نفوذ سرویس اطلاعاتی میت در حدکا- بخش اول

ارتباطات حدکا و ترکیه چند سالی است که روند صعودی و رو به افزایشی را طی می کند. از تردد مقامات رسمی حدکا به کنسولگری ترکیه در اربیل گرفته تا ارتباطات پنهان با میت ترکیه! اما تعریف این ارتباطت و نیازمندی ترکیه از حدکا چه می تواند باشد؟ فشار به ایران به خیال واهی حمایت ایران از پ.ک.ک و در ازای آن؟ تبعیت حدکا از پارتی و ارتباط مناسب با ترکیه ای ها و یا اهرم فشاری علیه پ.ک.ک بویژه در مناطق مرزی؟

ماجرا هر چه که باشد از ارتباطات رسمی تا نفوذ قابل تعریف است. مانند نفوذی که پارتی و پاراستین بر اغلب مقامات و کادرهای حدکا دارند. این ارتباطات گاه رسمی است و گاه واقعاً نفوذ است و سطوح بالای رهبری حدکا از آن بی خبرند.

به هر حال در این پست به یکی از مصادیق نفوذ سرویس اطلاعاتی میت ترکیه در حدکا با هدف جاسوسی علیه پ.ک.ک پرداخته می شود:

منصور غفاری را می شناسید. عضو حزب دمکرات کردستان ایران اهل سقز که حدود ۸ سال پیش به حزب دمکرات کردستان ایران پیوست.

از همان ابتدا رؤیای مهاجرت به اروپا را در سر می پروراند. حزب دمکرات مثل خیلی افراد دیگر اصطلاحاً او را سرکار گذاشت و مدتی در ترکیه آواره شد. حدود یکسال هم در کمپ آوارگان ماند. تا اینکه چاره را در پیشنهاد عبدالرحمن رحیمی (چکو رحیمی مسئول وقت کمیته امنیت حدکا) مبنی بر جاسوسی برای میت دید. بنابراین از طریق چکو به سرویس میت ترکیه وصل شد. (این نشان می دهد که همکاری حدکا با میت دیرینه است). به هر حال قرار شد منصور فعلاَ چند سالی آمار تحرکات و ترددات پ.ک.ک در اربیل و سلیمانیه را برای میت ارسال کند و در ازای آن میت ضمن حمایت مالی رؤیاهای او در مورد مهاجرت را برآورده کند. با این وصف ترددات مکرر وی به ترکیه آغاز شد. وضع زندگی او نیز تا حدود زیادی بهبود یافت. اصطلاحاً یک شبه راه صد ساله را طی کرد و در حزب او را جوجه بیزینس من خطاب می کردند. نه تنها خود، بلکه به بقیه پیشمرگه ها هم کمک می کرد. میهمانی های شبانه، خوشگذرانی و … آغاز شد. در ازای فروختن کادرها و اعضای پ.ک.ک در سلیمانیه !

پس از مشکوک شدن پ.ک.ک و به تبع آن اتحادیه میهنی به ماجرا، زمینه اخراج او از سلیمانیه را فراهم آوردند. ولی برای اینکه روابط با ترکیه خراب نشود، هیچ دلیلی برای اخراج او مطرح نکردند.

در سال ۲۰۱۸ دستگاه زانیاری بدون ارائه ادله یا مستندی دستور اخراج وی از کردستان را صادر کرد. حتی با پادرمیانی و ضمانت بی قید و شرط سطوح بالای رهبری حدکا، مشکل حل نشد. پس از آن حدکا به پشتوانه پارتی و میت با اتحادیه میهنی در افتاد و وی را به اربیل منتقل نمود. این شائبه ایجاد شده بود که شاید وی پول زیادی به حدکا داده که اینگونه پای او ایستاده و حمایت می کند… در صورتی که مسأله فراتر از این حرف ها بود…. مدارک و مستندات بیشتر بزودی در بخش دوم این مطلب ارائه می گردد.

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.