واقعهء ۲بهمن سال ۱۳۲۴ از دیدگاهی منتقدانه!!!

دیار و نادیار

 ۲بهمن سال ۱۳۲۴ بود که مردم مهاباد و مردان آیینی منطقه موکریان در میدان چهارچراغ این شهر جمع شدند و در آنجا از طرف قاضی محمد جمهوری مهاباد را اعلام کردند و دیگر اداره سیاسی شهر مهاباد و دوروبر بر عهده کابینه ی جدیدی بود که از طرف قاضی محمد و همراهانش اعلام شده بود.

 اعلام این حکومت و جدایی از حکومت مرکزی در آن برحه ی زمانی نتیجه ی تغییرات سیاسی بود که در منطقه در حال وقوع بود،جهان دو قطبی (امپریالیسم و کمونیست) و دو جنگ بزرگ جهانی که میان این دو قطب در جهان رخ داد تاُثیر مستقیمی در معادلات سیاسی خاورمیانه و ایران داشت.

 در حالی که نیروهای اتحاد جماهیر شوروی از شمال و نیروهای بریتانیا و آمریکا از جنوب و مرکز ایران را محاصره کرده بودند و هر کدام به دنبال منافع خود بودند،حکومت مرکزی ایران ضعیف شده بود و قدرت رضا شاه به پایان رسید.در آن زمان موقعیت بسیار مناسبی برای اعلام موجودیت احزاب و پایان دادن به مبارزه مخفیانه بود، در کردستان (کومله ژیانه وه ی کورد-ک ژ ک ) و اعلام جمهوری آذربایجان در مرکز آذربایجان.

 سال ۱۳۲۰ مهاباد تبدیل شده بود به مرکز فعالیت ملی کردها و قاضی محمد به عنوان یک شخصیت بزرگ آیینی که جایگاه خاصی در میان مردم داشت به عنوان رهبر جنبش معرفی شده بود.این بود که در سال ۱۳۲۴،ک ژ ک با تغییر برخی برنامه و سیاست تبدیل شد به حزب دمکرات کردستان و قاضی محمد را دبیرکل کردند.در ۲بهمن سال ۱۳۲۴ جمهوری مهاباد از طرف کردها اعلام شد و شخص قاضی محمد به عنوان رئیس جمهوری انتخاب شد.نمیتوان از همکاری و پشتیبانی شوروی برای اجرایی شدن این طرح چشم پوشی کرد.

   این قدرت بنا به داشتن ضعف هایی که اشاره خواهیم نمود نتوانست بیشتر از یازده ماه دوام بیاورد،حکومت مرکزی نیروهایش را برای جنگ با جمهوری مهاباد به غرب کشور آورد که بدون هیچ جنگ و مقاومتی توانستند شهر مهاباد را تصرف کنند و قاضی محمد را دستگیر کنند.در ۱۰فروردین سال ۱۳۲۶ حکم اعدام قاضی محمد،سیف قاضی و صدر قاضی در شهر مهاباد اجرا شد و جمهوری مهاباد برای همیشه به تاریخ سپرده شد.

 اعتماد کردن به بیگانه (شوروی)،نبود انسجام میان نیروها،کوچک بودن جایگاه جمهوریت از لحاظ عرض جغرافیایی (فقط در شهر مهاباد حکومت میکردند)،نبود شعور سیاسی در میان مردم آن زمان مهاباد و پشتیبانی نکردن عشیره های بزرگ مهابادی از جمهوری و شخص قاضی محمد و…. از ضعف هایی بود که توانست به دوام نیاوردن جمهوری مهاباد کمک کند.اگر به جامعه آن وقت کردستان بنگریم خواهیم دید که درصد زیادی از مردم بی سواد بودند و حتی افراد سیاسی در میان جامعه انگشت شمار بودند،جامعه کردستان یا مهاباد جامعه ایی عشیره ایی بود و توانای اداره سیاسی یک حکومت را نداشتند این موقعیت نیز از طرف اتحاد جماهیر شوروی برای کردها به وجود آمده بود.قدرت نفوذ جمهوری از چند شهر بیشتر نبود و در این مدت نتوانستند که آن را افزایش دهند،منبع درآمد و بودجه ی مشخصی را نداشتند و حتی وسایل نظامی را شوروی ها در اختیار جمهوری گذاشتند.با عوض شدن معادلات سیاسی منطقه (رفتن نیروهای شوروی از ایران،سر کار آمدن قوام و…) جمهوری مهاباد تنها شدن خودش را در عرصه ی سیاسی آن زمان دید و بدون هیچ مقاومتی خود را به حکومت مرکزی تسلیم کردند و این عاقبت دلبستن به بیگانه برای کردها بود.متاُسفانه ملت کرد از دیرباز در چنین بازی های سیاسی قدرت ها بازی داده شده است که معلوم نیست کی میخواهند درس عبرت بگیرند.

(بر گرفته از وبلاگ زایله)

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.