ایران در آستانه انقلاب، آدرس غلط مدیا ، یا واقعیتی پیش رو؟

(به بهانه رویدادهای اخیر خوزستان )

پس از حوادث اخیر استان خوزستان که به علت بحران کم آبی بروز یافت، شاهد شکل گیری موج رسانه ای در فضای مجای با تبلیغ نارضایتی گسترده بودیم .

در این  میان رسانه های وابسته به احزاب سازمان یافته مخالف ایران و مستقر در خارج کشور صراحتاً دم از بحران  عمیق، گذار انقلاب و نارضایتی گسترده می زدند و معتقد بودند خیزشی که از خوستان شروع شد و به شهرها و نقاط دیگر کشور گسترش یافت مقدمه آشفتگی ، فرو پاشی و انقلاب است. برخی دیگر از فعالین مستقل به ترسیم اوضاع وخیم در خوزستان پرداختند و برخی افراد معتدل تر و بعضی سلبریتی ها در نهایت ضمن ابراز همدری با مردم خوزستان اینگونه موضع گیری کردند که حال مردم ما خوب نیست ولی امیدواریم به زودی بهتر شود که سران احزاب مخالف خارج کشور همین ابراز امیدواری را تفسیر به آروزی تغییر رژیم و قدرت در ایران  نمودند .

واقعیت این است که فضای رسانه بویژه متکی بر فضای مجازی آن قدر مه آلود است که برای کشف واقعیات نیاز به کنار زدن بلندگوهای تبلیغاتی و مشاهده واقعیات صحنه است . کاری که کمتر کسی زحمت بررسی آن را به  خود می دهد. فارغ از ادعاها و فضا سازی رسانه ای اگر بخواهد کار عمیق علمی و جامعه شناسانه بی طرف صورت پذیرد، آیا ادعاهای احزاب مخالف ثابت خواهد شد یا اینکه به مانند ۴۰ سال گذشته که سالی یک بار وعده تغییر نظام می دادند این بار نیز فقط برای حفظ روحیه هواداران و بقاء و حیات خود برنامه آدرس غلط می دهند؟ واقعا در شناخت ماهیت اعتراضات چه لقبی باید به آن داد ؟ نارضایتی عمومی، اغتشاش منطقه ای  حرکت اعتراضی صنفی؟ جنبش و نارضایتی عمیق اجتماعی و .. ؟

یا اینکه اعتراضات به کدام سمت می روند؟ آیا جامعه به فروپاشی و آشفتگی کشیده می شود؟ آیا اعتراضات اخیر آغاز یک انقلاب و پایان کار جمهوری اسلامی را نشان می دهند؟ آیا این حرکت ها همگرایی و اتحاد در احزاب و صفوف را ایجاد کرده یا نوعی واگرایی و تشتت است؟ جامعه به کدام سو می رود؟

برای بررسی دقیق باید چند نکته را در نظر بگیریم : یک انقلاب سه فاکتور نیاز دارد لیدرها و رهبری ، ایدئولوژی و جامعه یا توده مردم .

نخست به بررسی لیدرهای مدعی انقلاب می پردازیم. هر یک از طیف های گروه های مخالف خارج کشور یک تفسیر از این اعتراضات دارند آن هم تفسیر به نفع خود است . برای مثال حمید تقوایی به پشتوانه جریان پوسیده کمونیست کارگری معتقد است باید رهبری انقلاب را بر عهده بگیرد و معتقد است صبغه این حرکت به  مبارزاتی مثل تجمعات بازنشستگان و یا اعتصابات سراسری نفت و اعتصابات مستمر هفت تپه و نظایر آن بر می گردد، که بدون اتکا به این نوع تشکلهای کارگری وابسته به آنها امکان پذیر نمی بود. او معتقد است همین امروز شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت به همین شیوه تشکیل شده و فعالیت می کند و در نهایت تفسیر می کند اینها همه نشان دهنده آن ست که جامعه به خودش شکل داده است !!!! این از یک سو یعنی تقلیل بحران کم آبی خوزستان به حرکت صنفی کارگری ! جالب اینجاست که نتیجه گیری کار حتی بسیار متوهمانه تر از آن است و اعلام می دارد با ساختن یک تشکل شورای سازماندهی اعتراضات کارگری شکل بندی جامعه در آستانه انقلاب تکمیل شده است؟ جل الخالق! اگر از ۹۹٫۹۹ درصد مردم ایران و حتی شرکت کنندگان در اعتراضات و اعتصابات سوال کنید نه تنها چنین تشکلی را نمی شناسند بلکه اصلا جریان کمونیست کارگری و شخص حمید تقوایی را نمی شناسند! از آن گذشته آقای تقوای بهتر است پاسخ دهد چرا این خیزش عظیم مردمی به رهبری تشکل شما پس از حل مشکلات پرداختی کارگران فروکش کرد؟ از افاضات کمونیست  کارگری که بگذریم، از سوی دیگر هر جریان به نوعی سعی دارد خود را سرمدار این حرکت نشان دهد. از عبداله مهتدی، اعلام آمادگی کرده تا شورای گذار و در نهایت پژاک و کودار بیانیه می دهند که تنها راه حل مشکل خوزستان پیوستن به اتحادی است که ما حاضریم آن را رهبری و ساماندهی کنیم ؟! آن هم در قالب کنفدرالیسم متشکل از قومیت ها ! چپ جهان وطنی کجا ناسیونالیسم و کنفدرالیسم  کجا؟ پان ایرانیست ها که اصلا تز فدرالیسم را قبول ندارند و صرفاٌ معتقد به گذار از جمهوری اسلامی هستند اما به چه نوع حکومتی  خدا می داند. آخر الزمان نیز در این تز خلاصه می شود که سلطنت طلبان دنبال شورای دمکراسی برای ایران هستند ؟! تناقضی که حتی در جمله و در کلام نمی گنجد! اینها تز همگرایی را که به نظر دیکته سرویس های اطلاعاتی می رسد خوب فهمیده اند اما در  تفسیر عملی آن تنها همگرایی را قبول دارند که حول محور آنها و ایدئولوژی آنها باشد. پس در پاسخ به این پرسش که آیا  همگرایی ایجاد کرده یا واگرایی و تشتت بایدگفت هیچ همگرایی در عرصه عمل در حوزه احزاب مخالف شکل نگرفته و اگر هم روزی شکل بگیرید این ایدئولوژی ها آن قدر پوسیده هستند که جایگاه و پایگاهی در خارج کشور نداشته باشند و احتمالا محدود به جشن های درون کمپی خودشان و در نهایت تهیه یکی دو تا عکس و انتشار آن در فضای مجازی برای نشان دادن این اتحاد به کنگره امریکا باشد و الا در محاسبات امنیتی علیه جمهوری اسلامی ناچیز به نظر می رسد.

اما به سراغ  جامعه و توده مردم برویم در اینکه ماهیت این اعتراضات چیست آیا به قول عبداله مهتدی یا نوری زاده یا علی جوانمردی یک خیزش عظیم است؟ یک جنبش اجتماعی است ، یا یک حرکت صنفی ؟  آن گونه که دوربین های ایران اینترنشنال نشان می دهد گمان می رود اهواز تبدیل شدهبه صحنه های انتفاضه فلسطین و مردم غزه که هر لحظه درگیری ها بیشتر و بیشتر می شود واتفاقا حرکتی مسلحانه است اما اگر عینک مجازی مدیا را برداریم، در صحنه  حضور یابیم و یا دوربین های منطقه ای شهرداری یا ترافیکی را رصد کنیم در مجموع کل افراد در کل استان که طی یک هفته اوج اعتراضات را با هم در شهرها و نقاط مختلف جمع ببندیم، جمعیتی بیشتر از ۴۰۰۰ نفر نمی بینیم. تیراندازهای آشوب طلب نیز به زحمت از تعداد انگشتان دست فراتر نمی رود . فراموش نکنیم جمعی استان خوزستان بیش از ۵ میلیون نفر است اغلب از مشکل کم آبی نارضایتی دارند. مسئله طبیعی است از این تعداد تجمعات چند صد نفره مجموع آنها شده ۴۰۰۰ نفر وارد عرصه اعتراضات خیابانی شدند که البته بعضا با دخالت های پنهان به حرکت های خشونت آمیز کشیده شد این حرکت با ابعادی بسیار گسترده تر تقریبا چند ماه یکبار در فرانسه به بهانه های مختلف تکر ار می شود. آیا می توان تفسیر انقلاب نمود؟ سوال بعدی این است که چرا پس از رها سازی آب سد کرخه و حل مشکل کم آبی این خیزش عظیم اجتماعی چند صد نفره فروکش کرد؟ پس نام حرکتی توده مردم و جنبش اجتماعی نمی توان بر آن نهاد و از طرفی ایا این جنبش اجتماعی شکل گرفته که به قول شما به کل ایران تسری پیدا کرده است با یک رها سازی آب تمام شد؟ دو هفته ؟ پس یا علم مدعیان در مورد خیزش عظیم اجتماعی و انقلاب درست و صحیح نیست و یا اینکه در استفاده از کلمات در مدیا هدفمند عمل کرده اند و سعی در القاء چیزی را دارند که در عالم واقع وجود ندارد!

تسری به کل ایران ؟! اگر اعتراض ۲ ساعته چند صد نفره مردم تبریز در خصوص قطع آب، اعتراض ۵۰ نفره یک ساعته مردم الیگودرز پس از یک جشن عروسی به خاطر عدم رعایت پروتکل های کرونایی و ممانعت نیروهای انتظامی و یا اعتراض نیم ساعته ۱۵۰ نفر کاسبکاران پاساژ علاءالدین تهران به خاطر قعطی برق را تفسیر به تسری اعتراضات به خیزش عظیم مردمی و انقلاب به دیگر نقاط بکنیم ، شاید این جمله احزاب مدعی کمی درست باشد. به هر حال در بیابان کفش کهنه نعمت است! اما هر طور فکر کنیم اینها به هم نمی چسبد!

دولتمردان ایران معتقدند هیچ یک از بحرانهای اجتماعی یکی دو سال اخیر بیش از چند روز طول نکشیده است! خوب از یک نظر آن را مدیون کارآمدی دولت می دانند اما یک واقعیت مهمتردر پس پرده است ! بحران و خیزش اجتماعی و انقلاب با نارضایتی ناشی از مشکلات اقتصادی و معیشتی یا صنفی متفاوت است . انقلاب در تعریف یک خیزش مشخص عظیم اجتماعی است که کل ساختارهای جامعه را در بر می گیرد ایدئولوژی دارد آلترناتیو دارد هدف گیری های آن مشخص است و… . درست است که در جهان امروز مدیا حرف اول را می زند اما به هر حال یک خمیر مایه ای قابل توجه در دنیای واقعی نیاز دارد. اساسا هیچ گاه مدیا نتوانسته از صفر تا صد ماجرا را شکل دهد و هر چه می گذرد بر بی اعتباری این جریانات و رسانه های آنها می افزاید. شاید به  همین خاطر بود ساختار قدرتهای مخالف ایران به ترتیب رسانه هایی نظیر صدای امریکا بی بی سی فارسی و من و تو را از رده خارج کرد چرا که ماهیت صحنه سازی آنها آشکار شده بود و به تدریج ایران اینترنشنال را جایگزین آنها نمود؟! رسانه ای که در بهترین شرایط تفسیرگر و تحلیل گری بهترازعبداله مهتدی پیدا نکرده است! چهره ای که کاری نداریم امروز کراوات زده و دم از حقوق بشر می زند اما حداقل مردم کردستان با جنایات او در سر بریدن افراد بی گناه در دهه ۶۰ آشنا هستند ! حداقل بی بی سی نمایشی هم که شده ۴ نفر مخالف ایده این آقایان را دعوت می کرد اما ایران اینترنشنال این زحمت را نیز به خودش نمی دهد. بنابراین سرنوشت این رسانه نیز با این مفسران و با آشکار شدن بی اعتباری به سر نوشت صدای امریکا دچار خواهد شد.

در شکل بندی این حرکت هایی نظیر خوزستان نیزبه بیراهه رفته ایم ! کمونیست کارگری معتقد است اعتراضات جاری نتیجه فعالیت ، فعالین منفرد نیست و نمی تواند باشد بلکه حاصل درجه نسبتا بالایی از تشکل و همبستگی میان اکتیوستها و بخشی از توده مردم معترض است  که بویژه با اتکا به مدیای اجتماعی شکل گرفته است اتفاقا بخش دوم صحبتش درست است که این روند به اتکای مدیا و فضای مجازی شکل گرفته است اما هنوز شک دارد برای همین جمله نفی اول را آورده که این حرکت منفرد نیست ! با زبان بی زبانی می خواهد بگوید که منفرد هست ! برای همین این جمله را آورده است. در واقعیت حتی حرکت اتمیزه و منفرد هم نیست! روند اعتراض به بحران آب که به لطف معدود هواداران گروه هایی مثل جدش، جاد و حرکت النضال تروریست داشت به سمت رادیکالیسم مسلحانه پیش می رفت که مردم سریع صحنه را خالی کردند! حداقل این حرکت فرسنگ با حرکت توده عظیم مردمی فاصله داشت !

اما یک واقعیت دیگر جود دارد. در این که اوضاع معیشتی بخش اعظمی از مردم ایران دچار مشکل شده هیچ شک و شبهه و حرف و حدیثی نیست ! بخشی از آن به خاطر تحریم های اقتصادی و بخش دیگر به خاطر برخی ناکارآمدی های داخلی است اما چطور می توان به ناکار آمدی های داخلی فائق آمد؟ آقایان بعضا در یک چرخش تاکتیکی اذعان می دارند خوب دلیل اینکه این خیزش خوزستان به انقلاب تبدیل نشده این است که ایران جامعه مدنی ضعیفی دارد و حمایت خوبی از اعتراضات نشان داده نشد چرا؟ اتفاقات فارغ از تناقض این بحث با ایده اولشان بعضا بی ربط هم نمی گویند چرا که رادیکالیسم اجازه نمی دهد گفتمان  جامعه مدنی مطالبه محور و اعتراضی شکل بگیرد تا ناکارآمدی های درونی به بهترین نحو اصلاح شود اما مقصر این رادیکالیسم کیست ؟ حکومت ایران ؟ یا احزاب مسلح تروریستی که سران آنها با نقاب حقوق بشری در این شبکه ها حاضر می شوند و اعضای آنها با عبور از مرز و ورود به داخل کشور سعی در گسترش رادیکالیسم و راه اندازی پروژه کشته سازی دراغتشاشات دارند؟  طبیعی است  سیستم امنیتی قوی ایران با حرکت مسلحانه برخورد کند! همان اندازه که نمی تواند با حرکت مدنی برخورد کند! این هم به نفع احزاب رادیکالیسم و تروریست آن سوی مرز مخالف ایران است هم به نفع نیروی نظامی و امنیتی ایران برای فروکش کردن اعتراضات! اما چرا ؟ به چه قیمت ! احزاب به خوبی دریافته اند شاهد خیزش عظیم اجتماعی درایران علیه حکومتی که هنوز ایدئولوژی و گفتمانش حتی فراتراز مرزهای ایران مشروع است نخواهند بود. حتی اگر اینگونه هم نباشد، حکومت ایران در اوج کاهش مشروعیت باز مشروعیتش بیش از شخصیت هایی است که دراین رسانه ها به عنوان لیدر و سخنگو یا فعال سیاسی بولد شده اند. بنابراین راه چاره کلید زدن پروژه کشته سازی برای تهییج و تحرکات احساسات مردم علیه حکومت است . پروژه ای که نخ نما شده است ! اگر امروز نانوایی های فلان روستا به بهانه کمبود آرد اعتراض کنند تقریبا بیش از ۵۰ گروه تروریست مسلح آماده اعزام نفر و کلید زدن آشوب و پروژه کشته سازی هستند ! پس از آن هم دعوا بر سر این است که چه کسی این آشوب را به پا کرده ؟ گویا با کلاشی سعی در فروش این عملکرد به افراد خاصی دارند؟! یا شاید اندیشمندان این احزاب مخالف فکر می کنند در حال حاضر که جایگاه و پایگاهی داخل کشور ندارند بهترین راه، دامن زدن به چنین سیاست هایی است اما متضررین واقعی این پروسه مردم ایران هستند. مردمی که اگر صدای اعتراض به حقی علیه برخی ناکار آمدی ها داشته باشند  یا برنامه ای برای اصلاح برخی سیاست ها داشته باشند صدایشان در این هیاهو گم می شود. بسیاری از افراد به زعم اعتقاد به حضور در تجمعات اعتراضی مطالبه محور در خصوص بسیاری از سیاست ها اما به هیچ وجهه جرأت حضور در تجمعات خوزستان را نداشتند.  اتفاقا بیش از برخورد نظامی حکومتی نگران تیر غیب احتمالی بودند که از جانب همین مرتبطین احزاب تروریست شلیک شود بنابراین عطای اعتراض را به لقایش بخشیدند و ترجیح دادند به مانند سران احزاب مخالف در فضای مجازی به مبارزه بپردازند!

بگذریم که لیدهای احزاب مخالف ایران ورسانه ها اتفاقا دراین دوره بیش از آنکه به جمهوری اسلامی بتازند به اصلاح طلبان و طرفداران جامعه مدنی درایران تاختند.

به قلم سرکوت قادری فعال سیاسی کورد

1 Comment

  1. احزاب پان کردی خواب تجزیه ایران را ببینند.هروقت آشوب میشه اینا از تو آغلشون در میان مثل پایان جنگ جهانی اول و یا اشغال عراق بدست آمریکا اربابشان.یا حوادث انقلاب ایران در سال۵۷

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.