تحلیل و چرایی استعفای هشت عضو ارشد کومله

انور محمدی – عضو سابق دفتر سیاسی کومله

فاروق وکیلی – عضو سابق کمیته مرکزی کومله

سالار پاشایی – عضو سابق کمیته مرکزی کومله

سوران پالانی _ عضو سابق کمیته مرکزی کومله

جلیل آزادیخواه – مسئول سابق ارتباطات کومله در آمریکا

انور اسد زاده – نویسنده و رییس هیئت تحریریه آسوی روژهلات

بهروز امین پور _ مسئول سابق دفتر سکرتیر

امین سورخابی _ محقق سیاسی و کادر سابق

اینها اسامی هشت تن از اعضای کومله زحمتکشان ( کومله مهتدی ) هستند که با انتشار نامه ای در تاریخ  ۱۸٫۰۶٫۲۰۱۹  کناره گیری خود را از عضویت کومله اعلام نمودند . اگر چه استعفا و کناره گیری در تمامی احزاب کردی امری عادی و روزمره محسوب می شود اما آنچه استعفای این هشت نفر را رسانه ای ساخت دو مورد بود نخست : پایه و مقام اعضای مستعفی در این حزب که همگی از کادرهای مهم و دارای اسم و رسم این حزب هستند و به نوبه خود این استعفا می تواند انشعابی درون حزبی به شمار رود دومین مورد مطالب جنجالی ای بود که در نامه  ی استعفای آنها ذکر شده بود و به طبع آن کومله مهتدی نیز مجبور به پاسخگویی و رد اتهامات وارده شد.در ادامه قسمت های اساسی این نامه ذکر می گردد اما آنچه که از این نامه به دست می آید آنست که سیاست های انفرادی و استبدادی دبیرکل کومله و همچنین فاصله گرفتن مهتدی از اصول حزبی سبب وقوع این انشعاب شده است .

 به جرات می توان گفت که بررسی ها و پیش بینی های سایت دیار و نادیار که بر اساس اخبار واصله ارائه می شدندتماما محقق شده اند همچنان که نوشته های این سایت به دیکتاتوری و خفقان عجیب و شدید عبدالله خان مهتدی اشاره می کردند و احتمال وقوع انشعاب جدید در کومله ها را مطرح می نمودند .

در بخشی از این نامه تاریخی ، اسنادی و افشاگرانه می خوانیم که : ” مدتی قبل نیز با ارسال نامه ای ۴ صفحه ای خواستیم به تمامی مشکلات موجود بپردازیم علی الخصوص مشکلات تشکیلاتی و برخی از موارد مهمی که سرکردگی کومله از اجرای آنها خودداری کرده و با این اقدام سیاست و اصول کلی حزبی را پایمال نموده است “

پس همچنان که مشخص است در ابتدا سخن از عدم اجرای اساسنامه حزب توسط سکرتیر است و رهبری که باید عامل اجرای اساسنامه باشد خود به عامل مخل اجرای این اساسنامه تبدیل شده است البته نباید از نظر دور داشت که این اساسنامه توسط همین سکرتیر و طبق سلیقه شخصی وی نگاشته شده است و این نیز به نوبه خود بغیر از دیکتاتوری هیچ گونه معنی و مفهوم دیگری ندارد .

در ادامه به نکته ای اشاره شده است که به نوبه خود در تاریخ تحزب کردی امری نوین و ابداعی عظیم محسوب می شود و آنهم بهره گیری جناب سکرتیر از آخرین ابزارهای فنی و رایانه ای است ، برای اولین بار شاهد “گفتمان اسکایپی ” هستیم بین سکرتیری که به علت خارج نشینی و دیدار با شاهزاده پهلوی وقتی را برای ماندن در بارگاه مرکزی حزب ندارد و مجبور است برای اداره حزب و استماع مخالفان از اسکایپ بهره بگیرد و برای نخستین بار اصطلاح “حزب اسکایپی” را وارد ادبیات کردی نماید . البته نباید از دستاورد دیگر ایشان نیز غافل ماند که عبارت است از ارسال نامه ساماندهی با ایمیل و این به معنی اتوماسیون در دستگاه کومله می باشد. انشعابیون چنین می نویسند : ” کاک عبدالله مهتدی جمعا چهار بار از طریق اسکایپ با ما دیدار نمود تا با گفتگو به چاره سری دست یابیم . بجای مشورت و مذاکره تنها قول داد یکی از افراد مورد اعتمادش را به دیدار ما بفرستد ، آقای سوران پالانی قرار بود بین ما و  آقای سکرتیر واسط و ناقل پیام باشند ، اما خلف وعده نمودند و با اتخاذ تصمیمات پادگانی و نظامی ، برای هر کدام از ما نامه ی ساماندهی مجدد ارسال شد آنهم از طریق ایمیل “.

هر چه که در متن نامه به پیش می رویم بر تعجبمان افزوده می شود برای نمونه در بخشی از نامه چنین نوشته شده است :” قسمتهای وسیعی از فعالیت حزبی بدون اطلاع کمیته مرکزی و تنها از جانب شخص سکرتیر انجام می شدند و توافق های مخفیانه ای مانند عقب نشینی از خواست فدرالیزم توسط سکرتیر انجام می شود بدون آنکه کسی از اعضای کمیته مرکزی از آن اطلاع داشته باشد حتی برخی از افراد کمیته مرکزی از طریق سایت ها و کانال ها از این امر اطلاع یافته اند “

این بخش از نامه همچنان که در ادامه نیز ذکر خواهد شد به مسئله سازش و قرابت شخصی بین عبدالله مهتدی و شخص شاهزاده بی تاج و تخت پهلوی اشاره دارد که اوج آن را می توانیم در امضای مخفیانه بیانیه ” ھمبستگی برای آزادی و برابری در ایران ” ببینیم این بیانیه اگر چه در پس از ۲۲ روز علنی شد ولی مانند زلزله ای سیاسی بود که تمامی احزاب از حدکا و حدک گرفته تا کومله مهتدی و … را به لرزه درآورد و درج و انتشار آن توسط سایت دیار و نادیار این موضوع را همگانی نمود که برهرکدام از آنها تاثیر های متفاوتی داشت . حدکا در این بین با بیشترین اعتراض داخلی مواجه شد اما در چند روز گذشته شاهد آن بودیم که این موج اعتراضی در کومله عبدالله مهتدی بیشترین زیان را به همراه داشت و منجر به انشعاب گروهی ۸ نفره از این حزب شد آنچه که این اعتراض را شعله ور تر ساخت تنها مطرح شدن چند سوال اساسی بود و آن اینکه اگر دنبال استقلال و فدرالیزم نیستید پس چرا این همه جوان را قربانی سیاست های خود نموده اید ؟

چرا سران حزبی در داخل حزب و مجامع کردی از استقلال کردستان ایران سخن می گویند و در سایر جمع ها از ایرانی متحد و یکپارچه ؟همچنان که در بخشی دیگری از این نامه چنین آمده است :” متاسفانه کار به جایی رسیده است که سکرتیر در تمامی جلسه های اپوزیسیون ایرانی حضور دارد ، حتی اگر جلسه مربوط به جوانان باشد !! آخرین نمونه آن که به نوبه خود ضربه به جایگاه و پرستیژ و شخصیت حقوقی سکرتیر نیز محسوب می شود ، شرکت در اجلاس فرانکفورت آلمان است که به نوبه خود این امر را عیان ساخت که کومله  دارنده هیچ گونه طرح و برنامه مشخصی نیست و تنها مشارکت سکرتیر در این تجمعات هدف کومله محسوب می شود . جای دارد به آخرین بیانیه کومله شورشگیر و سه حزب دیگر کردی در ” همبستگی برای آزادی و برابری ایران ” نیز اشاره کنیم که اعتراض زیادی به همراه داشت ، از یک سو با زبان کردی از حمله آمریکا به ایران حمایت می کنند  و از سوی دیگر زمانی که با ایرانیان می نشینند و فارسی سخن می گویند از جنبش ضد جنگ طلبی حمایت می کنند .”

این اعضا همچنین به معضلات تشکیلاتی موجود در کومله مهتدی نیز اشاره کرده اند و چنین نوشته اند ” متاسفانه در چند سال گذشته کومله نه تنها نتوانسته به سوی ترقی جامعه کردستان گام بردارد بلکه رسوم منحط و عقب افتاده را نیز دوباره احیا نموده است . هر اعتراضی به وضع موجود قبح محسوب می شود و معترضان با بدترین شیوه ممکن مورد و تحت عنوان ” انسجام تشکیلاتی ” حمله قرار گرفته اند .”

“مدح و ثنای سکرتیر مهمترین وظیفه سیاسی در تشکیلات کومله شورشگیر محسوب می شود و هر کس در انجام این امر مقدس !! کوتاهی نماید به بی وفایی و بی باوری و نا سیاسی بودن تعبیر می شود و در آموزشگاههای کومله نیز دروسی در مورد مدح سکرتیر تدریس می شود … در حقیقت چماق سالاری به جای شایسته سالاری (گۆپاڵ سالاری لە جیاتی شایستەسالاری ) آن پروژه ی معیوبی است که سالیان سال است تشکیلات کومله را زمین گیر نموده است  .”

یکی دیگر از مواردی که سبب اعتراض این افراد شده است مسئله منطقه گرایی است که در سکرتاریت کومله به وضوح و به وفور یافت می شود و عبارت ” رییس قبیله و شرکایش ” نشان از همین امر دارد عبارتی که در مورد بسیار از احزاب کردی کاملا تطبیق می نماید برای نمونه حزب بارزانی که حزبی کاملا منطقه گرا است یا اتحادیه میهنی یا پ ک ک و پژاک که تنها شکاک ها را قبول دارند و یا حدکا که تنها به منطقه موکریان توجه دارد و یا کومله که تنها منطقه بوکان و سقز را مد نظر دارد البته حدود دو سال قبل این مسئله در سایت ما ( دیار و نادیار ) مورد بررسی و کند وکاو قرار گرفت و این صفت منطقه گرایی از خصایص بارز عبدالله مهتدی عنوان شده بود .

شفافیت مالی و دارایی :

منشعبین اعلام کرده اند که : ” در کومله هیچ کس از درآمد ها و هزینه ها اطلاعی ندارد و این حزب به ملک خصوصی سکرتیر تبدیل شده است که درآمدها نیز در این اواخر تنها صرف سفرهای بی پایان سکرتیر شده اند “

در پایان باید یادآور شد که این سخنان از زبان کسانی جاری و ساری شده است که سال ها در صفوف این حزب بوده اند و برای آرمان های خیالی آن تلاش نموده اند و اکنون پس از سالیان دراز سکوت دیگر مجالی برای ماندن در این گروهک برایشان نمانده است نه مجالی و نه طاقتی و نه صبری بر این همه بیدادی .

امیدواریم که بیانیه هایی اینچنینی درس عبرتی باشد برای فریب خوردگانی که بدون اطلاع و آگاهی و تنها بر اثر تبلیغات جذب این گروهک ها شده اند و در نهایت همگان دریابند که این فضای مسموم تنها سرابی است و بس و ابزاری است برای انتفاع مادی سران فرصت طلبشان

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.