چماقداران پارتی و مسئله اعدام مصطفی سلیمی


آنچه در نوشتار پیش رو از نگاه خواننده ی محترم می گذرد تحلیلی است که سعی دارد به زوایای نهان و پیدای مسئله ی مصطفی سلیمی بپردازد نه اینکه مصطفی سلیمی که بود و چه کرد بلکه به این مسئله نظری بیفکنیم که چرا فرار و سپس اعدام این شخص به صورت کاملا یکباره و آنی در برخی رسانه ها چنین گسترده بازتاب یافت ؟ چه کسانی پشت این توطئه بودند و هدف و دستاوردشان چه بود ؟

نخست زندانی سیاسی یا بندی شرور ؟

در همان لحظات پیدایش بحث مصطفی سلیمی شاهد آن بودیم که عده ای می خواستند او را زندانی سیاسی کرد نشان دهند که به خاطر عضویت در احزاب کردی و مبارزه ی مسلحانه با جمهوری اسلامی ایران به اعدام محکوم شده است ! اما آیا این مدعا واقعیت داشت ؟

برای پاسخ به سوال اول باید به سوابق مصطفی سلیمی رجوع کرد البته از زبان اپوزیسیون : مصطفی سلیمی متولد چهارم تیرماه ۱۳۴۶، اهل روستای ایلو منطقه «تیلکو» از توابع شهرستان «سقز» بود که در سال ۲۰۰۱ به عضویت یکی از احزاب اپوزیسیون کُرد  (حدکا ) درآمد و تا حدود سه سال با این حزب همکاری کردە بود اما در اواخر سال ۲۰۰۳، به همکاری خود با حزب پایان داده است( https://farsi.alarabiya.net )

مصطفی سلیمی فروردین ۱۳۸۲ به خاطر حمله مسلحانه به پایگاه ایرانشاه سقز و کشته شدن ( شهادت ) دو مامور نظامی در شهر نهاوند بازداشت شد   ( iranintl.com)

پس عملا مصطفی سلیمی در زمان ارتکاب به جرم نه تنها عضو هیچ حزب و گروهکی نبوده بلکه در داخل کشور در کمال صحت و آزادی ، مشغول به زندگی عادی خود بوده و آنچه سبب دستگیری وی شده همکاری با گروهی از راهزنان ( چته ها ) بوده که این مهم به روشنی و عینا توسط روزنامه نگار اپوزیسیون معاند یعنی ” شاهد علوی ”  در مصاحبه با اخبار ساعت ۱۹ تلویزیون روداو به صراحت بیان شده است ، حتی زمانی که مصطفی سلیمی در روز ۸ فروردین ماه به همراه حدود ۸۰ زندانی دیگر از زندان سقز فرار کرد یکی از اعضای حدکا مدعی شد که فراریان تنها از بند اراذل و اوباش بوده اند هیچ زندانی سیاسی موفق به فرار نشده است .

 پس تماما ادعای زندانی سیاسی بودن و جرم سیاسی در مورد این شخص غیر منطقی  و کذب بوده است و جرم حقیقی وی همچنان که دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان کردستان بیان نموده ،  سرقت مسلحانه، شرارت، ایجاد رعب و وحشت در چندین روستا از روستاهای سقز، اخاذی مسلحانه و آزار و اذیت مردم و سلب امنیت و آرمش مردم بوده است که پس از دادگاهی ، حکم اعدام برای مصطفی سلیمی در سال ۸۳ در شعبه اول دادگاه انقلاب سقز صادر و در دیوان عالی کشور در تاریخ ۱۶ اسفند ۸۳ تایید شده می شود .

سوال دوم : چه کسانی پشت این همه هیاهوی رسانه ای بودند ؟

مهمترین نکته ای که در کیس دفاع از مصطفی سلیمی و سیاسی خواندن وی به روشنی مشهود است دعبارت است اینکه تا بدین لحظه ، هیچ حزب و ارگان و گروه و دار و دسته ای حاضر نشده اند تا این شخص را عضو خودشان بخواند و یا ادعا کنند که با آنها در ارتباط بوده است و جالبتر آنکه حدکا در همان آغاز ماجرا خود و هفت پشت خود را از ارتباط و عضویت سلیمی مبرا دانست و رسما اعلام کرد که این شخص هیچ گونه ارتباط تشکیلاتی با حزب نداشته اشت و کومله ها هم به همین صورت و حتی حزب استالین هم حاضر به پذیرفتن این شخص نشد و در نهایت حدک نیز ادعا کرد که مصطفی سلیمی به توصیه ی آنها برای فرار از ایران و رساندن خودش به اقلیم کردستان عمل نکرده است .

تنها کسانی که در این میان سعی در بازار گرمی داشتند عبارت بودند از دو گروه

  1. نوچه های مسعود بارزانی
  2. رسانه های فارسی زبان مخالف نظام که همان گروه اول منبع خبری و تفسیر خبرشان بودند

و در این میان بارزترین شخصی که به کاسه ی داغتر از آش بدل شده بود کسی نبود جز علی جوانمردی روزنامه نگار مستقل اما کارمند صدای امریکا ((:

جوانمردی به عنوان منبع خبری گروه دوم لحظه به لحظه به انتشار مطالب در مورد  مصطفی سلیمی اقدام می کرد و در رسانه های مختلف حضور می یافت و به صورت مداوم ادعا می کرد که این شخص توسط اتحادیه ی میهنی به جمهوری اسلامی ایران تحویل داده شده است و کانال هایی مانند ” نیشتمان جوان ” و … و شبکه هایی مانند بی بی سی فارسی و ایران اینترنشنال سعودی-پهلوی به انتشار اکاذیب علی جوانمردی اقدام می کردند که عمدتا هدف از آن اتهام زنی به اتحادیه میهنی بود

سوال ۳ : هدف این افراد از اعلام جنگ رسانه ای با اتحادیه ی میهنی چه بود ؟

سوال سوم ممکن است مهمترین سوال در ذهن خواننده ی گرامی باشد که البته پاسخ آن نسبتا آشکار است و برای درک بهتر باید با دیدی وسیعتر به تابلویی گسترده تر از رویدادهای سیاسی پرداخت .

پارت دمکرات کردستان به سرکردگی مسعود بارزانی بعد از تشکیل کنگره اتحادیه میهنی و انتخاب سکرتاریت جدید برای این حزب ، جنگ روانی – رسانه ای عظیمی را بر علیه اتحادیه ی میهنی آغاز کرده است و در این راستا مسئله ی استقرار نیروهای پارتی در منطقه ی ” ورتی ” نمود بارز آغاز این جنگ و بحران است ، جنگی که از سوی روداو و کردستان ۲۴ و کردستان تی وی و زاگرس تی وی و وار تی وی و …. دهها شبکه ی ماهواره ای پارتی عملا به اجرا گذاشته می شود و سعی دارند اتحادیه میهنی را به تلاش برای شکست آزمون اقلیم کردستان و دو اداره ای متهم کنند و در این راه از روا داشتن هیچ اتهامی به اتحادیه ی میهنی خودداری نمی کند و همچنان که گفته شد پارتی تمام قوا و توان و تجهیزات خود را برای این جنگ بسیج کرده است .

و یکی از کسانی که سال ها از اموال بی پایان به غارت رفته توسط پارتی نشخوار کرده است کسی نیست جز علی جوانمردی سلطنت طلب جمهوری خواه تمامیت خواه استقلال طلب شاهدوست بارزانی پرست و اینچنین است که علی جوانمردی نیز به جنگ بین پارتی و اتحادیه ی میهنی ملحق می شود

جوانمردی که ابتدا فرار زندانیان از زندان سقز را به علت ترس زندانیان از شیوع کرونا  عنوان می کرد به ناگاه در چرخشی ۱۸۰ درجه آن را اقدامی قهرمانانه و طرحی هوشمندانه برای رهایی زندانیان سیاسی از بند می خواند و برای این شاهکار قهرمانی نیز می تراشد که صد البته قهرمان داستان علی جوانمردی باید شخصیتی سیاسی باشد و چون تمام بندیان فراری از بند اشرار بوده اند به ناچار مصطفی سلیمی را برای ایفای نقش قهرمان داستان انتخاب می کند و ذکاوت علی جوانمردی در صید از آب گل آلود سبب می شود باعث می شود تا وی در سناریویی زیرکانه بین دستگیری مصطفی سلیمی و تخریب اتحادیه ی میهنی رابطه برقرار کند و اینجاست که علی جوانمردی از تمام تریبون هایی که بارزانی و شاهزاده ی ربع پهلوی و صدای آمریکا در اختیار وی قرار داده اند ، این خبر را منتشر می کند که مصطفی سلیمی در زون سبز یعنی منطقه ی تحت تسلط اتحادیه ی میهنی دستگیر شده است و مسئولان آسایش پنجوین این شخص را به جمهوری اسلامی تحویل داده اند .

چرا ماجرای مصطفی سلیمی با وجود این همه هیاهو خاتمه یافت ؟

همچنان که شخصی به اسم مصطفی سلیمی به یکباره وارد فضای مجازی شد به یکباره نیز بحث در مورد وی متوقف شد و اما دلایل این ماجرا

  1. عدم استقبال مردمی :

مردم منطقه ی تیلکو به خوبی به کردار و رفتار سلیمی واقف بودند و از واقعیت امر نیز خبر داشتند و در همین راستا مردم سقز از هیاهوی علی جوانمردی  کمترین استقبالی نکردند و بدین شیوه یکی از اهداف این توطئه که ایجاد آشوب در سقز بود ناکام ماند

  • احزاب کردی مخصوصا دمکرات ها این شخص را به خوبی می شناختند و به کردارش واقف بودند و از طرز فکر مردم در مورد این مسئله نیز آگاه بودند با وجود آنکه در ابتدا شاهد برخی اظهار نظرهای عجولانه از برخی مسئولان حزبی بودیم (کومه له _ سازمان کردستان حزب کمونیست ایران) اما احتیاط احزاب در مورد وارد نشدن به بازی اتحادیه میهنی و پارتی سبب شد تا این احزاب با پیشنهاد تشکیل گروه حقیقت یاب موافقت کنند و به شکلی کاملا محترمانه از بازی پارتی عقب بنشینند برای نمونه بیانیه ی حدک در این مورد
  • ادعا های توخالی و بدون سند علی جوانمردی :

هر چه در کانال آوا تودی فارسی و کردی بیان شد تنها ادعا بود و برای هیچکدام از سخنان جوانمردی سندی ارائه نشد و در انتها که رسانه ی های اپوزیسیون مخصوصا رسانه های فارسی زبان به اوج حماقت خود در باور به سخنانی که از سوی علی جوانمردی بیان می شد و حول چرخه ای از دروغ و تناقض در گردش بود ، به پیگیری مسئله و انتشار اخبار کذب پایان دادند

  • شفاف سازی

هر انچه که از سوی کانال های معارض بیان می شد به صورت دقیق و منطقی از سوی فعالین رسانه ای داخل کشور رد می شد و جواب منطقی تضاد ها در اختیار افکار عمومی قرار می گرفت و اینچنین بود که هیچ مجالی و عرصه ای برای دروغ گویی و خیال پردازی و داستان سرایی قلاده به گردن های بارزانی باقی نمی ماند .

در ادامه قسمتی از شفاف سازی یکی از کاربران مهابادی با نام راستی ذیلا بیان می شود : ” گروههای معاند در فضای مجازی و شبکەهای اجتماعی با تحریک احساسات  و جوسازی رسانەای  سعی در نفوذ و تحریف افکار عمومی مردم کردستان داشتەاند… در حقیقت شخص مذکور  را ابزار رسانەای خود قرار دادەاند و سو استفاده‌های رسانەای خود را در این ارتباط بروز دادند. در یک تحلیل سادە  می‌توان بە این حقیقت پی برد کە اقدامات مذکور چیزی جز آب در هاون کوبیدن سیاسی و رسانەای نیست …اگر نگاهی بە مجازات اعدام در سایر کشورهایی کە همین دمکرات و هم‌فکرانش آنها را یگانه منجی رستگاری کذایی خود می‌پندارند بیاندازیم متوجە خواهیم شد کە در همان کشورها هم سالانه بە تعداد زیادی مخالفین و مجرمین زندانی و اعدام می‌شوند. حال سوال اینجاست چرا اعدام و یا زندانی شدن در این کشورها هیچ بازتابی در رسانەهای آنان ندارد، اما بە محض وقوع رویدادی از این دست کە بر اساس موازین  قانون مجازات اسلامی نظام صورت گرفتە اقدام بە چنین فضاسازی بی قید و بند و متوهمی می‌زنند؟ اگر بخواهیم از زاویە حقوق بشری هم بە این قضیە خردەنظری بیفکنیم متوجە یک نکته مهمی خواهیم شد؛ این کە شخص مذکور حکم اعدام داشتە و هفدە سال در زندان بوده و حکم وی اجرا نشده است، دلیل این تٲخیر جز یک مسٲله کە آنهم احتمال بخشودگی یا عفو وی نمی‌تواستە است باشد …در چنین فضایی کە امروزە دیگر رسانە و شبکەهای اجتماعی رسالت آن را بر دوش می‌کشند، وجود شفافیت سازی و پرداختن بە جزئیات امر اقدامی توجیهی و قابل دفاع بە نظر می‌رسد. زیرا مصطفی سلیمی و مجرمانِ امثال وی همیشە در معرض سواستفادەهای رسانەای قرار دارند. جالب اینجاست کە دیروز حکومت اقلیم کردستان و علی‌الخصوص اتحادیە میهنی کردستان عراق در بیانیەای اعلام نمود کە فرد نامبرده اصلا در کردستان عراق حضور نداشتە و در یکی از روستاهای مرزی بانە توسط نیروهای ایران دستگیر شدە است. با این تفاسیر دیگر خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل “.

و سخن آخر آنکه :

در این ماجرا افرادی چون علی جوانمردی و … آبروی نداشته ی خود را بیشتر به حراج گذاشتند تا نوکری و حلقه به گوشی خود را ببیشتر به اثبات برسانند و در این راه مفتخر به دریافت پاداش کار خود نیز شدند که در مقاله ی بعدی به پاداش کار این افراد پرداخته می شود

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.