حزب دمکرات و مصادره شخصیت مامه غنی بلوریان و دکتر سابقی

شاید در تاریخ معاصر ( بعد از انقلاب اسلامی ) کمتر زمانی را سراغ داشته باشیم که حزب بدون حاشیه بوده باشد حتی اگر از حاشیه های به وجود آمده توسط بدنه حزب هم فاکتور بگیریم بازهم این رهبری حزب است که به همیشه دچار کج رویی ها و بد رویی ها و مشکلات و مصائب بوده است و البته بیشترین علت آن هم جهل علمی و نبودن دانش و بنیاد منطقی در سطوح رهبری این حزب بوده است و در کل عده ای که البته سواد علمی و درک واقعی چندانی ندارند بر مسند قدرت حزبی تکیه زده اند و اگر جوانی تحصیلکرده را هم به حلقه خود راه داده باشند به یقین به علت سرسپردگی اش به هیئت حاکمه حزب بوده است و در غیر این صورت امکان ورود به رهبری برای هیچ کسی حتب اگر دارنده بالاترین مدرک علمی نیز بوده باشد ، هرگز مهیا نبوده است .

نمونه ای از افرادی که اتفاقا شناخت واقعی و درک صحیحی از اوضاع زمان خود داشت و در حزب فعالیت می نمود غنی بلوریان است مشهور به مامه غنی ، شخصیتی سیاسی و محبوب در بین اکراد ، از بنیان‌گذاران و رهبران حزب دمکرات کردستان ، زاده ی۱۳۰۳ شمسی

بلوریان به علت کثرت فعالیت های سیاسی که در مبارزه با رژیم ستم شاهی انجام می داد بارها به زندان افتاد تا اینکه در سال (۱۳۳۷) دستگیر و در محکمه نظامی شاه به اعدام و سپس به حبس ابد محکوم شد. او نزدیک به۲۵ سال در اسارت رژیم ستم شاهی بود تا اینکه با پیروزی انقلاب اسلامی  ایران  از زندان آزاد شد

غنی بلوریان در جریان درگیری های کردستان همواره به مذاکره و گفتگو اعتقاد راسخ داشت و در همین راستا امام خمینی، رهبر کبیر انقلاب و مهندس مهدی بازرگان،، در تهران دیدار کرد. بلوریان همواره خط مشی مسلحانه قاسملو را رد می کرد امری که سبب شد غنی بلوریان و ۶ تن از رهبران حزب به نام های : فاروق کیخسروی، فوزیه قاضی نوه قاضی محمد، رحیم سیف قاضی ، احمد عزیزی، ماموستا هیمن شاعر کردستان و نوید معینی برادر جوان‌تر سلیمان معینی از قاسملو جدا شوند.

البته اعتراض غنی بلوریان به روابط بسیار گستاخانه قاسملو با صدام نیز در این جدایی بسیار موثر بود و در نهایت از نظر غنی بلوریان ، عبدالرحمن قاسملو سرسپرده لقب می گیرد و اسناد مربوط به این سرسپردگی در کتابی با نام ” دمکراتهای راستین و اسناد سرسپردگی قاسملو ” توسط غنی بلوریان به چاپ می رسد .

بلوریان در سالهای پایانی عمر خویش کتاب پر حاشیه و افشاگریانه ۴۵۶ صفحه ای ” ئاله کوک ” را منتشر کرد این کتاب که اصل آن به زبان کردی است به بررسی انتقادی از تاریخ معاصر و جریانات سیاسی کردستان می پردازد و بسیاری از رویدادهای تاریخی کردستان در پنجاه سال گذشته را روشن می کند و از مسایل گوناگون چون جمهوری کردستان، راهپیمایی تاریخی بارزانی ها پس از سقوط این جمهوری، فعالیت های تشکیلاتی حزب دموکرات کردستان در سال ۱۹۵۹و سرگذشت حزب دمکرات سخن می گوید، در برابر اشخاص فرصت طلب و سود جو می ایستد و با شجاعت با اشتباهات خود برخورد می کند.

غنی بلوریان از نظر تمام حزب دمکرات یک خائن و یک مرتد به حساب آورده می شود و همواره مورد انتقاد و توهین حزب قرار گرفته است که نمونه بارز آن کتاب نسکو و دابران آقای هجری است که بلوریان را نفوذی توده ای می خواند و از انتصاب مامه غنی به حزب حاشا می کند .

اما در کمال تعجب اکنون پس از قریب نه سال ( ۱۸ اسفند ۱۳۸۹ ) از فوت ایشان ، در گوشه و کنار حزب از مامه غنی می شنویم و خدماتش به حزب و به کردستان و کرد !!! و مامه غنی ملک دمکراتی می شود که هرگز آن را قبول نداشت و حاضر نبود تحت لوای آن باشد اما روزگار و چرخ گردون اکنون چنین است و گردش به کام هجری چون دیگر غنی بلوریان زنده نیست تا پاسخگوی این همه بی شرمی کسانی باشد که روزگاری او را جاسوس و کرد فروش و خائن و توده ای می نامیدند .

البته در چند روز گذشته نیز نمونه ی دیگری از این عجایب حزبی را به عینه مشاهده کردیم و بمانند همیشه در بهت فرو رفتیم که خدایا مرز بی حیایی برخی افراد ، اشخاصی چون تیمور مصطفایی کجاست ؟

چند روز پیش که شخصیت خدوم پاوه ای ، دکتر مسعود سابقی دار فانی را وداع گفت . شخصی که نه تنها هیچ گاه حزبی نبوده بلکه در اوایل انقلاب سلاح شرف و دفاع از انقلاب را به دست داشته و بارها بر علیه حزب جنگیده و مبارزه نموده است اما در کمال تعجب می بینیم که کاوه بهرامی به سرعت اطلاعیه ای صادر و از ایشان به عنوان شخصیتی حزبی یاد می کند و فوت دکتر سابقی را تسلیت می گوید!!

همین حزبی خواندن دکتر سابقی  سبب اعتراض در سطوح مختلف می شود از مردم انقلابی پاوه تا خانواده دکتر سابقی حتی در میان حزبی ها هم اعتراضاتی دیده می شود برای نمونه از جناح مقابل حدکا یعنی حدک افرادی  مانند اسماعیل شرفی یا موسی باباخانی دست به کار شده و کاوه بهرامی را به باد سخره و انتقاد گرفته اند و جناح خودی ( حدکا ) نیز افرادی چون حمه نظیف قادری و تیمور مستفائی به این تسلیت گویی و حزبی خواندن دکتر سابقی اعتراض کرده اند  

1 Comment

  1. پس از انقلاب ۱۳۵۷وزوال حکومت پهلوی و مسلح شدن طوایف کرد(جاف) در اطراف پاوه در شمالغرب کرمانشاه مردم این شهر برای دفاع از خود در برابر مسلحین زورگو در قالب تشکلهای مردمی در مرداد ۱۳۵۸اقدام به تحصن در فرمانداری شهر و درخواست خلع سلاح عمومی کرده و پس از خلع سلاح افراد مسلح این امر با مخالفت طوایف مزبور و نیز احزاب مسلح کرد مانند دمکرات کردستان وغیره روبروشد. لذا در یک ائتلاف طوایف مسلح اطراف پاوه با گروهی از اعضای حزب دمکرات کردستان که پاوه ای بودند در قوری قلعه به گردهمایی دست زده و پس از پیوستن برخی هواداران سالارجاف وافراد اتحادیه میهنی کردستان عراق با حمایت تسلیحاتی و مادی از دولت بعث عراق اقدام به حرکت به سوی پاوه و محاصره شهر کرده که یک هفته طول کشید ورسیدن خواروبار و آذوقه و حتی آب آشامیدنی به شهر قطع گردید و طی آن اشرار منطقه اورامانات با بلند گو زنان پاوه را با الفاظ رکیک به تجاوز جنسی تهدید میکردند و در بیمارستان شهر سربازانی را که از آن حراست میکردند باسارت درآورده و بهمراه سربازان زخمی که در بیمارستان بستری بودند کشان کشان پای دیوار نهاده توسط فردی بنام مچه (مصطفی ایناخی) و حبیب ایناخی دارودسته آنها تیرباران شدند. با این حال هنگام حرکت ارتش به سوی پاوه در ۲۶ مرداد ۵۸ بدلیل خیانت برخی از عناصر هوانیروز و نیروی هوایی و نیروی زمینی که با گروههای ضد حکومتی سمپاتی نشان میدادند اشرار مسلح موفق به فرار به خاک عراق شده با اینکه ارتش قادربودآنها را قلع و قمع کند. از اینرو دولت گروهی از هواداران دوآتشه احزاب کردی از اهالی پاوه و اطراف آن را را دستگیر و مجازات کرد و گویا همسرگلاویژحیدری زردویی از جمله این افراد بود.با این حال برخی از این افراد مجازات شده در منازلشان سلاح کشف شده بود ازجمله حبیب چراغی همسر گلاویژ که در حال شلیک به هلیکوپتر از داخل خانه توسط خلبان هلیکوپتر رصد شده و همسایه ها آنرا تایید کرده بودندوگلاویژ دکتر سابقی را بدروغ عامل مرگ همسرش معرفی کرده است وبرخی دیگر ازاعدام شده ها در هشت آبان ۵۷ در جریان آمدن سالار جاف به پاوه در مسجد میدان پاوه تعدادی از همراهان اورا در حالیکه به مسجد پناهنده شده بودند بطرز فجیعی بقتل رسانده بودند. لکن پس از شکست این غائله سران حزب دمکرات ودر راس آن حاج عبدالرحمن حیدری پدر گلاویژبه انتقام دامادش در اردیبهشت ماه بمدت یکهفته شهر پاوه را از جانب کوه آتشگاه مورد حمله خمپاره ای قراردادند که از سوی حزب بعث در اختیارآنها نهاده شده بود و دهها تن از مردم غیرنظامی در پاوه را بقتل رساند. حال گلاویژ حیدری در سوئد مکررا از راه سازمانهای موسوم به حقوق بشر درباره قتل عام خانواده اش توسط حکومت کنونی به سخن بمیان میاورد در حالکیه پدر و برادر او که در جنگ مسلحانه کشته شده اند قاتل دهها تن از مردم غیر نظامی پاوه هستند.

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.