هجری : قاسملو با صدام حسین رابطه ی شخصی نداشت !

هجری : قاسملو با صدام حسین رابطه ی شخصی نداشت !!!

گروه گلنار وابسته به  دیجیتال میدیای دیپلماتیک مصاحبه ای را با مصطفی هجری مسئول کل حدکا انجام داده که در این مصاحبه به مقوله های متفاوتی از جمله زندگی سیاسی هجری و مسائل مربوط به اکراد پرداخته شده است که در ذیل نگاهی تحلیلی – انتقادی گذرا به این مصاحبه می افکنیم

دیپلماتیک :  چه سالی و در کجا متولد شده اید ؟

هجری : متولد سال ۱۹۴۵ شهرستان نقده هستم  ، در این شهر تحصیل کرده ام و سپس به دانشرای کشاورزی ارومیه رفته ام ، بعد از انکه به استخدام آموزش و پرورش در امدم به سقز اعزام شدم و پس از سه سال به نقده بازگشتم و توانستم در ازمون ورودی دانشگاه تهران و تبریز قبول شوم در تهران لیسانس ادیبات فارسی را بدست آوردم در زمان انقلاب مردم ایران من یکی از فعالین تظاهرات ضد شاه بودم بهمین خاطر نتوانستم در نقده بمانم و به مهاباد رفتم . در کنگره چهارم این حزب که در مهاباد برگزار شد و نخستین کنگره آشکار این حزب بود به عضویت کمیته مرکزی حزب انتخاب شدم و اززمانی که بر ضد جمهوری اسلامی فعالیت کردیم مجبور شدم از شغل معلمی دست بکشم  و به عنوان پیشمرگه حدکا فعالیت نمایم بعد از آنکه دولت مرکزی مهاباد را کنترل کرد مجبور به خروج از مهاباد شدیم از آن زمان تا کنون در حزب دمکرات فعالیت میکنم از زمان عضویتم در حزب به عضویت کمیته مرکزی انتخاب شدم و تا کنون نیز همیشه عضو دفتر سیاسی بوده ام و بعد از شهید شدن دکتر صادق شرفکندی به سکرتیری حزب انتخاب شدم و در زمان شرفکندی نیزجانشین او بوده ام ” .

نکته : اگر چه سوال بسیار واضح و کوتاه است اما هجری آن را به صورت طویل و آمیخته با احساسات و اغراق پاسخ می دهد و می خواهد خود را نخبه ای بزرگ نشان دهد که از ابتدا شغل انبیا اشتغال داشته  و بعد از آنکه بر سر حزب منت نهاده و به عضویت آن درامده بعلت قدر و ارج و مقام معنوی که داشته هیچ گاه در جایگاهی کمتر از دفتر سیاسی عضویت نداشته است .

 دیپلماتیک : قبل از آشنایی با فعالیت سیاسی و در دوران کودکی ، حس ناسیونالیسستی شما چگونه بوده است و چه کسانی بر شما تاثیر گذار بوده اند ؟

مصطفی هجری : ” من در شهری زندگی میکردم که ساکنین آن کرد و ترک بودند و اکراد در این شهر همیشه تحت ظلم و ستم بوده اند ، رژیم پهلوی تمامی اختیارات را به ترکها داده بود و ما اکراد به وسیله ترکها سرکوب می شدیم ، هوشیاری سیاسی من علاوه بر خانواده ام در چنین محیطی پرورش یافت ، همیشه نگران بودم و همیشه آرزو میکردم تا این تبعیض ها برچیده شوند زمانی هم که در دانشگاه تهران تحصیل میکردم با همفکرانم در مورد چگونگی برداشتن این تبعیض ها سخن می گفتیم بعد از سقوط شاه و شروع فعالیت آشکار حزب ، با توجه به ارزیابی های خودم حزب دمکرات را انتخاب کردم “

 این بخش از سخنان هجری علاوه بر آنکه سرشار ازبغض وحس تفرقه خواهی است تخم کینه و عداوت را بین ساکنان این شهر می کارد هر چند که ضلم و ستم شاه امری غیر قابل انکار است اما این ظلم به همه ملت ایران از کرد و ترک و فارس و عرب و بلوچ و … روا داشته میشده و اینگونه نبوده که کردها تحت ظلم و ستم باشند و ترکها در ناز و نعمت ، مگر هجری تاریخ این بخش را با چشمان خود نظاره نکرده است و ندیده که کرد و آذری باهم و دوشادوش هم در این شهر بر ضد استبداد پهلوی تظاهرات کرده اند مگر خون برادران کرد و آذری با هم در خیابانهای این شهر ریخته نشده است   ؟

دیپلماتیک : گفته می شود که حزب دمکرات با پشتیبانی شوروی تاسیس شده در حالی که دمکرات ها راستگرا بوده اند و شوروی ایدئولوژی چپ داشته است ، چگونه است شوروی حزب دمکرات را ایجاد میکند ؟

مصطفی هجری : به باور من حزب دمکرات توسط شوروی ایجاد نشده است هر چند که وجود شوروی در تاسیس آن بی تاثیر نبوده است  ولی این تاثیر مستقیم نبوده است .

 دیپلماتیک : دکتر قاسملو تا چه اندازه به پلورالیسم و کثرت گرایی هم در بین اکراد و هم در حزبش باور داشت ؟

مصطفی هجری : ” با توجه به شناختی که من از دکتر قاسملو دارم و خوشبختانه افتخار آن را داشته ام که مدت زیادی در خدمتشان باشم ، ایشان یکی از روشنفکران نایاب زمان خودشان بوده اند که به تکثر و همزیستی اقوام اعتقاد داشتند و از این مسئله ناراحت بودند که کرد و ترکهایی که در یک منطقه زندگی می کنند بجای آبادی سرزمینشان در فکر انتقام گیری از یکدیگر باشندهمیشه به سوال خودمختاربرای کردستان و دمکراسی برای ایران باور داشتند ” .

 اینبار به بهانه سخن گفتن از قاسملو باز هجریی به سخنان تفرقه انگیزانه اش ادامه می دهد دوباره از اختلاف کرد و ترک سخن می گوید و میخواهد چنین القا کند که این دو قوم در فکر انتقام از یکدیگر هستند اما این انتقامی که هجری از آن سخن می گوید کدام است ایا کرد و ترک به درازای تاریخ در کنار یکدیگر نبوده اند ؟ در کجای تاریخ این دو قوم ایرانی بر علیه یکدیگر جنگیده اند تا اکنون بخواهند فکر انتقام باشند ؟ از این که بگذریم سخن گفتن از شعار دمکراسی برای ایران و حودمختاری برای کردستان نیز جالب است این شعار قاسملویی است که هجری او را نخبه یگانه زمان خود می داند اما چگونه است که هجری امروز به این شعار وفادار نیست ؟ آیا هجری از قاسملو مترقی تر است ؟ هجری در حالی از قاسملو سخن می راند که نه به شعارش و نه حتی به ساختار حزبش نیز وفادار نمانده است

دیپلماتیک : در میان کردهای عراق پدیده ” جاشایه تی ” و خدمت به بیگانه خیلی فراگیر تر است و حتی به صورت گروهی هم نامگذاری شده ان برای مثال ( جاشهای ۶۶ ) مانند لفظی که ملا مصطفی برای جلال تالبانی به کاربرده بود ، حتی گفته می شود که از هفتصد هزار مرد کرد پانصد هزار نفرشان مستشار صدام بوده اند ، حتی گفته می شود که کردها همیشه این صفت را در وجود خود داشته اند ، میخواهم بپرسم که این پدیده در کردستان ایران چگونه است ؟

مصطفی هجری : ” در کردستان ایران نیز این پدیده وجود دارد تا از این راه به مبارزه کردها برای دستیابی به آزادی ضربه زده شود اما نسبت به کردستان عراق این پدیده بسیار کمتر به چشم می خورد “.

برخلاف سوال اول که سوال جواب کوتاهی را می طلبید اینبار سوال طویل است جواب خیلی کوتاه ، هجری تعمدا جواب را بسیار کوتاه ارائه می کند زیرا می داند که این قصه سر دراز دارد اگر در مورد جاش بودن و خدمت به صدام سخن بگوید ناگز یر باید به خدمت خودشان به صدام نیز اشاره کند و در این صورت به درون چاهی خواهد افتاد که بیرون آمدن از ان سخت خواهد بود پس به جوابی بسیار کوتاه بسنده می کند اما این سوال چندان هم بی دلیل مطرح نشده و در ادامه چالش جدی مطرح خواهد شد هر چند که شخص  پرسشگر نیز بحث را هدف د ار و جهت دار نموده و با استفاده از اصطلاحاتی در مورد جلال طالبانی می خواهد کینه شخصی خود با مام جلال را ببروز دهد

دیپلماتیک : در دهه هشتاد قاسملو یکی از کسانی بود که با صدام رابطه ی بسیار خوبی داشت ، این رابطه بر چه اساسی بوده است ؟

مصطفی هجری : ” قاسملو با صدام حسین رابطه ی شخصی نداشته و رابطه حزبی بوده است ، زمانی که صدام بر علیه ایران در جنگ بود حزب دمکرات نیز بر علیه ایران در حال نبرد بود ، طبیعی است که به خاطر این نقطه مشترک رابطه ای نیز شکل بگیرد به نظر من این امر در سیاست خیلی عادی است “

از نظر جناب هجری رابطه و قرار گرفتن در یک سنگر با صدام حسین که قاتل اکراد و خالق فاجعه بمباران شیمیایی حلبچه است عادی است اما رابطه احزاب کردستان عراق با جمهوری اسلامی نوعی خیانت محسوب می شود و اینست سیاست یک بام و دو هوای هجری

دیپلماتیک :  ترور کردن اشخاصی مانند اسماعیل شریف زاده و ملا آواره و سلیمان معینی به وسییله ملا مصطفی بارزانی را چگونه ارزیابی می کنید ؟ چرا شما بیشتر به پارتی نزدیک هستید در حالی که گفته می شود پارتی در تفرقه های حزب دمکرات دست داشته و همچنین ملا مصطفی بارزانی در زمان جمهوری مهاباد قاضی محمد را تنها گذاشت ؟

مصطفی هجری : ” من به شخصه هیچ گونه ایرادی به عملکرد ملا مصطفی بارزانی نمی بینم ، رابطه احزاب و دولتها نیز پروسه ای طولانی مدت است که باید در جهت حل اختلافات و نزدیکی احزاب تلاش کنیم پارتی نیز مانند حزبی کردی که سابقه ای طولانی دارد علیرغم مبارزه و تلاش در راه اکراد ، نسبت به حزب دمکرات کردستان ایران دچار اشتباهاتی هم شده است که این اشتباهات در تاریخ ثبت شده اند”

دیپلماتیک :  بوجود آمدن پژاک بر صحنه سیاسی کردستان ایران چه تاثیری خواهد داشت ؟

مصطفی هجری : ” پژاک یکی از احزابی است که در این بخش فعالیت دارد اما همانگونه که خودتان در جریان هستید ” پ ک ک ” مانند سایر بخشهای کردستان برای پیشبرد اهداف خودش احزاب اقماری را ایجاد کرده است و برای کردستان ایران نیز پژاک را بوجود آوررده است و این گروه نیز به علت فعالیتی که دارند توجه عده ای از جوانان را به سوی خود جذب کرده اند اما این گروه آن نفوذی که ادعا می کنند را ندارند “

مصاحبه اینبار هجری نیز بسان همیشه فاقد هرگونه نکته ی جالبی می باشد مگر آنکه در این مصاحبه که کاملا بی برنامه و بدون دانش کافیی انجام شده هجری سعی داشته تا وجهه خود را بهبود ببخشد و خود را شخصی نخبه نشان دهد البته اگر ناشناخته بودن این روزنامه دیجیتالی و گروه مصاحبه کننده را هم نادیده بگیریم

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.