مرگ بنی صدر و یک سوال از دکتر عبدالرحمن قاسملو !!

به بهانه مرگ رفیق شفیق عبدالرحمن قاسملو

سیدابوالحسن  بنی صدر متولد دوم فروردین ۱۳۱۲ شمسی در روستای باغچه از توابع شهرستان کبودرآهنگ همدان بود . پدرش آیت الله سیدنصرت الله معروف به صدرالعلمای همدانی و مادرش  اشرفی فاتح بود .

روز شنبه ۱۷ مهرماه ۱۴۰۰ برابر با نهم اکتبر  برای دومین بار خبر مرگ بنی صدر منتشر شد اما اینبار اعلامیه خانواد ه وی موید این خبر بود ، طبق این اعلامیه بنی صدر در سن ۸۸ سالگی “پس از مدتی طولانی مبارزه با بیماری” در بیمارستان مرده است  .

زندگی سیاسی بنی صدر :

ابوالحسن بنی‌صدر در جوانی در دانشگاه سوربن پاریس در رشته‌ اقتصاد درس خواند و همزمان از رهبران دانشجویان در مبارزات علیه حکومت پهلوی و نزدیک به جبهه‌ ملی بود.

در پاریس همراه با امام بود، با بازگشت به ایران به شورای انقلاب اسلامی پیوست، در اولین انتخابات ریاست جمهوری شرکت کرد و به پیروزی رسید؛ اما با نیروها و نهادهای انقلابی و روحانیون مبارز مانند شهید بهشتی اختلافات جدی داشت و با نزدیکی به گروه‌های ملی‌گرا و سازمان منافقین ، اقدام به خیانت در جنگ تحمیلی و طراحی کودتا علیه نظام جمهوری اسلامی کرد و در نهایت از فرماندهی کل قوا و ریاست جمهوری برکنار شد و چند روز بعد همراه با مسعود رجوی از ایران فرار کرد و به همان کشوری بازگشت که دو سال و نیم پیش از آنجا به ایران آمده بود.

** ارتباطات بنی صدر با منافقین و رجوی

اوج اختلافات و جدایی کامل بنی‌صدر از خط امام در غائله ۱۴ اسفند و در مراسمی که به مناسبت درگذشت محمد مصدق در دانشگاه تهران ترتیب داده شده بود نمودار شد . در این مراسم  تنش و درگیری آنقدر بالا گرفت که نیروهای هوادار رئیس جمهور به نیروهای خط امام و حزب اللهی حمله‌ور شدند. بعدها روشن شد که سازمان منافقین ، حزب توده، سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر و اتحادیه کمونیست‌ها در بوجود آمدن این تنش‌ها سهم بسزایی داشته‌اند.

بنی صدر از مدت ها پیش با مسعود رجوی و سازمان مجاهدین خلق ارتباط پیدا کرده بود. رجوی به طور مرتب در دفتر ریاست جمهوری حضور پیدا می کرد و به گفتگو با بنی صدر می پرداخت. این همکاری موجب شد تا اختلافات بنی صدر با نیروهای انقلابی تشدید و با آنان همراه شود.

پس از واقعه هفتم تیر و بمب گذاری دفتر حزب جمهوری اسلامی و شهادت دکتر سیدمحمد حسینی بهشتی و ۷۲ نفر از مسئولان انقلاب، بر شکافش با انقلاب افزود و به صورت علنی به اصلی ترین متحد سازمان منافقین درآمد و  مبارزه مسلحانه با نظام جمهوری اسلامی را رسما تایید کرد.

در کتاب روایت رهبری درباره این قسمت از کارنامه ابوالحسن بنی صدر می خوانیم:

“امام (قدّس‌سرّه) به بنی‌صدر هشدار داده بودند که از منافقین تبرّی بجوید و آنها را از خود براند، وگرنه او را به تباهی خواهند کشید؛  امّا این نصحیتها در او اثر نکرد و تصمیم گرفت به پشتوانه‌ی نیروهای مسلّح منافقین (موسوم به میلیشیا) در مقابل نیروهای درون نظام و شخص امام(قدّس‌سرّه) بایستد. این روند تقابل با نظام که به شکافها و تنش‌های گسترده در جامعه دامن زده بود،‌ سرانجام منجر به بررسی طرح عدم کفایت سیاسی بنی‌صدر در مجلس شورای اسلامی شد.”

البته بنی صدر و دوستش مسعود رجوی چند روز پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و پیروزی محمدعلی رجایی در دومین دوره انتخابات ریاست جمهوری با یک فروند بوئینگ ۷۰۷ که سرهنگ معزی آن را از فرودگاه مهرآباد ربوده بود، از کشور گریختند و برای همیشه به  فرانسه پناهنده شدند.

با فرار بنی صدر از ایران، همسر او عذرا حسینی و دخترش بازداشت شدند اما این بازداشت چند روز قبل از ترور آیت الله سیدمحمد بهشتی با دستور مستقیم ایشان به سیدعبدالکریم موسوی اردبیلی دادستان وقت کل کشور، انجام شد و عذرا حسینی و دخترش  از زندان آزاد شدند.

تشکیل شورای ملی مقاومت :

بنی صدر پس از تاسیس شورای ملی مقاومت در ۳۰ تیر ۱۳۶۰ ، که قرار بود آلترناتیو جمهوری اسلامی ایران باشد مسعود رجوی را به عضویت این شورا درآورد و خود را رییس جمهور و رجوی را نخست وزیر ایران معرفی کرد.

مختصری در مورد شورای ملی مقاومت (National Council of Resistance ) :

این شورا هدف خود را ائتلاف همه نیروهای مخالف نظام جمهوری اسلامی ایران به منظور سرنگونی این نظام اعلام کرده بود . اگر چه بر اساس مصوبات شورا، صرفنظر از وزن و موقعیت اعضای ، همگی دارای یک  رأی بودند و همه تصمیم گیریها بر مبنای اکثریت آراء اتخاذ می‌شد اما این نهاد عملا تحت سلطه سازمان مجاهدین خلق بود و کسی بدون اجازه رجوی ها اجازه نفس کشیدن نداشت .

اصلی ترین اعضای تشکیل دهنده این شورا عبارت بودند از :

سازمان مجاهدین خلق  ( منافقین )

سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران – پیرو برنامه هویت

جمعیت اقامه

کانون توحیدی اصناف

حزب کار ایران (توفان)

اتحادیه کمونیست‌های ایران (سربداران)

 سازمان چریک‌های فدایی خلق

حزب دمکرات کردستان ایران و شخص عبدالرحمن قاسملو

تزلزل بنیان شورا :

بازه  زمانی مابین ۱۳۶۲ تا ۱۳۶۴ شاهد فروپاشی شورا هستیم  چرا که در این فاصله دو حادثه بسیار مهم بنیان شورای کذایی را به لرزه درآورده و سبب شد تا هر شخص و جریانی راه خود را برود . اولین آنها جدایی بنی صدر از این شورا بود و دومی جدایی حزب دمکرات کردستان ایران به سرکردگی عبدالرحمن قاسملو که در ادامه مورد بررسی قرار خواهند گرفت .

البته ناگفته نماند که احزابی چون : ” جبهه دمکراتیک انقلابی زحمتکشان ، شورای متحد چپ ، حزب کار ایران (توفان) ، جبهه دموکراتیک ملی ایران،  جنبش دموکراتیک-انقلابی زحمتکشان گیلان و مازندران ، اتحادیه کمونیست‌های ایران (سربداران) و سازمان چریک‌های فدایی خلق ” و نیز شخصیت هایی چون :” حسن ماسالی ،  بهمن نیرومند ، منصور فرهنگ ، پرویز دستمالچی ، ناصر پاکدامن ، احمد سلامتیان ، علی اصغر حاج سید جوادی، مهدی خانبابا تهرانی، محمدرضا روحانی و کریم قصیم ، هدایت‌الله متین دفتری و مسعود بنی صدر” در این بازه زمانی از این شورا جدا شدند ولیکن همچنان که اشاره شد مهمترین اتفاق جدایی بنی صدر و قاسملو از این شورا بود .

چرایی جدایی بنی صدر از منافقین :

اگر چه رابطه بنی صدر و منافقین بسیار نزدیک و دوستانه بود اما مدتی پس از تشکیل شورای ملی مقاومت، ماه‌عسلِ رجوی و بنی‌صدر به پایان رسید. بهانه این اختلاف نیز ملاقات و تلاش برای همکاری بین مسعود رجوی رهبر وقت سازمان مجاهدین خلق با طارق عزیز نایب رئیس نخست‌وزیری عراق در دی ماه سال ۶۱ بود.

در ظاهر برای بنی‌صدر قابل تحمل نبود که نخست‌وزیر شورای ملی مقاومت با وزیر کشوری دیدار کند که یک روز در مقام فرمانده کل قوای مسلح ایران در برابر ارتش متجاوز آن کشور ایستاده بود. اما به نظر می‌رسد یک اتفاق دیگر بنی‌صدر را آشفته‌ و او را از خواب و خیالی که آرزویش بود، بیدار کرد.

رجوی پس از بازگشت از عراق و دیدار با طارق عزیز، در جلسه شورای ملی مقاومت مورد اعتراض بنی‌صدر قرار گرفت. مهدی خان‌بابا تهرانی عضو شورای ملی مقاومت گفته است: ” رجوی که خود را برای چنین اعتراضی آماده کرده بود در جلسه بعدی شورا گفت که اعضای شورا می‌توانند تمام گفت‌وگوی میان او و هیات نمایندگی دولت عراق را که ضبط شده است گوش کنند. سپس رو به مهدی ابریشمچی کرد و گفت: نوارها را بیاورید و پخش کنید. متن نوارهایی که ما گوش دادیم چیز عجیب و غریبی نبود. مقداری همهمه خبرنگاران و سپس سخنرانی کوتاه طارق عزیز به زبان انگلیسی بود که در آن گفته بود: امیدوارم در آینده نزدیک دوست عزیزم مسعود رجوی را در پست ریاست‌جمهوری یا نخست‌وزیری ایران ملاقات کنم…. به خاطر دارم وقتی این جمله از نوار پخش می‌شد، رجوی چندین بار به مهدی ابریشمچی گفت:‌ این قسمت از نوار روشن نیست، لطفا دوباره آن را پخش کن؛ و این قسمت از نوار سه بار تکرار شد.»

تحمل شنیدن این جمله برای بنی‌صدر بسیار سخت بود. او پی برد که رجوی و سازمان مجاهدین خلق به دنبال کنار زدن او هستند. در واقع بنی‌صدر فهمید که همراهی سازمان با او از دوران ریاست‌جمهوری یک همراهی تاکتیکی و نه استراتژیک بوده است و اینگونه بود که درسال ۱۳۶۲ و در نخستین گام ابوالحسن بنی صدر رئیس‌جمهور شورای مقاومت از این مجوعه جداشد.

جدایی عبدالرحمن قاسملو از بنی صدر و شورا :

زمانی که حزب دمکرات کردستان ایران بنابر صلاحدید شخص عبدالرحمن قاسملو وارد شورای ملی مقاومت شد شاید کسی حواسش نبود که از دکتر بپرسد جناب دکتر مگر این ابوالحسن بنی صدر همان کسی نبود که گفت به ارتش دستورر می دهم که تا پایان غائله کردستان بند پوتین هایشان را باز نکنند ؟؟؟

چگونه است قاسملویی که از قضا حافظه ی خوبی هم داشت این مهم را فراموش کرده بود و اینک دست در دست دشمنی است که تا چند وقت پیش قصد جان یکدیگر را داشتند و نیز کسی از بنی صدر نپرسید چگونه است که امروز در کنار دشمنی ایستاده ای که مردمان مملکتت را با بی رحمانه ترین شیوه ها و فجیع ترین حالت ها به قتل می رسانید ؟؟

طنز تلخ تاریخ نیز آن بود که تنها حلقه پیوند دهنده قاسملو به شورا همین بنی صدر بود ، اگر چه حدکا دلایلی چون :

هژمونی غالب مجاهدین

و تلاش برای مطرح کردن تعداد نفرات داخل کشور برای برتری در داخل شورا

را علت جدایی و انفصال از این شورا اعلام می کرد اما وقوع مذاکرات فی مابین حزب دموکرات کردستان با دولت مرکزی  نیز در این جدایی بی تاثیر نبود .

بنی صدر و حدکا :

اگر چه بعد از فروپاشی شورا بار دیگر اعضای جمله مشهور بنی صدر در مورد درنیاوردن پوتین ها را به یاد آوردند و بار دیگر از بنی صدر متنفر شدند اما وقوع ماجرای میکونوس بار دیگر سبب نزدیکی نسبی دمکرات ها و بنی صدر شد .

بنی صدر که اینک در انزوای کامل سیاسی قرار داشت سعی کرد تا فرصت به وجود آمده در پرونده ای بدون شاهد و مدرک را غنیمت شمارد و عقده خود را نسبت به نظام اسلامی ابراز دارد . در ابتدا بنی صدر سعی نمود تا پای نظام را به این ماجرا باز کند و شخصا علیه مسئولان جمهوری اسلامی شهادت داد.  اما زمانی که دادگاه برای اثبات صحت گفته هایش مدرک و یا شاهدی خواست بنی صدر از شاهدی به عنوان شاهد B  نام برد که بخاطر امنیت جانش نمی توانست در دادگاه حاضر شود و در نهایت این ادعای مضحک یعنی شاهد B که وجود خارجی نداشت توسط دادگاه رد شد .

دادگاهی بنی صدر توسط اعضای حدکا :

در چند سال گذشته با رشد نسبی میدیای کردی – حزبی شاهد نوعی از تحلیل به شدت محطاط تاریخی توسط برخی از اعضای رسانه ای این احزاب بوده ایم ولیکن به شدت محطاط و به شدت یکجانبه .

در یکی از موارد شاهد دادگاهی معیوب و دست و پا شکسته بنی صدر در یک گفتگوی ویدئویی هستیم ! در این دیدار از بنی صدر علت گفتن جمله مشهور ” … حق ندارند پوتین ها را از پای دربیاورند تا غائله …” را جویا می شوند که در پاسخ بنی صدر با جسارت و خشم چنین پاسخ می دهد :” این دروغی است که شما کردها سال هاست که آن را تکرار می کنید … “البته شاهو حسینی نیز در مصاحبه با تلویزیون روداو می گوید که منظور بنی صدر از غائله ، کومله بوده است نه حزب دمکرات کردستان ایران !!

این دیدار بدان جهت از دیدگاه نگارنده این سطور ناقص است که :

نخست آنکه شخص پرسشگر با کمی حوصله می توانست نوار ویدئویی سخنان بنی صدر را برایش پخش کند و او را در تنگنا قرار دهد و دوم آنکه پا به پای تحلیل و تفتیش از بنی صدر محاکمه عبدالرحمن قاسملو نیز به علت همراهی با این شخص و همیاری با منافقین خلق ضروری است .

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.