به روایت تاریخ: حل مساله کرد از طریق مذاکره

دیار و نادیار

وب‌سایت کوردستان میدیا در رابطه با اقدامات مسلحانه حزب دمکرات کردستان در ایران با مختار هوشمند، فعال سیاسی مصاحبه‌ای انجام داده است که بخشی از این مصاحبه و بررسی آن با استفاده از اسناد تاریخی اشاره می گردد که گمان نمی رود سن بسیاری از مدعیان فعالیت در حوزه کُردی به تاریخ مذاکرات حزب با ایران اقتضا کند:
…طبیعی است موقعی کە طرف مقابل نظامی کاملا توتالیتر و سرکوبگر است و هیچ اعتقادی بە مبارزات مسالمت آمیز و سیاسی و حل مشکلات از طریق مذاکرە ندارد، راهی جز مبارزە مسلحانە وجود نخواهد داشت. تا جایی کە بە حزب دمکرات کردستان ایران مربوط بودە است این حزب همیشە بر حل مسئلە کرد از طریق مسالمت آمیز و مذاکرە تأکید کردە است و در این راه متحمل هزینەهای سنگینی هم شدە است. ولی جمهوری اسلامی عملاً این را ثابت کردە است کە هیچ اعتقادی بە حل مشکلات و مسائل داخلی ایران از طریق مذاکرە ندارد….
در جواب این موضوعی که مختار هوشمند مطرح نمودند ؛ ایشان و خوانندگان محترم را به مروری بر تاریخ دعوت می کنم. مطالب زیر از کتاب ئاله کوک به قلم غنی بلوریان می آید:
در شرایطی که «هیأت نمایندگی خلق کرد» عملا از هم پاشیده بود و آینده مذاکرات با هیأت ویژه در ابهام بود قاسملو درصدد برگزاری کنگره چهارم حزب برآمد. او گفت برای تحقق دو هدف ، این کنگره باید هر چه سریعتر برگزار شود. چون «اول اینکه خودمان را از دست کمیته مرکزی که در بغداد تشکیل داده ایم نجات دهیم و دوم اینکه چند ماده قابل توجه به تصویب برسانیم تا بتوانیم توجه – امام – خمینی و حکومت جدید التأسیس ایران را به طرف خود جلب نماییم.»
کنگره چهارم حزب دمکرات در تاریخ ۳۰/۱۱/۱۳۵۸ با شرکت ۳۱۰ نفر ا اعضای حزب به نمایندگی از طرف کلیه اعضاء برگزار شد. مصوبات کنگره بدین شرح بود:
۱- حزب دمکرات از جمهوری اسلامی حمایت می نماید.
۲- حزب دمکرات آیت اله خمینی را به عنوان رهبر انقلاب ایران می شناسد.
۳- حزب دمکرات از مرزهای ایران در کردستان پاسداری می نماید.(یعنی بر علیه بعث)
۴- حزب دمکرات برعلیه امپریالیزم مبارزه می نماید.
۵- حزب دمکرات خواستار دموکراسی برای ایران و خودمختاری برای کردستان است.
پس از موفقیت بنی صدر در انتخابات، همین که مراسم سوگند به جا آورد و مسئولیت را به دست گرفت اعلام داشت : که آماده است در چارچوب فرمان -امام-خمینی، خواسته های ما را مور توجه قرار دهد. به همین مناسبت ما تعدادی از اعضای حزب یک طرح ۶ ماده ای را تهیه کردیم و روز ۸/۱۲/۵۸ من و ملاعبداله حسن زاده و چند نفر دیگر به تهران عزیمت نموده و در ۹ اسفند ماه درکاخ ریاست جمهوری با بنی صدر دیدار نمودیم.بنی صدر گفت: «اگر من مطمئن شوم که شما به دستور بیگانگان فتنه گری نکرده و خواست های مردم را مطرح می کنید با تمام قدرت به شما کمک می نمایم. خوشحال خواهم شد آن خواسته هایتان را منظم کرده و به من بدهید که به «شورای انقلاب» ارائه نمایم تا آنان خواسته های شما را تصویب نمایند. »
بدین ترتیب ما نمایندگان حزب دمکرات، مقداری تغییرات در طرح ۶ ماده به وجود آورده و آن را به نمایندگان دولت تسلیم نمودم. طرح ۶ ماده ای شامل موارد زیر می باشد:
۱- خودمختاری کردستان به رسمیت شناخته شده و در قانون اساسی درج گردد.
۲- مناطق کردنشین که در بین چهار استان ایلام، کرمانشاه، کردستتان و آذربایجان غربی تقسیم شده است به عنوان یک واحد خودمختار شناخته شود.
۳- مجلس ملی کردستان از طریق انتخابات آزاد، مستقیم، مخفی و همگانی ساکنان کردستان تشکیل شود. این مجلس، حکومت خودمختار کردستان را برای اداره کلیه امور اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و انتظامی منطقه خودمختار برخواهد گزید.
۴- زبان کردی، زبان رسمی تدریس و مکاتبه در ادارات و موسسات کردستان شناخته شود. پس از چهارم ابتدایی ، زبان فارسی در کنار زبان کردی در مدارس تدریس می شود و زبان رسمی ادارات در سراسر ایران منجمله کردستان می باشد.
۵- اختصاص سهم عمومی بودجه کشور به نحوی باشد که عقب افتادگی اقتصادی ناشی از ستم ملی را جبران نماید.
۶- کلیه امور مربوط به سیاست خارجی، دفاع، ارتش ملی، سیاست پولی و ارزی و بازرگانی خارجی و برنامه های درازمدت اقتصادی در صلاحیت حکومت مرکزی است و بقیه امور داخلی به وسیله ارگانهای خودمختار کردستان اداره شود.
پس از ارائه طرح ۶ ماده ای به دولت، -امام-خمینی دامادش آیت اله کرمانی را برای بررسی خواسته های حزب دمکرات و رسیدن به توافق به مهاباد فرستاد.
آیت اله کرمانی ، سپس هدف از مسافرتش را مهاباد را توضیح داد و گفت: «من نماینده حقیقی آیت اله خمینی هستم، شما چنین تصور کنید که خود خمینی هستم که با شما ملاقات می نمایم. ایت اله خمینی به من اختیارت تام داده که با شما توافق به عمل آورم. مشارالیه مصوبات و توافقات مرا کاملا می پذیرد. بنابراین بهتر است من به گفته های معظم له اشاره نمایم که بدانید درباره شما چگونه می اندیشد.»
آیت اله کرمانی خلاصه نظرات آیت اله خمینی را چنین بیان داشت:
«من بر این عقیده ام که شما به رژیم عراق وابسته اید و اسلحه و مهمات و پول و حتی بنزین از عراق تحویل می گیرید. ما عکس هایی از نقل و انتقال بخشی از این وسایل را از طریق هوایی داریم که با هواپیما عکس برداری به عمل آمده است و به علاوه، اطلاعات دیگری هم داریم که از منابع بسیار موثق به دست آمده و نشان می دهد که شما از جانب رژیم عراق بر علیه جمهوری اسلامی تحریک می شوید. از این لحاظ ما به شما اعتماد نداریم و به نظر ما، شما خواست هایی مخصوص به خودتان ندارید و برنامه های رژیم عراق را در کشور خودتان که ایران است انجام می دهید، در این صورت ما چگونه می توانیم به حزب اعتماد کنیم.
آیت اله کرمانی پس از مکث کوتاهی سخنانش را چنین ادامه داد: «پیشنهاد می کنم برای مدت یک سال دفاع و حراست از مرزهای ایران را برعهده بگیرید و آنها را از تعرضات و حملات و نفوذ دشمنان محفوظ نمایید و کلیه نیروهای خودتان در جهت دفاع از مملکت خودتان بکار بگیرید، حکومت اسلامی تمامی سلاح و مهمات و تجهیزات و تدکرات شما را تقبل می نماید میزان نیازهای خودتان مشخص سازید، هیچ نیروی ارتش، بیش از این تعدادی که اکنون در منطقه هستند وارد نمی شوند به نیروی موجود نیز اجازه دخالت در امور شما داده نمی شود قبول این پیشنهاد از جانب شما، موجب ایجاد اطمینان و اعتماد در ما خواهد شد. پس از گذشت یک سال ما اکثر پیشنهادات شما را انجام ندادیم شما لوله اسلحه هایی را که خودمان به شما داده ایم به طرف ما برگردانید. شما نباید نگران این مسأله باشید که رژیم عراق برای همیشه از شما خواهد برید، آن رژیم برای نیل به اهدافش همیشه به شما احتیاج دارد و بر علیه ما از شما حمایت مجدد به عمل خواهد آورد.اگر پیشنهادات مرا نپذیرید بعید می دانم که بین ما توافقاتی حاصل شود.»
من به قاسملو گفتم: به نظر من پیشنهادات بدی نیست و ما می توانیم در خلال آن یک سال پیشمرگان و کادرهای خود را پرورش داده و درهمان فرصت ارزیابی خواهیم کرد که رژیم اسلامی ایران تا چه حد قابل اعتماد است و می توانیم با آنان به توافق برسیم یا خیر!
ملاعبداله حسن زاده قبول این پیشنهاد را زمانی دانست که خواسته های ما در قانون اساسی آورده شود و بدین ترتیب ملاعبداله تلاش ما را عقیم گذاشت و کرمانی با دست خالی برگشت.
من به قاسملو گفتم: سابقا همیشه می گفتید که مسأله کردستان فقط به دست خمینی حل می شود حال که سفیر واقعی پیام خمینی را آورده، ملاعبداله آن را رد می کند و شما هیچ نظری اعلام نمی کنید. قاسملو گفت: «منظور کرمانی این بود که ما تمامی پل های پشت سرمان را خراب کردیم از این لحاظ ملاعبداله مخالفت کرد و من هم چیزی نگفتم.» من برآشفته شدم و گفتم: «قبول آن پیشنهاد به معنای جنگ با عراق نبود ولی قطعا پیوند شما با صدام را به مخاطره می انداخت.»
اخبار و مصوبات کنگره چهارم همه و همه به دست رژیم بعث رسید و آن رژیم را بسیار نگران کرده بود که مبادا حزب دمکرات با حکومت ایران به توافق برسند. بعث هرگونه توافق حزب و حکومت ایران به ضرر خودش می دانست و به همین مناسبت، برای این که فضای مسالمت آمیز بین حزب و دولت ایران را از بین ببرد و روابط انان را تیره سازد، در مقابل مصوبات کنگره چهارم چند مورد را مطرح نموده بود:
۱- باید دو نفر از افسران ما برای کمک و توزیع پول و تجهیزات جنگی نزد شما باشند.
۲- باید دو نفر از اعضای کمیته مرکزی شما برای تبادل نظر و مشاوره نزد ما باشند.
۳- حزب دمکرات لازم است اطلاعات خود را در مورد نیروهای ارتش ایران که به مرز ما نزدیک می شوند و یا به پادگان های نزدیک مرز وارد می شوند به ما بدهید. و تعداد نفرات و نوح سلاح و تجهیزات آنان را برای ما مشخص نماید.
۴- لازم است که از نوع هواپیما و هلی کوپترهای ارتش ایران ما را مطلع گردانده و مشخص سازند که لوازم و قطعات آنها از چه حکومتی خریداری می شود.
۵- حزب دمکرات لازم است شعار سرنگونی حکومت آخوندی را مطرح سازد.
۶- حزب دمکرات باید از فعالیت های کردی جنوب ممانعت به عمل آورده و اجازه ندهد آنان به مرزهای عراق نزدیک شوند و از داخل مرزهای ایران به نیروهای عراق حمله ور شوند.
۷- حزب دمکرات باید به نحوی روابط ایران با کشورهای خارج را برای ما روشن سازد و اسامی کشورهایی را که به ایران اسلحه و مهمات می فروشند مشخص نموده نوع سلاح ها را نیز معلوم نماید.
قاسملو به طور کامل سرش را به پایین انداخته بود، سایر اعضای دفتر سیاسی، عرق شرم بر پیشانی شان نشسته بود. غیر از ملاعبداله که حالتی عادی داشت.
در آن هنگام که همه خاموش و ساکت بودند من گفتم: قبول کردن هر یک از مواد مزبور و یا کل هفت ماده به معنای خود فروختن به رژیم بعث عراق بوده و من آن را خیانت می دانم. اگر من فقط یک بار تسلیم خواسته های رژیم شاه می شدم دیگر به ۲۵ سال زندان و شکنجه و آوارگی خودم خانواده ام دچار نمی شدم، در این صورت چگونه می توانم تسلیم خواسته های دشمن خلق ام بشوم و قول نوکری به او بدهم.
به علاوه سرنوشت آن پنج ماده کنگره چهارم به کجا خواهد کشید که به منظور توافق با مسئولان تهران، تصویب گردید ما به سلامتی!! تازه از ملاقات بنی صدر و نمایندگان حکومت بازگشته و با دو تن از آیات عظام فرستاده خمینی نشست هایی داشته ایم. ما باید طرح ۶ ماده ای و پیشنهادات آیت اله کرمانی را پیگیری کنیم و تلاش نماییم خواسته هایمان را به جمهوری اسلامی به قبولانیم نه این که پیشنهادات رژیم بعث را بپذیریم.
نمی دانستم چگونه و با چه استدلالی به تاریخ پاسخگو باشم، چگونه می توانستم خون های مردم بیگانه و پیشمرگان فداکار را نادیده بگیرم. هر چه بیشتر به این موضوع می اندیشم راه حلی پیدا نمی کردم.
ملاعبداله گفت: ما چاره ای نداریم به حمایت و پشتیبانی بعث نیاز شدید داریم.
گفتم: «ماموستا، شما اگر مصوبات کنگره چهارم را اجرا می کردید و تلاش های آشتی جویانه حکومت ایران را رد نمی کردید نیازی به حمایت رژیم بعث نداشتید.»
بعد از این قضایا تصمیم گرفتم حزب دمکرات را بایکوت نمایم. دیری نپایید که قاسملو و رفقایش طرح جنگ داخل شهر مهاباد رژیم را به مرحله اجرا گذاشتند. جنگ بی سرانجامی که یازده روز به درازا کشید و صدها تن مردم بی گناه کشته شدند و خسارات سنگینی به مردم وارد آمد. پس از جنگ افروزی های مهاباد رژیم اسلامی دیگر اعتنایی به خواسته های ما نکرد و ستاره بخت کنگره چهار رو به افول نهاد و دیگر کنگره چهارم نتوانست راهی برای پذیرش خواست هایش توسط جمهوری اسلامی پیدا کند.

  • —-

حالا چه کسی بر حل مسئلە کرد از طریق مسالمت آمیز و مذاکرە تأکید کردە است ؟
آیا جمهوری اسلامی است کە هیچ اعتقادی بە حل مشکلات و مسائل داخلی ایران از طریق مذاکرە ندارد یا حزب دمکرات که به دنبال جنگ افروزی و اقدام مسلحانه می خواهند به خواسته هایشان برسند.غنی بلوریان و سرگذشتش برای همه اکراد و بخصوص حزب دمکرات مشخص است. دلسوزی ها و فداکاری های او برای اعتلای حزب دمکرات در تاریخ کاملا مشهود است و این گفته ها نیز به قلم اوست.
خوانندگان محترم قضاوت با شما !

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.