نیروهای حزب دمکرات در مرزها” و توقف فعالیتهای حزب در داخل،بعنوان تنها پیش شرط برای به رسمیت شناختن استقلال کردستان عراق طرح شود،آیا شما حاضر به انجام این کار هستید؟

پاسخ:پاسخ این سوال نظر شخصی من است و با شناختی که از حزب دمکرات نیز دارم،می دانم که بر سر منافع ملی آماده هر نوع قربانی دادنی هستند،اگر رژیم جمهوری اسلامی ایران نیز حاضر باشد،استقلال کردستان عراق را به رسمیت بشناسند و آن را  اعلام کند،حزب دمکرات خودش را قربانی می کند و نیروهایش را از مرز عقب می کشد اما در سیستم جمهوری اسلامی ایران،دیالوگ بر سر حقوق ملت کرد و آزادی چیزی بی اساس است و ایران اجازه نمی دهد که کوچکترین چیزی بر خلاف میلش انجام شود و چیزی از این نوع را بعنوان مخالفت با ولایت فقیه که به قول خودشان نمایندگی خدا بر سر زمین است،بحساب می آورند و هر چیزی در این ارتباط خط قرمز آنها است.

کردستان میدیا:و آخرین حرف تان؟

پاسخ:بار دیگر اعلام می کنم که بعنوان رهبری حزب همه جوانب این مبارزه را در نظر گرفته ایم و با احزاب دیگر نیز مشورت کرده ایم و درخواست کرده ایم هر جریانی بر اساس توانایی خودش در این مبارزه شرکت کند و ما نیز آماده هستیم هر نوع همکاری را با آنها داشته باشیم،این مبارزه مسلحانه علی رغم آنکه بها و شهید زیادی داشته اما مستمر خواهیم بود.

چون حمایت جوانان ملت کرد را داریم و با پیشمرگان جسور در میدان خواهیم بود و امیدواریم با پشتیبانی و همکاری یکدیگر قدم به قدم رژیم را به عقب نشینی واداریم،برای آنکه آنها را به این باور برسانیم که در رفتارشان تجدیدنظر کنند و حقوق ملت ایران و منجمله ملت کرد را قبول کنند و یا باید بروند.

{پایان}

3 Comments

  1. حزب نوکر اقلیم کردستانه…. حزب کی باشه که بخواد جلوی کاک مسعود بایسته… اینها حیات و مماتشون به اونها گره خورده … شما این گنده ..وزی ها را باور نکنید.

  2. خطاب به کومله و دمکرات
    لیاقت سلام و خسته نباشید را هم ندارید، چون با تبلیغات ضدانسانی و غیرحرفه ای عامل ایجاد تفرقه و ترویج خشونت در منطقه شده اید. حتی یک حرف و جمله خوب و محبت آمیز برای مردم ندارید چه رسد تا آموزش مفید زبان مادری !…
    نمی دانم از کجا شروع کنم و از کدام گندکاریهایتان بگویم. شما عده ای مبلّغ کافر به اصطلاح وطن دوست هستید که در ظاهر با ملت خود و در باطن عوامل فروش مواد مخدّر و داروهای مخرّب اعصاب و مشروبات دست ساز الکلی و حمّال تسلیحات اروپا، آمریکا، اعراب جاهل و حتی سپاه ایران شدید. هر سال به بهانه جمع آوری کمک و تبلیغات علیه اشغالگر، قدم شوم خود را به سرزمین ایران می گذارید و با میانجی گری سپاه، عده ای را کشته و ساختمانها یا مزارعی را آتش زده تا ذهن ملت ساده لوح و بی سازمان و بی مصرف کُرد را مسموم و مشغول سیاستهای کورکورانه خود کنید و از کار و زندگی شرافتمدانه محروم نمایید. حقّا که بی اصل و نسب ترین مردم روی کُره زمین شما کرمانج های بی دین و بی وجدان هستید. اکنون شرح موضوع و قضاوتش با خواننده (که شاید او نیز جانب ناحق را بگیرد)؛ البته ذات و سرشت شماست و غیرقابل تغییر. تغییر رفتار مار زهرآلود (که ذاتش نیش زدن است) در برابر انسان غیرممکن است.
    زندگی در میان هر ملت و زبان و قوم و دینی لذت بخش و میسر است اما در میان کرمانج خیر. «کرمانج» بی شرف ترین، بی وجدان ترین، بی انصاف ترین و جاسوس ترین ملت دنیاست. از زمان قاضی محمد گور به گور شده تا ریخته شدن خون کثیف قاسملوی کمونیست و بیگانه پرست (که همسرش هم کُرد نبود) تبلیغات دروغ و منفی علیه به اصطلاح اشغالگر و وطن فروش. اکنون باید روشن شود اشغالگر کیست و وطن فروش کی؟
    به دستور آمریکا و دیکته بریتانیا، شاه حکم اجرای انقلاب سفید (اصلاحات ارضی یا الغای رژیم ارباب و رعیّتی) را علیه خان و مالکان زمین و زراعت را صرفاً‌ به منظور کاهش قدرت و نفوذ آنان در دولت صادر کرد نه بخاطر دلسوزی و افزایش بهره‌وری عمومی جامعه یا نابودی فاصله طبقاتی بین خان و مُشتی رعیّت مُفت خور خائن و بی صفت (که اموال و مزارع خان را بناحق تصاحب و در بعضى روستاها توهین و قتل و بی حرمتی به ایشان). در تاریخ ۶ بهمن ۱۳۴۱ عموم مردم نیز در یک همه‌پرسی سراسری، به اصلاحات رأی مثبت دادند. شاه این اصلاحات را انقلاب سفید نامید زیرا انقلابی مسالمت‌آمیز و بدون خون‌ریزی بود. شاید شاه در آن زمان با هدف خیرخواهانه و برابری معیشتی بین عموم طبقات جامعه برخی اصلاحات را انجام داده باشد اما کُرد بی شرف و نامرد بی صفت و نمک نشناس کرمانج مگر می فهمد مسالمت‌آمیز بودن طرح یا احترام چیست؟ انتقال و القای چنین فرهنگی در درون و ذات کرمانج بی تأثیر است و چنانچه قبلاً‌ اشاره گردید بدذات، ناکس و نمک نشناس است و روح پاکی که خدا به او عطا کرد با پروراندن آن نزد شیاطین و آدمهای شرور و بی دین طی گذر زمان و تبلیغ سینه به سینه بزرگان و گذشتگان جاهلش، به روحی پلید و آکنده از بدیها و نمک نشناسیها تبدیل شد و چنان است که آب رفته را نمی توان به جوی بازگرداند.
    جنگ و کینه ورزی سیل کرمانج و رعایا با اربابان قدیمی به اینجا ختم نشد که ملک دیگری را اشغال کنند و اربابان را به حال زار خویش واگذارند. خود نامردمانشان دشمن قسم خورده ابدی، عیالشان با عیال ایشان دشمن، حتی بچه ای که در کوچه بازی می کند و روح پاکش دستخوش بغض و کینه کرمانج نمک نشناس گشت. انتشار دود از لای پنجره یا دریچه مطبخ به داخل منزل، بی حرمتی به بزرگان توسط پیر و جوان، محروم کردن کودکان از بازی با آغازادگان، تشریح و تبلیغ داستان دروغ رفتار اربابان با آنان برای فرزندان خود با هدف غرض ورزی نسل به نسل حتی با کم سن ترین فرزندان ارباب و هزاران حدیث و رفتار ناشایست این نامردمان زمینه ساز این شد تا با وقوع انقلاب ۱۳۵۷ اربابان دست به دامان بیگانه، به منظور دفاع از جان و مال و حرمت از دست رفته از گزند ذات و سرشت پست کرمانج دست بر اسلحه برده و برچسب خودفروش را مجدداً از جانب آن بی شرفان تحمل کنند.
    کسانی که شغلشان کشاورزی و دامداری و رفتارشان صداقت و مهرورزی بود اکنون با ظهور انقلاب و سرنگونی شاه، روزنه امیدی برای تداوم زندگی و حفظ حریم خانه و خانواده از آسیب جانی و مالی روستائیان گدای کرمانج (به سبب غرض ورزی و خصومت شخصی پیشینیان جاهل کُرد) یافته بودند چرا که ظلم حداکثری پلیدان مجبور به تغییر موقعیت و وضعیت کرد.
    با تشکیل انواع گروهک و حزب ضد انسان و خدا دنبال راه چاره ای برای انتقام از اربابان گذشته، سعی در اغفال جوانان نادان و تشویش اذهان کردند و دوباره با حمایت مجاهدین خلق، صدّام حسین،. آمریکا و عربستان با گرفتن تسلیحات و پول خودفروشی شروع به عضوگیری و خرابکاری در مرزهای ایران نمودند.
    احزاب کومله و علی الخصوص دمکرات در رادیو و تلویزیون قبل از شروع برنامه ها، تلاوت قرآن را برای تهییج و فریب مردم قبل از هر برنامه پخش می کرد و تنها عده معدودی را جذب تشکیلات تروریستی خود کردند. پس از آنکه از برنامه نفوذ از طریق مذهب و دین ناامید شدند تا به دلها راه پیدا کنند با دادن وعده های دروغین مثل گرفتن اقامت دایم در کشور مورد علاقه طی سالهای اخیر تلاش کردند عضوگیری کنند اما خدا گروه کافران را هدایت نمی کند و ناامیدشان کرد. به بهانه آزادسازی کُردستان و زندگی آزاد، فرماندهان پوشالی شان با دختران و زنان اروپایی و حتی اعضای‌ حزب در سواحل دریای مدیترانه و جزایر بکر و غرق در نعمت و خوشگذرانی به ریش کرمانج بی اصل و نسب می خندند و خون اعضاى حزب را با همکاری هواپیماهای ایران و ترکیه می ریزند خلاصه سر شما کرمانج خائن بی کلاه مانده و خوشحالم که یک ذرّه استراحت و زندگی آرام ندارید. همیشه دنبال کسب پول و مقام هستید و حتی به خواسته پدر و مادرتان هم بی توجهی می کنید چون مکتبی که در آن تربیت و پرورش یافته اید برای انسانها حرمت و احترام بزرگ و کوچک قائل نیست و این خوب است (هر چند دیدگاه من و ما آغازادگان در قبال حفظ حرمت ماورای نظر خواننده این انتقاد است و بیشتر برای کینه و خصومت دیرینه ای است که با ما دارید وگرنه کجایش خوب است خیلی هم بد). کرمانج ها با رسیدن به سن قانونی پسران خود را به ۱۸ سال (طبق قنون اساسی ایران) ۲ سال به خدمت آخوند و سربازی امام زمان (آن هم داوطلبانه) می فرستند. چرا؟ در این مورد چند دیدگاه مطرح است: ۱- برای جاسوسی از دولت ۲- آماده‌سازی زندگی برای آینده ۳- ناامید شدن از احزاب و پی بردن به دروغ چندین ساله احزاب ۴- پشتیبانی ازدولت بخاطر ارائه خدمات برجسته برای جاسوسان خود که گزینه ۴ بیشتر برازنده گروه خونی آنان است. با وجود این کار (سربازی) انگشت اتهام و برچسب خودفروشی را به سوی ما نشانه می روند گویی خود آدمی پاک و بی گناهند. کرمانج ها موجوداتی پرمدّعا و توخالی که در آسمان خدا هم ستاره ای ندارند با ریای تمام در همه کارهای بیشرمانه و ارگانهای دولتی دست داشته و با وجود سازماندهی باز روش خیانت را انتخاب کرده و مثل سگ پای مسبب روزی و شغل را گاز می گیرد چه کند که این خصلت ذات وی بوده و از قدیم الایام از پدران و نیاکان نمک نشناسش به ارث برده است. کرمانج در هر کاری دخالت و فضولی می کند و تصور می کند که کنجکاوی در امور دیگران بر دانشی که ندارد می افزاید حتی آبروی نجابت را برده‌اند. پیوستن به گروه تروریستی بنلادن و اکنون به داعش فقط در مرام نامه کرمانج نوشته شده و معتقد است ذات اصلیش همین است و آفرین بر آنان که به ذات واقعی خود رسیدند. حتی خائنانی که کارمند دولت بوده در باطن از احزاب کافر و ساختگی کومله و دمکرات جانبداری می کنند اگر راست می گویند همان احزابی تبلیغ می کنند خاک کُردستان با اعتراضات مردمی آزاد می شود چرا با دستگیری مردم و جوانان تلاش نمی کند و بیاید آزادشان کند یا وثیقه مالی بدهد تا رهایی یابند؟ مشخص است که با تمام دولت ها شریک سیاسی است. چرا حرام زادگان حزبی نمی آیند و چند کیلو آسفالت به خیابان‌ها و کوچه‌ها نمی پاشند اگر خود را خادمین و آزادیخواهان معرفی می‌کنند. آن‌ها تنها بلدند از مال ضعیف به زور تفنگ بدزدند و با اشاعه شعار برادری برابری اموال کشاورز زحمتکش را هنگام وعده خرمن بالا بکشد و بگوید حزب یا سازمان مسخره شان کمکش را فراموش نمی‌کنند همین و بس. حزب چه گوهی است دیگر! فرماندهانش در رفاه و خوشگذرانی و سربازان و پیشمرگانش با نان خشک در کوهها به بهانه آزمایش استقامت و پایداری (چرند و بی اساس). تصور می کنید با رفتن شاه احزاب ضدخدایی کُرد چه غلطی برای آزادسازی کُردستان کردند؟ هیچ، فقط پشت سرهم خرابکاری، جمعی از پیشمرگان بی ناموس که ملت آغوش را برایشان باز گذاشتند بعد از صرف زهرمار (غذا) و استحمام به نوامیس صاحب خانه تجاوز و دختران آنان را مورد آزار جنسی قرار می دادند. اینان بودند پیشمرگانی که باید سرمشق سرافرازی و قهرمانی و جان فدایی وطن و مردم می شدند؟ پس از کُرد بی ناموس و بی شرف هر کس هر چه گفت شایسته است و لایق دوت و پرچم و سازمان و اداره نیست، چون ظرفیت آن را ندارد و همین که موفقیت و پیروزی کسب کرد دست به غارت و چپاول اموال و تجاوز به ناموس و قتل ضعیفان می کند و این ویژگی منحصر بفرد در هیچ جای جهان شناخته شده نیست.
    تعصّب زمانی پسندیده است که شخصی که از او جانبداری می کنی خرابکار و تبهکار و ضعیف کش نباشد و حق کسی را ضایع نکند حتی اگر خانواده ات باشد. اما وقتی معلمی که وظیفه اش تعلیم و تربیت دانش آموز است بخاطر فرزند دبستانی خود فرزند دبستانی کس دیگری را جلوی چشم همسن و سالان خود هنگام بازی فوتبال و کنار منزلش به باد کتک و سیلی بگیرد (بدلیل تعصب و غرض ورزی که اشاره شد) چه انتظاری از سیستم و مکتب حزبی می توان داشت تا تشریف نامبارکشان بیاید و ملت زمینه حکومت آنان را فراهم کنند تا بیشتر جامعه وحوش تکمیل شود. شمایی که ادعا می کنید انسانید و به حقوق بشر پایبند، دلیل اثبات ادّعایتان تربیت و وجود چنین معلمانی است که بخاطر دعوای مسخره دو کودک، کودک ۱۱ ساله ای را پیش چشم کودکان دیگر هنگام بازی آن هم نه سر کلاس درس و حیاط مدرسه بلکه پشت کوچه با همسالان خود سیلی و کتک می زند آفرین بر چنین مکتب حزبی که تعصبات مزخرفتان هنوز پایان نیافته و اعماق وجودتان پر از کینه و نفرت و دشمنی نسبت به نوه و نتیجه و نبیره ارباب زادگانی است که ذهنشان آمادگی سیاست و ابراز تعصب ندارد. درختی که از ریشه معیوب است و کرم دارد نباید خشکاند و قطع کرد بلکه باید تیمار گردد و کود و آب و مواد مغذّی خاک به ریشه درخت تزریق شود تا مفید باشد. باغی که علف هرز دارد نباید سوزاند بلکه با تقویت خاک علف هرز تضعیف می گردد و باغ مصفّا می شود. فکر کنم مفهوم و معنی این جملات برایتان کمی دشوار است. اشکالی ندارد درکتان می کنم بالأخره عمری مأنوس تعصبات قومیتی و انتقام جویی شخصی بوده اید. انتظارش را داشتم ذاتتان بدی و تاریکی می‌طلبد و بسوی روشنی و نور راهتان کج می شود. اما باز هم ما گذشت کردیم تا بار گناهانتان افزایش یابد و نتوانید از زیر آن بار به سلامت بیرون آیید و تا گردن درگِل فرو روید (مثل خَر، بلانسبتش).
    کرمانج دائماً غرق در گناه و فساد است امّا همیشه خود را ستمدیده و مظلوم خطاب می کند انگار تمام دنیا علیه او جهاد می کنند، غافل از اینکه خودش باعث و بانی کشته شدن دیگران است. چرا که همواره تلفن همراه بغل دستش است و چون آفرینش او بر بدذاتی سرشته شده اوّل ریختن طرح دوستی با سربازان حزب و تفقّد آنان سپس یک تماس خوشمزه با اطلاعات و بعد از چند لحظه کشتار جمعی… لابُد می فرمایید آن یارو هم از ما بود، یادآوری می‌کنم ما آشکارا می جنگیم و سخن می گوییم (فطرت ما گواه ماست) و از دست هر کس نصیب شد به وی پشت نخواهیم کرد خلاصه صداقت پیشگی ذات ما از ازل تا ابد.
    با هجوم ارتش ایران به روستاها جهت پاکسازی منطقه از حضور نامبارک پیشمرگان کومله و دمکرات، مجبور به ترک روستا شده و در شهر اقامت گزیدیم. شغل پدر در روستا کشاورزی و دامداری بود اما با مهاجرت اجباری به شهر پیداکردن کار برای روستائیان سخت بود. شغل پدر در شهر کارگری بود، لذا بدلیل تنگدستی ما کودکان نیز کمک خرج پدر می شدیم و با رضایت همسایگان به ظاهر دوست روانه مزارع و باغات می شدیم تا حالا مادر، این راز به من را نگفته که روزهایی که سرِکار می رفتی نامه ای نوشته بودی که در حیاط پیدا کردم و چون سواد نداشتم همسایه های بی شرف را صدا کردم برایم بخوانند. مضمون نامه: «از زندگی ناامیدم خدایا! چرا بدبختی و فقر فقط سهم ما فقراست؟ تا کی باید کارگری کنم؟ پدر مادرم مرا مجبور به انجام آن می‌کنند. خودم را می کشم اگر مرا به کارگری بفرستند.» ببینید دشمنی و غرض ورزی کرمانج بحدّی است که از جانب کودکی نامه ای می نویسد و در حیاط خودش می اندازد تا با آنان سرِکار نرود بغض و حسادت ورزد، گویی روزی آن جماعت ناکس را می خوردم. اینقدر بُخل و دغل بازی تا کجا ادامه می یابد؟ سرشتتان کثیف است و همدم اَجنّه و شیاطین هستید هر روز قدر خر کار می کنید اما کفایت نمی کند. در همه کاری دست دارید؛ دلّالی جنسی وکالا، قاچاق انسان و حیوان، احتکار و فروش کالای بدل با احتساب اصل، مخلوط آب با شیر، فروش لبنیات تقلّبی بجای اصل، تضییع حقوق همسایگی و شهروندی، قسم دروغ در دادگاه‌ها بدلیل تعصّبات و پارتی بازی، عضویت در احزاب دروغین و سپس برگشت از عقاید و گرفتن امان نامه. شرم و حیا که ندارید زنانتان را وادار به مخفی کردن مواد و اسلحه در آلت جنسی خودشان می کنید. چرا این واقعیات را در رسانه دروغین کوردکانال، کومله و تیشک مطرح نمی کنید؟ چرا نمی گویید خرابکاری بد است حتّی اگر توسط خودیها باشد؟ این قصّه پایان خوشی ندارد و نجابت واژه خوبی است اما خوشبختانه در میان جماعت کرمانج سراغی از آن نیست. پدران و مادرانتان را در خانه سالمندان می بینم چون وفادار به کسانی که شما را زادند نبودید، چه رسد که به آغای خود وفادار بمانید. و السّلام‌

  3. خطاب به احزاب کافر کومله و دمکرات:
    لیاقت سلام و خسته نباشید را هم ندارید، چون با تبلیغات ضدانسانی و غیرحرفه ای عامل ایجاد تفرقه و ترویج خشونت در منطقه شده اید. حتی یک حرف و جمله خوب و محبت آمیز برای مردم ندارید چه رسد تا آموزش مفید زبان مادری !…
    نمی دانم از کجا شروع کنم و از کدام گندکاریهایتان بگویم. شما عده ای مبلّغ کافر به اصطلاح وطن دوست هستید که در ظاهر با ملت خود و در باطن عوامل فروش مواد مخدّر و داروهای مخرّب اعصاب و مشروبات دست ساز الکلی و حمّال تسلیحات اروپا، آمریکا، اعراب جاهل و حتی سپاه ایران شدید. هر سال به بهانه جمع آوری کمک و تبلیغات علیه اشغالگر، قدم شوم خود را به سرزمین ایران می گذارید و با میانجی گری سپاه، عده ای را کشته و ساختمانها یا مزارعی را آتش زده تا ذهن ملت ساده لوح و بی سازمان و بی مصرف کُرد را مسموم و مشغول سیاستهای کورکورانه خود کنید و از کار و زندگی شرافتمدانه محروم نمایید. حقّا که بی اصل و نسب ترین مردم روی کُره زمین شما کرمانج های بی دین و بی وجدان هستید. اکنون شرح موضوع و قضاوتش با خواننده (که شاید او نیز جانب ناحق را بگیرد)؛ البته ذات و سرشت شماست و غیرقابل تغییر. تغییر رفتار مار زهرآلود (که ذاتش نیش زدن است) در برابر انسان غیرممکن است.
    زندگی در میان هر ملت و زبان و قوم و دینی لذت بخش و میسر است اما در میان کرمانج خیر. «کرمانج» بی شرف ترین، بی وجدان ترین، بی انصاف ترین و جاسوس ترین ملت دنیاست. از زمان قاضی محمد گور به گور شده تا ریخته شدن خون کثیف قاسملوی کمونیست و بیگانه پرست (که همسرش هم کُرد نبود) تبلیغات دروغ و منفی علیه به اصطلاح اشغالگر و وطن فروش. اکنون باید روشن شود اشغالگر کیست و وطن فروش کی؟
    به دستور آمریکا و دیکته بریتانیا، شاه حکم اجرای انقلاب سفید (اصلاحات ارضی یا الغای رژیم ارباب و رعیّتی) را علیه خان و مالکان زمین و زراعت را صرفاً‌ به منظور کاهش قدرت و نفوذ آنان در دولت صادر کرد نه بخاطر دلسوزی و افزایش بهره‌وری عمومی جامعه یا نابودی فاصله طبقاتی بین خان و مُشتی رعیّت مُفت خور خائن و بی صفت (که اموال و مزارع خان را بناحق تصاحب و در بعضى روستاها توهین و قتل و بی حرمتی به ایشان). در تاریخ ۶ بهمن ۱۳۴۱ عموم مردم نیز در یک همه‌پرسی سراسری، به اصلاحات رأی مثبت دادند. شاه این اصلاحات را انقلاب سفید نامید زیرا انقلابی مسالمت‌آمیز و بدون خون‌ریزی بود. شاید شاه در آن زمان با هدف خیرخواهانه و برابری معیشتی بین عموم طبقات جامعه برخی اصلاحات را انجام داده باشد اما کُرد بی شرف و نامرد بی صفت و نمک نشناس کرمانج مگر می فهمد مسالمت‌آمیز بودن طرح یا احترام چیست؟ انتقال و القای چنین فرهنگی در درون و ذات کرمانج بی تأثیر است و چنانچه قبلاً‌ اشاره گردید بدذات، ناکس و نمک نشناس است و روح پاکی که خدا به او عطا کرد با پروراندن آن نزد شیاطین و آدمهای شرور و بی دین طی گذر زمان و تبلیغ سینه به سینه بزرگان و گذشتگان جاهلش، به روحی پلید و آکنده از بدیها و نمک نشناسیها تبدیل شد و چنان است که آب رفته را نمی توان به جوی بازگرداند.
    جنگ و کینه ورزی سیل کرمانج و رعایا با اربابان قدیمی به اینجا ختم نشد که ملک دیگری را اشغال کنند و اربابان را به حال زار خویش واگذارند. خود نامردمانشان دشمن قسم خورده ابدی، عیالشان با عیال ایشان دشمن، حتی بچه ای که در کوچه بازی می کند و روح پاکش دستخوش بغض و کینه کرمانج نمک نشناس گشت. انتشار دود از لای پنجره یا دریچه مطبخ به داخل منزل، بی حرمتی به بزرگان توسط پیر و جوان، محروم کردن کودکان از بازی با آغازادگان، تشریح و تبلیغ داستان دروغ رفتار اربابان با آنان برای فرزندان خود با هدف غرض ورزی نسل به نسل حتی با کم سن ترین فرزندان ارباب و هزاران حدیث و رفتار ناشایست این نامردمان زمینه ساز این شد تا با وقوع انقلاب ۱۳۵۷ اربابان دست به دامان بیگانه، به منظور دفاع از جان و مال و حرمت از دست رفته از گزند ذات و سرشت پست کرمانج دست بر اسلحه برده و برچسب خودفروش را مجدداً از جانب آن بی شرفان تحمل کنند.
    کسانی که شغلشان کشاورزی و دامداری و رفتارشان صداقت و مهرورزی بود اکنون با ظهور انقلاب و سرنگونی شاه، روزنه امیدی برای تداوم زندگی و حفظ حریم خانه و خانواده از آسیب جانی و مالی روستائیان گدای کرمانج (به سبب غرض ورزی و خصومت شخصی پیشینیان جاهل کُرد) یافته بودند چرا که ظلم حداکثری پلیدان مجبور به تغییر موقعیت و وضعیت کرد.
    با تشکیل انواع گروهک و حزب ضد انسان و خدا دنبال راه چاره ای برای انتقام از اربابان گذشته، سعی در اغفال جوانان نادان و تشویش اذهان کردند و دوباره با حمایت مجاهدین خلق، صدّام حسین،. آمریکا و عربستان با گرفتن تسلیحات و پول خودفروشی شروع به عضوگیری و خرابکاری در مرزهای ایران نمودند.
    احزاب کومله و علی الخصوص دمکرات در رادیو و تلویزیون قبل از شروع برنامه ها، تلاوت قرآن را برای تهییج و فریب مردم قبل از هر برنامه پخش می کرد و تنها عده معدودی را جذب تشکیلات تروریستی خود کردند. پس از آنکه از برنامه نفوذ از طریق مذهب و دین ناامید شدند تا به دلها راه پیدا کنند با دادن وعده های دروغین مثل گرفتن اقامت دایم در کشور مورد علاقه طی سالهای اخیر تلاش کردند عضوگیری کنند اما خدا گروه کافران را هدایت نمی کند و ناامیدشان کرد. به بهانه آزادسازی کُردستان و زندگی آزاد، فرماندهان پوشالی شان با دختران و زنان اروپایی و حتی اعضای‌ حزب در سواحل دریای مدیترانه و جزایر بکر و غرق در نعمت و خوشگذرانی به ریش کرمانج بی اصل و نسب می خندند و خون اعضاى حزب را با همکاری هواپیماهای ایران و ترکیه می ریزند خلاصه سر شما کرمانج خائن بی کلاه مانده و خوشحالم که یک ذرّه استراحت و زندگی آرام ندارید. همیشه دنبال کسب پول و مقام هستید و حتی به خواسته پدر و مادرتان هم بی توجهی می کنید چون مکتبی که در آن تربیت و پرورش یافته اید برای انسانها حرمت و احترام بزرگ و کوچک قائل نیست و این خوب است (هر چند دیدگاه من و ما آغازادگان در قبال حفظ حرمت ماورای نظر خواننده این انتقاد است و بیشتر برای کینه و خصومت دیرینه ای است که با ما دارید وگرنه کجایش خوب است خیلی هم بد). کرمانج ها با رسیدن به سن قانونی پسران خود را به ۱۸ سال (طبق قنون اساسی ایران) ۲ سال به خدمت آخوند و سربازی امام زمان (آن هم داوطلبانه) می فرستند. چرا؟ در این مورد چند دیدگاه مطرح است: ۱- برای جاسوسی از دولت ۲- آماده‌سازی زندگی برای آینده ۳- ناامید شدن از احزاب و پی بردن به دروغ چندین ساله احزاب ۴- پشتیبانی ازدولت بخاطر ارائه خدمات برجسته برای جاسوسان خود که گزینه ۴ بیشتر برازنده گروه خونی آنان است. با وجود این کار (سربازی) انگشت اتهام و برچسب خودفروشی را به سوی ما نشانه می روند گویی خود آدمی پاک و بی گناهند. کرمانج ها موجوداتی پرمدّعا و توخالی که در آسمان خدا هم ستاره ای ندارند با ریای تمام در همه کارهای بیشرمانه و ارگانهای دولتی دست داشته و با وجود سازماندهی باز روش خیانت را انتخاب کرده و مثل سگ پای مسبب روزی و شغل را گاز می گیرد چه کند که این خصلت ذات وی بوده و از قدیم الایام از پدران و نیاکان نمک نشناسش به ارث برده است. کرمانج در هر کاری دخالت و فضولی می کند و تصور می کند که کنجکاوی در امور دیگران بر دانشی که ندارد می افزاید حتی آبروی نجابت را برده‌اند. پیوستن به گروه تروریستی بنلادن و اکنون به داعش فقط در مرام نامه کرمانج نوشته شده و معتقد است ذات اصلیش همین است و آفرین بر آنان که به ذات واقعی خود رسیدند. حتی خائنانی که کارمند دولت بوده در باطن از احزاب کافر و ساختگی کومله و دمکرات جانبداری می کنند اگر راست می گویند همان احزابی تبلیغ می کنند خاک کُردستان با اعتراضات مردمی آزاد می شود چرا با دستگیری مردم و جوانان تلاش نمی کند و بیاید آزادشان کند یا وثیقه مالی بدهد تا رهایی یابند؟ مشخص است که با تمام دولت ها شریک سیاسی است. چرا حرام زادگان حزبی نمی آیند و چند کیلو آسفالت به خیابان‌ها و کوچه‌ها نمی پاشند اگر خود را خادمین و آزادیخواهان معرفی می‌کنند. آن‌ها تنها بلدند از مال ضعیف به زور تفنگ بدزدند و با اشاعه شعار برادری برابری اموال کشاورز زحمتکش را هنگام وعده خرمن بالا بکشد و بگوید حزب یا سازمان مسخره شان کمکش را فراموش نمی‌کنند همین و بس. حزب چه گوهی است دیگر! فرماندهانش در رفاه و خوشگذرانی و سربازان و پیشمرگانش با نان خشک در کوهها به بهانه آزمایش استقامت و پایداری (چرند و بی اساس). تصور می کنید با رفتن شاه احزاب ضدخدایی کُرد چه غلطی برای آزادسازی کُردستان کردند؟ هیچ، فقط پشت سرهم خرابکاری، جمعی از پیشمرگان بی ناموس که ملت آغوش را برایشان باز گذاشتند بعد از صرف زهرمار (غذا) و استحمام به نوامیس صاحب خانه تجاوز و دختران آنان را مورد آزار جنسی قرار می دادند. اینان بودند پیشمرگانی که باید سرمشق سرافرازی و قهرمانی و جان فدایی وطن و مردم می شدند؟ پس از کُرد بی ناموس و بی شرف هر کس هر چه گفت شایسته است و لایق دوت و پرچم و سازمان و اداره نیست، چون ظرفیت آن را ندارد و همین که موفقیت و پیروزی کسب کرد دست به غارت و چپاول اموال و تجاوز به ناموس و قتل ضعیفان می کند و این ویژگی منحصر بفرد در هیچ جای جهان شناخته شده نیست.
    تعصّب زمانی پسندیده است که شخصی که از او جانبداری می کنی خرابکار و تبهکار و ضعیف کش نباشد و حق کسی را ضایع نکند حتی اگر خانواده ات باشد. اما وقتی معلمی که وظیفه اش تعلیم و تربیت دانش آموز است بخاطر فرزند دبستانی خود فرزند دبستانی کس دیگری را جلوی چشم همسن و سالان خود هنگام بازی فوتبال و کنار منزلش به باد کتک و سیلی بگیرد (بدلیل تعصب و غرض ورزی که اشاره شد) چه انتظاری از سیستم و مکتب حزبی می توان داشت تا تشریف نامبارکشان بیاید و ملت زمینه حکومت آنان را فراهم کنند تا بیشتر جامعه وحوش تکمیل شود. شمایی که ادعا می کنید انسانید و به حقوق بشر پایبند، دلیل اثبات ادّعایتان تربیت و وجود چنین معلمانی است که بخاطر دعوای مسخره دو کودک، کودک ۱۱ ساله ای را پیش چشم کودکان دیگر هنگام بازی آن هم نه سر کلاس درس و حیاط مدرسه بلکه پشت کوچه با همسالان خود سیلی و کتک می زند آفرین بر چنین مکتب حزبی که تعصبات مزخرفتان هنوز پایان نیافته و اعماق وجودتان پر از کینه و نفرت و دشمنی نسبت به نوه و نتیجه و نبیره ارباب زادگانی است که ذهنشان آمادگی سیاست و ابراز تعصب ندارد. درختی که از ریشه معیوب است و کرم دارد نباید خشکاند و قطع کرد بلکه باید تیمار گردد و کود و آب و مواد مغذّی خاک به ریشه درخت تزریق شود تا مفید باشد. باغی که علف هرز دارد نباید سوزاند بلکه با تقویت خاک علف هرز تضعیف می گردد و باغ مصفّا می شود. فکر کنم مفهوم و معنی این جملات برایتان کمی دشوار است. اشکالی ندارد درکتان می کنم بالأخره عمری مأنوس تعصبات قومیتی و انتقام جویی شخصی بوده اید. انتظارش را داشتم ذاتتان بدی و تاریکی می‌طلبد و بسوی روشنی و نور راهتان کج می شود. اما باز هم ما گذشت کردیم تا بار گناهانتان افزایش یابد و نتوانید از زیر آن بار به سلامت بیرون آیید و تا گردن درگِل فرو روید (مثل خَر، بلانسبتش).
    کرمانج دائماً غرق در گناه و فساد است امّا همیشه خود را ستمدیده و مظلوم خطاب می کند انگار تمام دنیا علیه او جهاد می کنند، غافل از اینکه خودش باعث و بانی کشته شدن دیگران است. چرا که همواره تلفن همراه بغل دستش است و چون آفرینش او بر بدذاتی سرشته شده اوّل ریختن طرح دوستی با سربازان حزب و تفقّد آنان سپس یک تماس خوشمزه با اطلاعات و بعد از چند لحظه کشتار جمعی… لابُد می فرمایید آن یارو هم از ما بود، یادآوری می‌کنم ما آشکارا می جنگیم و سخن می گوییم (فطرت ما گواه ماست) و از دست هر کس نصیب شد به وی پشت نخواهیم کرد خلاصه صداقت پیشگی ذات ما از ازل تا ابد.
    با هجوم ارتش ایران به روستاها جهت پاکسازی منطقه از حضور نامبارک پیشمرگان کومله و دمکرات، مجبور به ترک روستا شده و در شهر اقامت گزیدیم. شغل پدر در روستا کشاورزی و دامداری بود اما با مهاجرت اجباری به شهر پیداکردن کار برای روستائیان سخت بود. شغل پدر در شهر کارگری بود، لذا بدلیل تنگدستی ما کودکان نیز کمک خرج پدر می شدیم و با رضایت همسایگان به ظاهر دوست روانه مزارع و باغات می شدیم تا حالا مادر، این راز به من را نگفته که روزهایی که سرِکار می رفتی نامه ای نوشته بودی که در حیاط پیدا کردم و چون سواد نداشتم همسایه های بی شرف را صدا کردم برایم بخوانند. مضمون نامه: «از زندگی ناامیدم خدایا! چرا بدبختی و فقر فقط سهم ما فقراست؟ تا کی باید کارگری کنم؟ پدر مادرم مرا مجبور به انجام آن می‌کنند. خودم را می کشم اگر مرا به کارگری بفرستند.» ببینید دشمنی و غرض ورزی کرمانج بحدّی است که از جانب کودکی نامه ای می نویسد و در حیاط خودش می اندازد تا با آنان سرِکار نرود بغض و حسادت ورزد، گویی روزی آن جماعت ناکس را می خوردم. اینقدر بُخل و دغل بازی تا کجا ادامه می یابد؟ سرشتتان کثیف است و همدم اَجنّه و شیاطین هستید هر روز قدر خر کار می کنید اما کفایت نمی کند. در همه کاری دست دارید؛ دلّالی جنسی وکالا، قاچاق انسان و حیوان، احتکار و فروش کالای بدل با احتساب اصل، مخلوط آب با شیر، فروش لبنیات تقلّبی بجای اصل، تضییع حقوق همسایگی و شهروندی، قسم دروغ در دادگاه‌ها بدلیل تعصّبات و پارتی بازی، عضویت در احزاب دروغین و سپس برگشت از عقاید و گرفتن امان نامه. شرم و حیا که ندارید زنانتان را وادار به مخفی کردن مواد و اسلحه در آلت جنسی خودشان می کنید. چرا این واقعیات را در رسانه دروغین کوردکانال، کومله و تیشک مطرح نمی کنید؟ چرا نمی گویید خرابکاری بد است حتّی اگر توسط خودیها باشد؟ این قصّه پایان خوشی ندارد و نجابت واژه خوبی است اما خوشبختانه در میان جماعت کرمانج سراغی از آن نیست. پدران و مادرانتان را در خانه سالمندان می بینم چون وفادار به کسانی که شما را زادند نبودید، چه رسد که به آغای خود وفادار بمانید. و السّلام‌

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.