ارمغان راسان و عاقبت خانواده های کشته های حزبی در راسان

عاقبت همسر خالد پیغامی

پس از اعلام طرح راسان حزب تیم های نظامی متعددی را به مناطق مرزی اعزام کرد. بسیاری از این تیم ها در کمین هنگ مرزی گرفتار شدند و راسان هزینه های گسترده ای را به لحاظ آمار کشته ها و از دست رفتن نیروها روی دست حدکا گذاشت. اما صرف نظر از این هزینه ها و مهم تر از آن آثار معنوی و تبعات این تلفات بر خانواده های کشته شده های حزبی است. خانواده هایی که به جای حمایت شدن در وخیم ترین اوضاع ممکن قرار گرفتند. کافی است نگاهی به اوضاع انها انداخته شود. مثلاً در همین مقر جژنیکان همسر و فرزندان کشته های راسان مورد هجوم شهوت رانان از خدا بی خبری مانند صدیق درویشی قرار گرفته که درنتیجه یا مجبور به تبعیت و تمکین شده و یا ترجیح می دهند برای یافتن ارزوهای واهی و پوشالی به بیراهه رفته و به صورت قاچاق روانه اروپا شوند تا از شر گرگ های گرسنه کمین کرده در مقرات حزب در امان باشند. در این راه نیز مشکلاتی آنها را فراگرفته است.

به عنوان نمونه یکی از افرادی که پس از آزار و اذیت صدیق درویشی مجبور به فرار شد، خانم شیدا عبداله پور همسر خالد پیغامی (در درگیری قره سقل اشنویه کشته شد) می باشد. وی با اوضاع بسیار اسفباری عازم ترکیه برای اخذ پناهدگی شده که دیار و نادیار مایل به افشای جزئیات بیشتر از این داستان نیست.

اما در این مقال همین بس که ارمغان راسان برای آنها از دست دادن خانواده و مهمتر از آن نه تنها توسط مسئولین دلجویی نشدند، بلکه مورد آزار و اذیت و طمع نیز قرار گرفتند که این فارغ از هر ایدئولوژی و عقیده ای از انسانیت به دور است و بسیار درد آور و اسفناک است.

2 Comments

  1. جنگ پاوه و افشای گلاویژ حیدری زردویی فرزند حاج عبدالرحمن حیدری معدوم
    پس از انقلاب ۱۳۵۷ و سیل ورود افراد مسلح به داخل پاوه و ایجاد جو ناامنی بویژه از ناحیه برخی از طوایف در اطراف پاوه مردم این شهر در قالب کمیته های مردمی در مرداد ۱۳۵۸اقدام به خلع سلاح آنها کرده و این امر با مخالفت اشرار منطقه و نیز احزاب مسلح کرد مانند دمکرات کردستان وغیره روبروشد. لذا در یک ائتلاف نامقدس طوایف مسلح اطراف پاوه با گروهی از اعضای حزب دمکرات کردستان که بعضا پاوه ای بودند ونیز برخی هواداران سالارجاف وافراد اتحادیه میهنی کردستان عراق و با حمایت تسلیحاتی و مادی از دولت بعث عراق اقدام به محاصره پاوه کرده که یک هفته طول کشید و طی آن اشرار منطقه اورامانات با بلند گو زنان پاوه را با الفاظ رکیک به تجاوز جنسی تهدید میکردند و در بیمارستان سربازانی را که از آن حراست میکردند باسارت درآورده و بهمراه سربازان زخمی که در بیمارستان بستری بودند کشان کشان پای دیوار نهاده توسط فردی بنام مچه (مصطفی ایناخی) ودارودسته اش تیرباران شدند و آب و ورود مواد غذایی و … را به مرکز شهر قطع کردند. با این حال هنگام حرکت ارتش به سوی پاوه در ۲۶ مرداد ۵۸ بدلیل خیانت برخی از عناصر هوانیروز و نیروی هوایی که با گروههای ضد حکومتی سمپاتی نشان میدادند اشرار مسلح موفق به فرار به خاک عراق شده بااینکه قادربودند صدهاتن از اشرار را هلاک کنند و تنها افرادیکه هواداران گروههای تجریه طلب بوده و نقش مستقیم در جنگ نداشتند گرفتار قهر دولت گردیند و گویا همسر این خانم از جمله این افراد بود. لکن پس از شکست این غائله در سال ۱۳۵۹ پدر گلاویژ حیدری که حاج عبدالرحمن نام داشت به انتقام دامادش در اردیبهشت ماه بمدت یکهفته شهر پاوه را از جانب کوه آتشگاه مورد حمله خمپاره ای قرارداد که از سوی حزب بعث در اختیار وی نهاده شده بود و دهها تن از مردم غیرنظامی در پاوه را بقتل رساند. حال این زن که در سوئد لانه کرده مکررا از راه سازمانهای موسوم به حقوق بشر درباره قتل عام خانواده اش توسط حکومت کنونی به نشخوار میپردازد در حالکیه پدر و برادر او که در حنگ مسلحانه هلاک شده اند قاتل دهها تن از مردم غیر نظامی پاوه هستند.

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.