تیمور مصطفایی زیر ذره‌بین تریفه‌ی می‌رود

زیر ذرەبین تریفەی مانگ

 در ادامه برنامه زیر ذرەبین تریفەی مانگ،اینبار نوبت به تیمور مصطفایی عضو دفتر سیاسی حزب دمکرات کردستان ایران رسید.امیدواریم مورد پسند خوانندگان محترم قرار بگیرد.

تیمور مصطفایی:

 فرزند کد خدا غفور و آهو زرتشتیان،اهل روستای زردویی از توابع شهرستان پاوه در استان کرمانشاه است.در خانواده ی پر جمعیتی به دنیا آمد که دو برادر و سه خواهر دارد:کیهان،مسعود،شکوفه،فروزان و لیلا.پدرشان به مانند اکثر فامیل هایشان مصالح ساختمانی فروشی دارد و از این طریق کسب معاش میکند.

خواهر بزرگش(شکوفه) همسر سید رضا درودگر عضو اسبق رهبری حزب است.تیمور دو پسر به اسامی آگری و دیار و یک دختر به اسم آشتی دارد.(دخترش در دانشگاه آمریکایی در سلیمانیه درس می خواند.)همسر ایشان “کویستان قهرمانی” زرتشتی و اهل روستای هاوار در کردستان عراق است(با همسر محمد نظیف قادری خواهر است).

تیمور مصطفایی بعد از انقلاب سال ۱۳۵۷ با مدرک دیپلم کارمند آموزش و پرورش بود  و در مقطع ابتدایی تدریس می کرد؛فعالیت سیاسی را در سال ۱۳۵۸ به تحریک دایی هایش به اسامی اقبال و کمال زرتشتیان شروع کرد.ابتدا عضو چریک های فدایی خلق بود و بعد در سال ۱۳۶۰ رسما با حزب دمکرات آشنا شد و به عضویت حزب درآمد.ایشان بینش سیاسی و سواد تشکیلاتی ندارد و فقط در مباحث تاریخی این مدت اطلاعات خود را کمی ارتقاء داده و اندک شناختی دارد. اما به لحاظ فکر و تحلیل سیاسی نسبت به افرادی از قبیل میرو علیار، کریم پرویزی، عرفان رهنمون و… نسل جدید حزب کاملاً بی سواد است. علی رغم این با توجه به جایگاه خانوادگی و موقعیت دایی هایش در حزب به سرعت پیشرفت کرد تا اینکه در کنگره هشتم به عضویت کمیته مرکزی درآمد،ایشان اهمیت قابل ملاحظه ایی برای محمد نظیف قادری قائل است و همیشه از ایشان الگو برداری می کند.

خصوصیات فردی و شخصی:

  ایشان به لحاظ روحیات اخلاقی و خصوصیات فردی آدمی رک،خشن،بی پرده، زورگو و بی منطق است که بدون هیچ نقد پذیری مخالفین خود را فقط با اخراج مواجه می کندبه لحاظ مدیریتی ضعیف، در برخورد با زیردستان دیکتاتور، از فحش و ناسزا استفاده می کند، غیراجتماعی، جاه طلب، شهوت پرست، دارای فساد اخلاقی و گاه شرابخواری می باشد که عموماً بدنه از وی ناراضی هستند
نقطه ضعف تیمور انتقاد است و هر کس از وی انتقاد کند حتماً مورد غضب قرار گرفته و او را در حاشیه رانده یا به ارگانی دیگر منتقل می کند.

   در کنگره ۹ به علت مخالفت شرفکندی با او تنها ۳ رأی آورد. ولی در کنگره ۱۰ با هواداری فامیلهایش سیدرضا درودگر، کاوه بهرامی و حمه نظیف قادری – مجدداً عضو کمیته مرکزی شد و تا کنون در ترکیب رهبری باقی مانده و اکنون مسئول کمیسیون تشکیلات مخفی داخل کشور می باشد. قبلاً نظامی کار خوبی بود و بعضی اقدامات داشته است که الان در اثر رفاه طلبی کلاً تعطیل کرده است.
از مخالفین جدی افرادی از قبیل اسماعیل بازیار و ملاعبداله حسن زاده است. از مخالفین سرسخت اتحاد دوباره است. حتی هجری مانند تیمور مصمم نبوده است. و دشمنی دیرینه ایی با پ.ک.ک دارد.

وضعیت مالی:

  وضع مالی وی به لطف ارتباطات بسیار مناسبی که با پارتی در این زمان و با رژیم بعث در آن زمان داشت بسیار خوب است
چه در زمانی که در اربیل بود و چه زمانی که در مرکز ۱ بود از جمله نفوذی های پارتی در حزب بود و الان نیز رابطه بسیار خوبی با آنها دارد.
از جمله کسانی است که در اربیل ویلا و زمین دارد. تجمل گرایی از ویژگیهای بارز اوست. از جمله افرادی بود که در زمان بحران عراق – جنگ آمریکا و عراق- به رژیم بعث نارو زده با آمریکایی ها همکاری کرده و همان زمان آمریکایی ها به وی یک خودروی لوکس عراقی هدیه دادند. – حزبی های آن زمان به خاطر دارند– 
از جمله کسانی است که معتقد به مبارزه نظامی با ایران است.

  چندین بار نیز با پسر قاضی محمد و حزب حسین یزدان پناه در گیر شد و پسر قاضی را جاسوس ایران دانسته و او را به بی شعوری و بی فهمی سیاسی متهم کرده است. جناح خالد عزیزی را افرادی بی منطق خطاب کرده است.

نامبرده زمانی که مسئول مرکز ۱ دیگله بود رسوایی اخلاقی بزرگی را از جانب همسرش متحمل شد که ماحصل آن اخراج ۲۰ عضو ناوند یک بود بدون آنکه کمترین برخوردی با همسرش انجام شود و خیلی راحت در کنگره بعدی پشت تریبون رفت و گفت: من حزبی هستم همسرم که حزبی نیست … حزب هم این مسأله را مسکوت و لاپوشانی کرد.

 

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.