عقب نشینی مصطفی هجری، استراتژی یا تاکتیک؟

واکاوی اختلافات اخیر در حدکا

انتشار زوایای پنهان اختلافات در حدکا

کاری از تیم تحقیق و پیگیری دیار و نادیار

طی روزهای اخیر، یکی از اخبار داغ فضای مجازی کوردی ایرانی، بروز اختلافات در حدکا بود. جنگ قدرتی که مدتهاست گریبانگیر احزاب شرق شده و هربار به بهانه ای سرباز می آورد و نیرو و پتانسیل آنها را معطوف به هر مسأله حاشیه ای می کند الا هدف اصلی. رهبری با درایت هرچه تمام تر خیلی تلاش کرد که مسأله به رسانه ها بروز نکند و این دعوای خانوادگی به نوعی حل شود. اما بی اخلاقی معترضین در انتشار برخی مطالب در رسانه ها و مطرح کردن حواشی اخلاقی، مالی و…. منجر شد که حتی رهبری حدکا توان پنهان کردن اختلافات را نداشته و تنش ها به اوج برسد. در حال حاضر اختلافات فروکش کرده و به ادعای رسانه های حزبی نوعی همبستگی و توافق ایجاد شده و اوضاع رو به بهبود است، اما دراین راستا باید با تلاش اصولی و ریشه یابی دقیق به توافق رسید و مسأله را فیصله داد نه ژست های رسانه ای و همه چیز را مناسب جلوه دادن! با این هدف و با این رویکرد به این مسأله می پردازیم که آیاعقب نشینی هجری موضوعی اصولی و استراتژیک بوده یا تاکتیکی برای خرید داروی زمان و فروکش نمودن تنش ها! به هر حال آنچه که امروز در حدکا رخ داده، در مقاله ای تحلیلی در سایت دیارو نادیار در مورخه ی  ۲۶ اسفند ۱۳۹۶ هشدار داده و پیشبینی شده بود.

ابتدا ماجرا را بار دیگر واکاوی می کنیم. دو جلسه پر تنش در روزهای ۷ و ۸ ماه میلادی برگزار شد. ابتدا انکار و طرد مخالفین و بسیج رسانه ها علیه آنها، نامه در فضای مجازی علیه یکدیگر، استفاده از رسانه های رسمی علیه مخالفین و در نهایت : همبستگی، عقب نشینی و پذیرش برگزاری کنگره زود هنگام!

ریشه ی همه ی اختلافات به نامه ی دو هفته قبل عده ای از اعضای رهبری حدکا به مصطفی هجری باز می گردد که خواهان لغو ساختار جدید حدکا (مصوب کنگره ی ۱۶ )، برگزاری کنگره زود هنگام، شفافیت مالی و اتحاد مجدد دو حزب دمکرات شده بودند. این نمای کار بود. به اصطلاح هر جا اختلافی پیش آید، بهانه و ابزار موجه و عامه پسند آن نیز پیدا خواهد شد. ماجرا جنگ قدرت است و خواسته ها نمای کار. اما آیا این ریشه اختلاف بود؟ خیر!

نقطه آغاز اینجا بود.

نقطه آغاز اینجا بود. درگیری لفظی شدیدی بین فواد خاکی بیگی ( دست راست مصطفی هجری ) و حسن شرفی در روز اول. در روز دیگر نیز شاهد نشستی چند دقیقه ای هستیم که در آن حسن شرفی با ادبیات محکم و کوبنده خود به هجری می تازد و او را دیکتاتور می خواند . نسشتی که هجری با لحنی بسیار تند درخواست های معترضین را بی اخلاقی خواند . معترضین هم به ظاهر مطالبات عامه پسند و مخاطب پسندی داشتند. خواهان شفافیت مالی و ساختاری و رفرم در حزب بودند و نسبت به فساد در حزب اعتراض نموده بودند و در این زمان بود که حسن شرفی به شیوه ی گفتار هجری اعتراض نمود و اینگونه رفتار را دیکتاتورانه خواند که پس از این کشمکش حسن شرفی و همراهانش فورا جلسه را ترک کردند.

پس از این واقعه بی اخلاقی های زیادی روی داد. صفحه های فیسبوکی راه اندازی شد و به تخریب همدیگر پرداختند. مطالب متعدد (از دو هفته پیش تا کنون ۲۸ مطلب و عکس نوشته! ) به دیار و نادیار واصل شد که این سایت مستقل بنای ورود به اختلافات اینچنینی را نداشت. خارج از پرنسیب و اصول رسانه ای است که از آب گل آلود ماهی گرفتن!

اما آیا واقعاً هجری دیکتاتوری بود که به کلام خود پافشاری می کرد و مخالفین انسانهایی حق به جانب با درخواست اتحاد حدک و حدکا و رفورم و تغییر ساختار و… شعار های عامه پسند؟! خیر این هم تمام ماجرا نیست. تمامی اینها نمای کار است.

واقعاً آیا فکر می کنید حمه نظیف قادری و تیمور مصطفائی که در کنگره ۱۶ مخالف سرسخت اتحاد دوباره بودند، اکنون تبدیل شده اند به مطالبه گر اتحاد دو جناح؟ به هیچ وجه! جل الخالق ! روزی که مصطفی هجری در کنگره ۱۶ گفت سعی کنیم جناح مقابل را به رسمیت بشناسیم این دو از مخالفین اصلی بودند حالا شدند مطالبه گر اتحاد! نان این اختلافات را هم ملاعبداله می خورد و از دور دستی بر آتش دارد و پیغام می دهد انشاء الله تا ۲۵ گلاویژ خبرهای خوبی می شنویم و با همدیگر جشن می گیریم! ملاعبدالهی که روزی عامل و بانی اصلی انشعاب بود الان برای اتحاد دعا می کند! گویا همه چیز وارونه شده است.

سوال دیگر: دست های پشت پرده ی حزبی ( پرویزی و صاحبی، خاگی بیگی و… ) آیا صحت دارد؟ در این بین علاوه بر کریم پرویزی از محمد صاحبی یا فؤاد خاکی بیگی نیز نام برده می شود افرادی  که سعی دارند بیشترین ضربات را بر حسن شرفی وارد نمایند . خیر. این افراد بیشتر ملعبه و ابزار دست بزرگان در جنگ قدرت هستند.

یا اینکه میرو علیار که روز کنگره ۱۶ خطاب به کاک مستفا گفت رهبر حزب تو هستی و تو باید به عنوان رهبر در حزب باقی بمانی، الان یک شبه شده مخالف هجری؟

در اینکه هجری اگر دستش می رسید و توان داشت همان روز اینها را تعیین تکلیف می کرد شکی نیست. خاطرتان باشد همان موقع هم پیغام پسغام به دیگران می فرستاد که مثلاً به حسن شرفی یا عروسش فاطمه عثمانی رأی ندهند و…

روزی که هجری تیمور مستفائی را عضو مرکز سیاسی کرد و به حمه نظیف وعده ریاست مرکز چاودیری را داد هر چند به زعم خود قصد داشت میان آن دو اختلاف بیاندازد و این دو جنوبی را از هم جدا کند، اما مسأله این است که آنها (دسته مخالفین) آن زمان در شوک بودند و هنوز نمی دانستند چه بر سرشان آمده و بی سوادی اینجاست که رخ می نماید و همه چیز را چشم بسته تصویب می کنند.

پس از کنگره به تدریج اتحادشان را علیه هجری محکم تر کردند چون تقریباً متوجه شدند چه کلاه گشادی سرشان رفته است. حسن شرفی، تیمور مصطفائی، رستم جهانگیری، صدیق درویشی، طاهر کسیلی، محمد صاحبی و شاهو حسینی از لیدرهای اصلی مخالفین بودند و همان زمان عهد کردند که این رویه را بشکنند. با بروز موشک باران ماجرا به نفع هجری تمام شد و این رویه به تأخیر افتاد.

کرونا و مشکلات کمپ نشینی باعث شد باردیگر مخالفین خود را بازیابی کنند و منتظر جرقه ای برای بر هم زدن میز باشند.

آیا می دانید مسأله چیست؟

مسأله جنگ قدرت ناشی از تغییر ساختار است که از روز پس از پایان کنگره ۱۶ آغاز شد، مانند بهمنی سرشار از برف هر روز بزرگتر شد و منظر جرقه ای بود که آوار شود و بر سر کسی مانند فؤاد خاکی بیگی فرو بریزد. مسأله اختیارات آقایان است که با طرح هجری کاهش یافته است!

اما اصل و ریشه ی این اختلافات چیست ؟

نخست دلایل و استنادات مخالفان هجری ( گروه معترضین ) :

۱-  سکرتاریت مادام العمر هجری

این گروه که بیشتر حول سه شخصیت دمکرات یعنی حسن شرفی و تیمور مصطفایی و حمه نظیف قادری شکل گرفته  اند ، بیشتر خود را منتقد رفتار و سیاست های هجری می دادند و زمان آغاز اختلافات را هنگامی عنوان می کنند که هجری سعی نمود با ارائه طرحی ، سکرتاریت خود را مادام العمر نماید . این گروه همچنین بر این باورند که طرح تغییر ساختار حزب دمکرات که کنگره ی قبل از سوی هجری طرح و اجرا شد در راستای سکرتاریت مادام العمر هجری  بوده است . آنان شخص کریم پرویزی را مجری این طرح می دانند و معتقدند پرویزی که مسئول رسانه ها و تلویزیون حزب است کاملا در راستای تحقق این طرح حرکت می نماید ، حتی یکی از اعضای این دسته معتقد است که رسانه های حزبی و سایت کردستان میدیا بیشتر به آلبوم عکس های شخصی مصطفی هجری شباهت دارند تا سایت مرکزی حزب .

علی جوانمردی نیز در لایو بخش کردی خود هجری را به دیکتاتوری متهم کرده و چنین می گوید : در داخل حدکا تیمی پیدا شده که از اتحاد مجدد می ترسند و در راس آنها مصطفی هجری قرار دارد. هجری طرحی را ارائه داده که بنابر آن حرف اول و اخر باید با خودش باشد و تنها او باید سکرتیر مطلق باشد.

بر همگان واضح است که علی جوانمردی گربه ای است که محض رضای خدا موش نمی گیرد و حتماً پای یک منفعتی در میان است که دلسوز اتحاد دوباره شده و مصطفی هجری را عامل انشعاب می داند!



۳-  شکست شیوه ی مدیریت هجری :

گروه معترضین معتقدندکه شیوه ی مدیریت هجری به شدت با شکست روبرو شده است یکی از فعالین این گروه چنین می گوید : ” در حال حاضر دسته ی اجرایی حزب بسیار ضعیف است و عده ای از اعضای این دسته استعفا داده اند . مرکز سیاسی نیز در جایگاه و پایگاه شایسته ی خود قرار ندارد و برای مرکز نظارت نیز هیچ گونه مسئولیت خاصی تعریف و مختص نشده است . مرکز انتخابات نیز تنها در حال تایید کسانی است که با هجری موافق اند تا این افراد در کنگره حضور یابند . نمایندگی های حزب در خارج از کشور در اوج مشکلات و بی مسئولیتی هستند  ( اشاره به مقاله ی منتشر شده در دیار و نادیار ) نفر اول حزب توانایی اداره حزب را ندارد و طبیعی است که باید این جایگاه را به شخص دیگری واگذار کند .

۴- نبودن فرصت اعتراض و انتقاد : 

یکی دیگر از اعضای گروه معترضین به دیار و نادیار چنین می گوید :”زمانی که هجری برای گروهی از مفسدان و دزدانی چون محمد صالح قادری مصونیت قائل شده  ، دیگر ما باید شکایت مان را به کدام دادگاه و محکمه ببریم ”

معترض دیگری معتقد است که حزب دمکرات در حال حاضر به علت انباشته شدن کوهی از اختلافات و مشکلات همانند دیگ زودپزی است که به شدت می جوشد و به مرز انفجار رسیده است که اگر در بدنه آن سوپاپ هایی برای تخلیه ی این بخار اندیشیده نشود به زودی شاهد انفجار حزب و چند تکه شدن آن خواهیم بود .

دیگری بر این باور است که : بعد از کشته شدن شرفکندی و در نتیجه ی وجود اختلافات و جنگ قدرت بین هجری و حسن زاده ، عصبیت در بین افراد حزبی جایگاه خود را به تعصب داده است و در نتیجه شاهد بروز رفتارهایی چون شخص پرستی و شهر پرستی و … در داخل حدکا بوده ایم و نتیجه ی نهایی تعصب هم اینست که مجالی برای هیچ گونه اعتراض و انتقاد باقی نمی ماند و هر آنچه که گفته شود به دشمنی تعبیر می شود .

۵-  تغییر ساختار حدکا توسط هجری مانع اتحاد مجدد

گروه مخالفان هجری به سرکردگی حسن شرفی معتقدند طرح تغییر ساختاری که توسط هجری ارائه و اجرا شد حزب را به اسباب  دیکتاتوری و سلطه ی هجری تبدیل کرده است و مثلث شرفی – قادری – مصطفایی خواهان برچیدن این ساختار نوین هستند که به نوع خود مانع بزرگی بر سر راه اتحاد دوباره دمکرات ها نیز محسوب می شود  که البته این استدلال منطقی به نظر نمی رسد چنانچه پیشتر در مورد نیات این آقایان صحبت شد.

۶- احتمال رای نیاوردن برخی در صورت اتحاد مجدد

این دسته معتقدند که همگان با اتحاد دوباره ی دمکرات ها موافق اند مگر آنان که از به خطر افتادن موقعیت و پست حزبی خود بیمناک هستند که در راس هرم این افراد مصطفی هجری قرار دارد و بر این باور است که در صورت اتحاد مجدد کفه ی ترازو به ضرر وی خواهد بود و ممکن است از سکرتاریت بیفتد علی جوانمردی نیز در تازه ترین حمله ی خود به حدکا چنین می گوید : ” هجری مانع اصلی اتحاد مجدد است چون در این صورت در اقلیت قرار می گیرد  . هجری می خواهد حزب را کوچک کند تا خودش در راس هرم بماند”

بنابر گفته ی معترضین فواد خاکی بیگی نیز یکی دیگر از این افراد است که در صورت اتحاد مجدد دو دمکرات به احتمال زیاد در کنگره ۱۷ رای نخواهد آورد و بهمین سبب به شدت با این پروژه مخالف است.

نظریات موافقان هجری :

همچنان که در ابتدای کلام نیز اشاره شد دیار و نادیار برای درک واقعیت امر درصدد است تا نظریات هر دو طرف را منعکس نماید و اکنون نیز به دلایل موافقان هجری خواهیم پرداخت.

این گروه نیز به موارد مختلفی اشاره کرده اند از جمله  :

۱-  مبارزه سه گوشه ی نامبارک با جوانگرایی و ساختار جدید حدکا

سه گوشه ی نامبارک اصطلاحی است که طرفداران هجری برای شرفی ، مصطفایی و قادری به کار می برند و معتقدند که ساختار جدید حدکا مصوب کنگره ۱۶ سبب جوان گرایی و دمیدن روحیه ی تازه در حزب شده  و به صورت اتوماتیک قدرت و اختیارات سه گوشه ی نامبارک را محدود کرده است و سبب شده تا این افراد که خود را صاحب اختیار حزب می دانستند دیگر کدخدای بلامنازع حدکا نباشند و ارگان هایی را که تحت کنترل داشتند از اختیارشان خارج کرده است ، پس در نتیجه این سه شخص به تکاپو افتاده اند تا طرح تغییر ساختاری حدکا را بلااثر نمایند و یکی از علل اعتراضشان همین امر می باشد

آنان معتقدند که سابقه ی مبارزه بی امان معترضین کنونی  با جوان گرایی بر هیچ کس پوشیده نیست این افراد در زمان سکرتیری ملا عبدالله حسن زاده رامبد لطفی پور و فرهاد اکبری و شفیع روشنی و موسی باباخانی را به انتشارات حزب فرستادند افرادی که کاملا مطیع بودندو بعضا سواد نوشتن نام خودشان را هم نداشتند . این گروه همان هایی هستند که هیمن سیدی و جمیل کلاهی و جمیل احمدی را طرد کردند و بابا علی مهرپرور و عرفان رهنمون را انفال نمودند و به جای آنها تیمور مصطفایی خواهرزاده اش یعنی اسماعیل پوری را به اوج رساند .

۲-  اتحاد مجدد ، بهانه ای برای لغو ساختار جدید حدکا

طرفداران هجری بر این باورند که در کنگره ۱۵ و ۱۶ حدکا درها به روی دیالوگ با جناح انشعابی گشوده شدند و مذاکراتی صورت گرفت که بدون نتیجه رها شدند و جالب اینجاست که اعضای شرکت کننده در این مذاکرات همان معترضان امروزی هستند کسانی که در ان زمان به هیچ وجه راضی به اتحاد مجدد با حدک نبودند امروزمشغول موج سواری بر خواست اتحاد مجدد هستند ، نه آنکه خواست حقیقی شان اتحاد با حدک باشد بلکه می خواهند از این راه ساختار جدید حدکا را منحل نمایند و معتقدند که این شعار تنها برای حذف هجری است و تثبیت جایگاه شخصی معترضین .

۳-  اتحاد مجدد ، دسیسه ی مشترک شرفی و ملا عبدالله حیاکی ( حسن زاده )

طرفداران هجری از دسیسه ای مشترک بین سه گوشه ی نامبارک و عبدالله حسن زاده خبر می دهند و بنابه گفته ی آنها قرار است با بازگشت عبدالله حسن زاده به داخل حزب و اتحاد مجدد بخشی از حدک و حدکا و همچنین با الغای ساختار جدید حدکا ، مصطفی هجری مجبور به دست کشیدن از سکرتاریت شود و آسو حسن زاده به عنوان سکرتیر انتخاب شود که در صورت اجرای این نقشه هم مصطفی هجری و هم خالد عزیزی برای همیشه حذف خواهند شد و ملا عبدالله نیز ضمن رسیدن به آرزوی دیرینه اش یعنی سکرتاریت فرزند دلبندش آسو حسن زاده از عزیزی انتقام درخوری خواهد گرفت .

البته طرفداران هجری به پلان B نیز اشاره کرده اند نقشه ای که بر طبق آن اگر مصطفی هجری همچنان بر ساختار جدید پافشاری کند و از سکرتاریت دست برندارد سه گوشه ی نامبارک دست به انشعاب خواهند زد و با ملا عبدالله حسن زاده متحد خواهند شد و حزبی جدید به سکرتاریت آسو حسن زاده را تاسیس خواهند نمود که با درایت به موقع جناح حاکم در حدک این توطئه خنثی شد.

۴-  اتحاد مجدد جام شوکرانی خواهد بود برای حدکا :

گروه طرفداران هجری برای رفتار کنونی شان در ممانعت از اتحاد مجدد با حدک و دسته ای که لادر خوانده می شوند قائل به نوعی سابقه ی تاریخی هستند و معتقدند که ریشه ی این اختلافات به زمان کشته شدن شرفکندی باز می گردد زمانی که ملا عبدالله حیاکی به سکرتاریت می رسد اما مسند خود را لرزان و ضعیف می بیند و برای محکم کردن پایه های قدرتش با لادرها متحد می شود اما هجری نیز برای نشان دادن قدرتش جلسه ای را برگزار می کند که تقریبا اکثریت اعضای حزبی در آن شرکت می کنند و افرادی که اکنون معترضین خوانده می شوند همان کسانی هستند که در آن زمان با دیدن مقبولیت هجری ، پشت حسن زاده را خالی کردند و به هجری پیوستند

چنین است که تجربه ی تاریخی به گروه طرفداران هجری اموخته است که منشعبین قابل اطمینان  نیستند و هر زمانی که برایشان مقدرور باشد به انشعاب دست خواهند زد . آنان از خود می پرسند که ایا ضمانتی وجود دارد که در صورت اتحاد دوباره با حدک بار دیگر شاهد انشعابی جدید در حزب نباشند ؟

۵-   رعایت نکردن پرنسیپ حزبی توسط گروه معترضین

از نقطه نظر طرفداران هجری گروه معترضین به رعایت نکردن پرنسیپ حزبی متهم هستند و اینکه آنان شرط اصلی دمکراسی که عبارت است از احترام به قوانین تصویب شده توسط اکثریت را پایمال نموده اند و به آرا و احکام کنگره ۱۶ پایبند نیستند . اگر هجری از این مسأله کوتاه بیاید درواقع از این پس قوانین و قانون گذاری فدای مطامع چند معترض غوغاسالار خواهد شد و بعد خطرناک ماجرا آن است که از این پس این مسأله در حزب رویه خواهد شد. به محض اینکه کسی دید روال قانونی و عقل جمعی به نفعش نیست، با اعمال فشار شروع به برهم زدن میز قانون می کند.

۶-  طرح امنیت پایدار پارتی

به زبان ساده منظور از این طرح اینست که پارتی می خواهد تمام احزاب کرد ایرانی و سرکردگانشان دست نشانده ی و مطیع بارزانی باشند و جرات نه گفتن در برابر پارت دمکرات کردستان را نداشته باشند و افرادی چون حسین یزدان پناه و علی جوانمردی برای پارتی مناسب و قابل قبول هستند .

مدافعان هجری معتقدند که روابط حسنه ی حدکا با اتحادیه میهنی سبب خشم پارتی شده است پارتی برده و فرمان بردار می خواهد اما بارها با جواب منفی از طرف هجری روبرو شده است و برای همین نه گفتن هاست که هجری چندین بار از سوی پارتی مجازات شده است  ، که درگیری بین پ ک  ک و حدکا در زمان انتقال بخشی از پیشمرگ ها به قندیل نیز با دسیسه ی پارتی رخ داده است . چون هجری در حال حاضر روابط حسنه ای با یکیتی و گوران دارد بنابراین از سوی پارتی تهدیدی بلقوه محسوب می شود که باید در هر صورت برکنار شود و اینجاست که پارتی از معترضین داخل حدکا کاملا حمایت می کند. اینکه علی جوانمردی نوچه پارتی علیه هجری مطلب می زند این شائبه و ادعای موافقین هجری را تقویت می کند. اما دیار و نادیار دلیل سنگ اندازی های پارتی را نزدیکی هجری به اتحادیه میهنی نمی داند، مسأله فراتر از آنهاست و مسأله نفوذ و خط دهی پارتی مطرح است که به زودی به آن طی مقاله ای جدا پرداخته خواهد شد.

۷- عدم نیاز به اتحاد مجدد دو حزب دمکرات : این گروه معتقدند در حال حاضر هیچ نیازی به اتحاد مجدد دو حزب دمکرات نمی باشد چرا که این دو حزب به همراه سایر احزاب در سازمان همکاری احزاب کردستان ایران متحد و همکار هستند و از نظر عملی نیازی به اتحاد بیشتر نمی باشد .

…. .

ماحصل ماجرا :

کسانی که ناظر خارجی هستند و یا در دعوای درون حزبی ذی نفع نیستندبه خوبی می دانند اینها تنها و تنها جنگ قدرت و کسب صندلی صدارت است که این گونه این یاران قدیمی را به جان هم انداخته است . اما اینکه کاک مصطفی هجری تسلیم شده و طرح کنگره زود هنگام را پذیرفته یا این اقدام نیز یک تاکتیک فریب برای خرید داروی زمان است، نیاز به واکاوی دارد. همانگونه که مخالفین با استقبال از این طرح، خانه به خانه در حال یارگیری برای کنگره بعدی هستند، هجری نیز بیکار ننشسته و سعی دارد با کاستن از تیزی شمشیر مخالفین سرآنها را با پنبه ببرد. ماجرا را ریشه یابی کند، محمل مناسب را پیدا و با اصلاحات و رفورم جزئی و ایجاد انشقاق در جبهه مخالفین، بازی را بار دیگر به نفع خود تمام کند. این مسأله تا ۲۵ گلاویژ ابعاد خود را نشان خواهد داد و کاملاً روشن می شود که تسلیم هجری استراتژی بوده یا تاکتیک مقطعی!

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.