ترور شخصیتی خالد عزیزی در آستانه کنگره ۱۷ حدک

حدک به سوی کنگره ای می رود که بیشتر به میدان جنگی تمام عیار می ماند دیگر خبری از حزب به معنای تشکیلاتی آن نیست ، نه سکرتیر ، نه جانشین و نه پیشمرگه ها ، هیچ کس مطیع هیچ کس نیست هر گونه نشست دو یا سه نفره از جانب هر شخص و گروهی باشد فورا به دسیسه چینی تعبیر می گردد . هیچ گونه فعالیت حزبی در جریان نیست و تنها و تنها فعالیت که اتفاقا بازار آن بسیار داغ است عبارت است از تخریب شخصیت های حزبی و در این میان  رازهای عجیبی از طرفین فاش می شود که دهان شنونده از تعجب باز می ماند .

خالد عزیزی سکرتیر پیشین حدک که در بین طرفدارانش کاک خالد خطاب می شود ، شخصیت محبوب تعداد – زیادی – از اعضای حزبی است که ادبیات و سیاست مختص به خود را دارد شخصی است که از دیگر رقیبانش شناخته تر است و در سخن گفتن و بیان خواسته هایش کمترین ابایی ندارد از آغازین روزهای انتخاب شدنش به سکرتاریت حدک همواره از دیالوگ و مذاکره با جمهوری اسلامی ایران و بیهوده بودن مبارزه مسلحانه سخن گفته است و حتی زمانی که مقر حزب مورد حمله موشکی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قرار گرفت بازهم خالد عزیزی از مذاکره سخن می گفت در انتخابات مختلف کشور نیز خالد عزیزی رویه دیرین احزاب در تحریم انتخابات را تغییر داد و مردم کردستان را به مشاکت در انتخابات فراخواند ، لبته سخنان و اقدامات خالد عزیزی مورد پسند و اقبال بسیاری از اعضای بدنه حزب قرار گرفته است .

علت اقبال خالد را می توان به صورت زیر بیان کرد :

  1. خالد عزیزی شخصیت جدیدی بود که ظهوری ناگهانی و البته موفق داشت کاراکتر شخصیتی او با رهبران پیر و قدیمی و تکراری حزب تفاوت داشت و از نظر اعضای حزبی شخصی به نظر می رسید که نوید دهنده دمیدن روحی نو در حزب بود و می توانست حزب را از تکراری بودن و دور باطل برهاند .
  2.  شخصیت چندان برجسته ی دیگری در حزب وجود نداشت که بتواند عرض اندام کند و رهبری حزب را در دست بگیرد ، اعضای قدیمی مانند ملا عبدالله حسن زاده ( حیاکی ) پیر شده بودند و توانایی رهبری نداشتند و در صورت سکرتیر شدن از سوی حدکا متهم می شدند که به خاطر منافع شخصی حزب را منشق کرده اند و به همین دلیل بود که حسن زاده نتوانست پسرش یعنی آسو را به سکرتاریت برساند
  3. سومین مورد نیز همچنان که اشاره شد ادبیات خاص و متمایز خالد عزیزی و ارائه راه حل ها و اسلوب های نوینی بود که برای اعضای حزب جنبه نوگرایانه داشتند
  4. در مسائل مربوط به اتحاد دو حزب دمکرات خالد عزیزی در بیان مشکلات و موانع موجود و بی میلی طرف مقابل بسیار شفاف و رک بود

بهر حال اینک پس از گذشت چندین سال حدک اوضاع نابسامانی دارد که اگر ادامه یابد به احتمال بسیار زیاد به مرگ این حزب منجر خواهد شد . از یک سو مصطفی مولودی می خواهد این دوره نیز سکرتیر باقی بماند از سوی دیگر عبدالله حسن زاده در حال تدارک دیدن جانشینی فرزند دردانه اش آسو حسن زاده است و خالد عزیزی هم می خواهد با قدرت به میدان بازگردد .

اگر چه سه گوشه این مربع در حال تخریب یکدیگر هستند اما می توان به نوعی اتحاد اعلام نشده ی ملموس بین مصطفی مولودی و آسو حسن زاده برای تخریب و از میدان به در کردن خالد عزیزی پی برد . نمونه های زیر تلاشهایی از این دست برای تخریب عزیزی هستند که به صورت تیتر وار ذکر می گردند :

  1. مسموم کردن فضای مجازی بر علیه عزیزی و انتشار شایعات و توهین ها و … از جانب طرفداران حسن زاده و مولودی
  2. بلوکه کردن رسانه های حزبی از قبیل کرد کانال و سایت کردستان و کرد و عدم اجازه دسترسی به خالد عزیزی و همفکرانش که در همین راستا هفته قبل شاهد حذف ترجمه مصاحبه خالد عزیزی با توماس شمیدنگر بودیم که تعامدا برای تخریب خالد عزیزی در سایت قرار گرففت و سپس از سایت کردستان و کرد حذف شد
  3. افشای اقدامات و تمایلات و روابط خالد عزیزی در دوران سکرتاریت و پسا سکرتاریت که هدف از آنها تنها زمین گیر کردن و ترور شخصیتی خالد عزیزی است

در بخش بعدی و در ادامه همین بحث متن نامه ی شخصی به نام ” آلان خاس ” عینا ذکر می گردد که علاوه بر انتشار مطالبی جالب در مورد خالد عزیزی  بیانگر عمق اختلافات و جنگ داخلی و درون حزبی در حدک می باشد

2 Comments

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.