قتل موسی باباخانی و چند نکته بسیار مهم

موسی باباخانی ۴۰ ساله متولد سال ۱۳۶۰ کرمانشاه بود . در سن ۱۸ سالگی به حزب دمکرات پیوسته و از آن زمان تا کنون به عنوان پیشمرگ حزب فعالیت داشت وی بعد از انشعاب در حزب دمکرات مدتی در جناح هجری بود که پس از بروز اختلافات جدی با سرکردگی حزب به جناح حدک می پیوندد و در این حزب در بخش رسانه ای حدک و همچنین در فضای مجازی برای جذب و جلب نیرو فعالیت می کند  و در نهایت در آخرین کنگره حزب دمکرات کردستان (کنگره ۱۷ حدک ) به عضویت کمیته مرکزی حزب در می آید وی تا پایان کارش مسئول تشکیلات مخفی حزب با تاکید بر جذب جوانان ایلامی و کرمانشاهی به درون حدک بود . موسی از بازماندگان موشک باران قلعه دمکرات بود که در ۸ سپتامبر ۲۰۱۸ بود که با موشک های فاتح ۱۱۰ مورد هدف قرار گرفته بودند

اما آنچه موسی باباخانی را بر سر زبان ها آورد انتشار اعلامیه ای از نیروهای امنیتی اقلیم کردستان عراق بود در روز شنبە مورخه ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ ، اعلامیه ای که در آن به قوع یک فقره قتل در هتل ” گولی سلیمانی ” اربیل اشاره شده بود و اینکه مقتول فردی است اهل ایران با هویت موسی باباخانی .

خبر کشته شدن موسی باباخانی به وسیله شبکه خبری ” روداو ” رسانه ای شد  و به محض انتشار این خبر با گستره ی بی کرانی از مصاحبه ها و متن ها و گزارشات بعضا ضدالنقیضی مواجه هستیم که عمدتا از جانب رهبری حدک اظهار می شدند و در بسیاری از موارد در تضاد و تقابل با گفته های دیگر اعضای حزبی بود و این خود نشان از بروز سردرگمی و ترس وسیعی در درون رهبری حزب بود .

سوال مهم و اساسی اول : موسی چگونه به قتل رسید ؟؟

موسی خود شخصیتی رازآلود بود اما نه به اندازه ماجرای قتلش و در این بین داستان های متفاوتی از چگونگی قتل موسی روایت می شود

روایت اول : ربوده شدن موسی توسط ماموران امنیتی جمهوری اسلامی ایران !!

بنابر طبیعت اپوزیسیون جمهوری اسلامی ایران که هر اقدامی را بر علیه خودشان در هر کجای جهان را به ماموران امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران نسبت می دهند اینبار نیز در مسئله قتل موسی باباخانی انگشت اشاره به سوی ایران نشانه رفت . رهبری حدک که کاملا سراسیمه بود سعی داشت چنین نشان دهد که این ماجرا نه یک قتل بلکه یک ترور است آنهم تروری سیاسی بوسیله نیروهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران !؟

در همین راستا خالد عزیزی با شرکت در یکی از برنامه های شبکه سعودی ایران اینترنشنال چنین فرضیه ای را مطرح می کند و از ربوده شدن موسی سخن می گوید و هنگامی که با این سوال مجری مواجه می شود که چرا جمهوری اسلامی ایران باید موسی باباخانی را به قتل برساند ؟ تنها به مسئله فعالیت موسی در جذب نیرو اشاره می کند و در ادامه سخنانش مطالبی را مطرح می کند که برای مجری شبکه سعودی کمی ناصریح و دیپلمات کارانه به نظر می رسند .

خالد ونوشه نیز در ابتدا به پیروی از عزیزی سخنان مشابهی را مطرح می کند و در مصاحبه با بخش فارسی صدای آمریکا چنین می گوید : «آنچە کە در حال حاضر لازم است گفتە شود این است کە این یک کیس ترور است و از طرف جمهوری اسلامی برنامە ریزی و مدیریت شدە است. ما در حال حاضر فقط می توانیم بگوییم کە با سازمان‌های امنیتی در تماس و در حال تحقیق هستیم. اما در هر حالتی، این یک کیس ترور است و جمهوری اسلامی پشت آن است. و بە دست مقامات ارشد حفاظت اطلاعات سپاە پاسداران این ماموریت بە خائنانی کە توانسته‌اند بە موسی نزدیک شوند واگذار شدە است.»

خالد حسن‌پور، عضو کمیته مرکزی حزب دمکرات کردستان  نیز در مصاحبه با دویچه وله فارسی با پیروی از مشی فوق  عاملان این ترور را “نیروهای امنیتی ایران” می خواند

اگر چه به زودی مشخص می شود که موسی ربوده نشده و با پای خود به هتل ” گولی سلیمانی ” رفته ولی هرگز از آنجا زنده برنگشته است

روایت دوم : ترور توسط یکی از دوستان نزدیکش به نام ” سرمد ” به بهانه دیدار با پدر سرمد

راوی روایت دوم را چیا ملاک است از دوستان نزدیک موسی باباخانی

چیا ملاک در گفتگو با رادیو فردا به حضور موسی باباخانی در یک مراسم عقد و عروسی در ” کمپ گرده چال ” اشاره می کند و می گوید که ساعت ۱۰ و ۲۰ دقیقه آن شب موسی مراسم را ترک می کند آنهم با این عذر که پدر یکی از دوستان نزدیکش برای دیدن موسی به اربیل آمده است و می خواهد موسی را از نزدیک ببیند .

چیا ملاک در ادامه می گوید که دو نفر با یک دستگاه تاکسی شهر اربیل به دنبال موسی آمده بودند یکی از دوستانمان که موسی را در حال سوار شدن به تاکسی دیده بود اظهار نگرانی کرد وقتی علت نگرانیش را جویا شدم گفت شخصی که به دنبال موسی آمده بود را می شناسم او ” سرمد ” بود من به سرمد بسیار مشکوکم اما او با موسی بسیار رفیق است .

کمال کریمی نیز در مصاحبه با روداو به ترور موسی باباخانی توسط یک دوست اشاره می کند و به طور ضمنی فرضیه مطرح شده توسط خالد عزیزی یعنی ربوده شدن موسی را تکذیب می کند .

” لقمان مومنی ” که مسئول مرکز ۳ حدک است داستان را تا زمان خروج موسی از کمپ به روالی که در بالا گذشت توضیح می دهد .

تلویزیون روداو نیز آخرین چت تلگرامی موسی با یکی از دوستانش به نام کاروان را منتشر کرده است که تایید کننده این فرضیه است که موسی با میل شخصی خود به اربیل رفته و ربودنی در کار نبوده است

موسی : سلام

من به اربیل برگشتم

کاروان  : باشه ، مواظب خودت باش ، پیش کی هستی ؟

موسی : پیش یکی از دوستانم

کاروان : فکر کردم توی پارک خوابیدی !!!

موسی : مگر من کارتون خوابم

ههههه

خالد ونوشه نیز که با هردو رسانه ی ” صدای آمریکا ” و ” رادیو فردا ” مصاحبه کرده است داستان مشابهی را مطرح می کند اما در واقع متضاد با چند روایت قبلی چنین می گوید که موسی پس از خروج از کمپ ” گرده چال ” گوشی تلفن همراه خود را خاموش کرده است که با توجه به چت منتشر شده فوق و همچنین زمان نامه ها متوجه می شویم که این سخن خالد ونوشه نیز به گزاف بوده است .

روایت سوم : قتل توسط سرمد با یک تله  جنسی

روایت سوم را تنی چند از اعضای حدکا بیان کرده داند البته با حفظ بیشترین ملاحظات ولیکن روایت این دسته چنین است که : موسی باباخانی با یکی از دوستانش به نام سرمد که ایلامی است به اربیل بازگشته است اما نه برای دیدار با پدر سرمد بلکه برای شب گذرانی با یکی از زنانی که به تازگی توسط سرمد و موسی به حزب جذب شده است ، برای آنکه موضوع سرپوشیده بماند و موسی بتواند با خیال راحت شب را با این زن سر کند با سرمد به هتل و از آنجا به سر قرار می رود همچنان که در ویدیوی آسایش اربیل نیز دیده می شود که موسی با دوستش از هتل خارج می شود و لباس کردی به تن دارد در حالی که در بازگشت به هتل لباسش عوض شده است – شب هنگام نیز موسی در حالی که روی تخت به خواب رفته بود با یک اسلحه کلت مجهز به صدا خفه کن با شلیک دو گلوله به سرش کشته می شود .

استدلال این گروه تا حدودی منطقی به نظر می رسد چرا که آنها می پرسند که :

۱-       اگر موسی برای دیدار با پدر سرمد به این هتل می رفت به محض آنکه متوجه عدم حضور پدر سرمد در هتل می شد می باست به دام سرمد پی می برد از خود دفاع میکرد نه آنکه فهمیده باشد که پدر سرمد در این هتل نیست سخنان سرمد حقه و دام بوده ولی بازهم در آنجا مانده و حتی روی تخت خوابیده است و همچنان که خالد حسن پور اشاره می کند که :  ” موسی باباخانی همان شب از طریق دو گلوله که به مغزش خورده در خواب ترور شده بود ” و یا ” کمال کریمی در مصاحبه با بخش خبری روداو می گوید که ” موسی در حال استراحت روی تخت خواب با شلیک گلوله به سرش ترور شده است “

۲-       موسی تنها برای رد گم کنی به دیدار با پدر سرمد اشاره کرده است تا راز دیدارش با بیوه ای که در هتل منتظرشان بود برملا نشود ولیکن چه دلیلی دارد که موسی به دیدن پدر سرمد برود ؟  پدر سرمد می توانست برای ملاقات و تشکر از موسی به صورت مخفیانه به هر جایی برای دیدن موسی سر بزند حتی می تواست به همین کمپ ” گرده چال ” بیاید !! و سوال جدی تر اینکه چرا یک هتل برای این دیدار انتخاب شده بود ؟ چرا منزل موسی یا منزل یکی از دوستان موسی برای این دیدار تعیین نشده بود ؟

قاتل کیست و انگیزه قتل چیست ؟

در دنیای مجازی و در دنیای واقعی و بین اعضای احزاب کردی هر با انگشت اتهام به سوی شخص و گروه و جناحی دراز است و هر کس مستندات و دلایل خود را بیان میکند .

۱-       ماموران امنیتی جمهوری اسلامی ایران :

همچنان که پیشتر نیز اشاره شد به روال اپوزیسیون هر گونه اقدامی بر علیه این احزاب و اعضایشان مستقیما به جمهوری اسلامی ایران نسبت داده می شود البته این نظریه از همان ابتدا با تمسخر برخی افراد مواجه شد آنهایی که استدلال می کردند که محال است که این قتل توسط یک سازمان اطلاعاتی برنامه ریزی شده باشد چرا که بسیار ناشیانه بوده است و قاتل از خود رد های زیادی باقی گذاشته است و اگر قاتل عضو یک سازمان جاسوسی بوده پس چرا موسی را در راه بازگشت به اربیل به قتل نرسانده است ؟ که در این صورت فرصت بیشتری برای فرار پیدا می کرد و در صورت دستگیر شدن نیز می توانست چنین ادعا کند که در مسیر از موسی جدا شده است یک مامور امنیتی هرگز با مقتول جلوی دید دوربین های امنیتی و نظارتی یک هتل ظاهر نمی شود

۲-       سرمد عبدی مشهور به سامان ایلامی  :

برای سرمد به عنوان قاتل نیز دلایلی البته بدون مستندات ارائه می شود ولیکن سرمد تاکنون متهم اصلی این قضیه است که بجای پخش مستندات تنها چند عکس شخصی از وی در فضای مجازی منتشر شده است

۳-       خود حزب دمکرات کردستان :

گروهی که البته بیشتر طیف طرفداران حدکا هستند تئوری قتل درون حزبی را بیان می کنند و تناقض گویی های متناوب و متداوم رهبری حدک را هم نشانه ای دال بر درستی نظریه خود می دانند . این گروه همچنین وقوع قتل هایی که نهایتا مشخص شده یکی از اعضای رهبری بانی و مجری آن بوده است را درون حزب سابقه دار و ریشه دار می بینند و چنین می گویند که اگر چه موسی روز پنج شنبه به قتل رسیده بود و جسد در پتو پیچیده اش صبح روز شنبه در هتل ” گل سلیمانیه ” پیدا شده بود و در مدت این دو روز حزب هیچ گونه فعالیتی را برای پیدا کردن موسی انجام نداده بود به ناگاه برای سلب مسئولیت از خود و همچنین برای اینکه با سوالات انتقادی در مورد بحث امنیت حزبی مواجه نشوند به پروژه قهرمان سازی روی می آورند و اینکه موسی با قاتلان خود درگیر شده است و پس از شکنجه به قتل رسیده و آثار شکنجه سنگینی برروی سر و صورت وی مشهود است

اعتراف سران حدک به اطلاع داشتن از جریان قصد و برنامه ای برای به قتل رساندن موسی باباخانی و عدم برنامه ریزی برای خنثی کردن آن را در چهاچوب تمایل رهبری حزب برای حذف موسی باباخانی می دانند همچنان که حسن پور در مصاحبه با دویچه وله فارسی چنین می گوید که : “ما قبلا می‌دانستیم که رژیم برنامه‌ای برای به دام انداختن باباخانی دارد. البته از طرف حزب هم به ایشان هشدارهایی داده شده بود و او هم تا حدود زیادی مواظب بود. “

یا کمال کریمی در مصاحبه با روداو اذعان می کند که سرمد با موسی چند ماهی بود که در ارتباط بود سرمد برای عضویت در حزب به کوی سنجق آمده بود اما حزب او را پذیزش نکرده بود .

و اینجاست که اعضای حدکا مستقیما مسئولان امنیت حزب را زیر سوال برده و می پرسند اگر واقعا حزب سرمد را به عضویت نپذیرفته بود و از خائن بودن وی اطلاع داشته پس چرا در اینباره به موسی باباخانی هشدار امنیتی نداده است و چرا سرمد ایلامی را زیر نظر نداشته اند .

برخی در اینباره مستقیما به نام کارو رسولس اشاره کرده اند و او را ضعیف ترین مسئول کمیته امنیت حزب از ابتدا تا کنون دانسته اند که موارد امنیتی چون

قتل قادر قادری
بمب گذاری شب یلدا
موشک باران قلعه دمکرات
دستگیری بیش از ۵۰ نفر از مرتبطین کارو در آذربایجان غربی
ضربه به تیم های نظامی اعزامی که خود کارو آنها را همراهی میکرده. از جمله تیم سردشت که منجر به نقص عضو کارو شد.
کشته شدن تیم داخلی ترور کارو در اسفند ماه ۱۳۹۹ حوالی مهاباد
دستگیری دهها نفر از تشکیلات داخلی
و در نهایت قتل موسی باباخانی…
را در کارنامه خود دارد

۴-       حزب دمکرات کردستان ایران :

در گوشه و کنارها نیز برخی از اعضای حدک جناح مقابل یعنی حزب دمکرات کردستان ایران به دست داشتن و یا حداقل اسانکاری برای وقوع ترور باباخانی متهم می کنند و معتقد هستند که این ترور به خواست حدکا و برای مجازات موسی بوقوع پیوسته است چرا که موسی حدکا را تنها گذاشت و نیروی زیادی را برای حدک جمع آوریی نموده بود .

این گروه معتقدند که حدکا نه تنها از کشته شدن موسی باباخانی ناراحت نشد بلکه تلویزیون تیشک به پخش برنامه های شاد خود به مناسبت ۲۵ گلاویژ همچنان ادامه داد و یا اینکه اعضای رهبری حدکا کمترین مشارکت را در خاکسپاری وی داشتند

۵- شوهر ژینا پاکدامن

البته در این کیس دقیقا به ژینا اشاره می شود ژینا پاکدامن که قبلا معشوقه موسی باباخانی بوده و البته بنابر اخبار واصله شوهر ژینا توسط مقامات امنیتی اربیل دستگیر شده که به واسطه کارو رسولی فورا آزاد شده است

کاری از تیم تحقیق دیار و نادیار

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.