روایت مکتوب و مستند از مزدوری قاسملو در کتاب مسعود بارزانی

اینبار مسعود بارزانی راوی جنایت های قاسملو است

مسعود بارزانی اینک راوی اتفاقات کردستان ایران است ، روایت از شخصی که خود مستقیما در حوادث و جریانات این منطقه در اوایل انقلاب دخیل بوده و در بیشتر آنها حضور داشته است .

اما اینکه هدف مسعود بارزانی از انتشار این کتاب چه بوده به رویه ی تاریخی سیاستمداران بازمی گردد به نحوی که تمامی سیاسیون مطرح منطقه ای و جهانی تاریخ فعالیت های سیاسی خود را روایت می کنند تا هم به نحوی بر افکار عمومی تاثیر گذاشته باشند و هم بتوانند برخی اشتباهات خود را لاپوشانی کرده و یا حداقل توجیه نمایند ، آنچه از چرایی انتشار این کتاب در بین سطور آن یافت می شود به هر دو دلیل فوق اشاره دارد و ضمنا هدف اصلی بیان داغ دیرینه ای ایست که بارزانی می خواهد آن را با خود به گور نبرد و قبل از مرگش اسراری را هویدا نماید که از نقطه نظر وی حتما باید بیان شوند بخصوص خاطرات و دشمنی هایش با شخص عبدالرحمن قاسملو .

کینه قاسملو و پارتی و مخصوصا کینه مابین قاسملو و قیاده موقت در میان واژه به واژه مطالب جلد چهارم این کتاب مشهود است علت کینه نیز به صراحت توضیح داده شده است ، قاسملو وابسته به صدام حسین و بعث است و در راه جلب حمایت صدام حسین از هیچ جنایتی خودداری نمی کند و این کینه بین دو رقیب ( قاسملو و مسعود بارزانی ) ابدی است به نحوی که هیچکدام از ابراز و بیان آن ابایی نداشته اند ، البته این عبدالرحمن قاسملو است که به واسطه سطح سواد و ارتباطات با اروپاییان و بهره مندی از حمایت های بی دریغ صدام حسین توانسته پارتی و قیاده موقت را همیشه و در هر مکان و زمان تحقیر نماید و این قاسملو است که کتاب خیانت های قیاده موقت را شخصا با همکاری عبدالله حسن زاده می نگارد و آغاز گر دعوایی است که امروز پایان بخش آن مسعود بارزانی است آنهم با انتشار جلد چهارم کتابی به نام ” بارزانی و بزوتنه وه یی رزگاری خوازی کورد ” . البته نباید از نظر دور داشت که یک رویا و شاید یک توهم اصلی ترین دلیل این مناقشه برای چندین دهه بوده است و آن توهم چیرگی و تسلط بر مردم کردستان ایران .

مسعود بارزانی در جلد چهارم کتابش ۲۶۳ صفحه را به روابط پارتی و حزب دمکرات کردستان ایران اختصاص داده است و کوشیده تا تنها نقش روای صادق و مسلح به اسناد و مدارک را ایفا کرده باشد ، او برای اثبات صحت کلامش ضمن درج تاریخ و زمان ، شاهدانی نیز آورده است افرادی چون غنی بلوریان ، جلیل گادانی ، مصطفی شلماشی ، کریم حسامی ، رحیم قاضی و …

مطالب مرتبط با فعالیت های حزب دمکرات و روابط حزب با پارتی به صورت ترتیب تاریخی بیان شده اند اما می توان این کتاب را در چند سرفصل خلاصه نمود

الف : وابستگی حزب دمکرت و شخص عبدالرحمن قاسملو به صدام حسین

بارزانی از کینه دمکرات ها نسبت به شخص ملا مصطفی بارزانی و شرکت نکردن دمکرات ها در مراسم خاکسپاری بارزانی وی می نویسد و می گوید : ”  کریم حسامی به خاطر شرکت نکردن در مراسم تشییع بارزانی از ما معذرت خواهی کرد و گفت : حزب دمکرات تحت تاثیر بعثی ها و کومله و شیخ عزالدین حسینی قرار گرفته است “

در بخش دیگری بارزانی به سیاست های جنگ طلبانه قاسملو اشاره می کند و می نویسد ” بخشی از حزب دمکرات به تبعیت از دولت عراق مخالف هرگونه صلح و سازش با دولت مرکزی است ، حزب دمکرات به دو دسته تقسیم شده است ، دسته ای موافق دیالوگ با حکومت مرکزی و دسته ای به تبعیت از صدام موافق جنگ مسلحانه “

بارزانی زمانی در مورد سرسپردگی عبدالرحمن قاسملو به یقین می رسد که “خورشید شیره ” از فرماندهان پارتی توسط حزب دمکرات و شخص سید رسول بابی گوره خلع سلاح می شود ، بارزانی در مورد این رویداد چنین می نویسد ” روابط بعث و دمکرات کاملا برایم اثبات شد و سید رسول بابی گوره به ارتباط مستقیمش با استخبارات بعث اعتراف کرد ، حزب دمکرات از خلع سلاح خورشید شیره دو هدف داشت : ۱- کسب رضایت حزب بعثی ۲- چیرگی بر پارتی “

اگر چه بارزانی به دیدار قاسملو در گوگ تپه مهاباد می رود و  شدیدا از قاسملو و  کومله و جلال طالبانی شکایت و گلایه می کند اما در هنگام ترک گوک تپه و رفتن به مهاباد زمانی که با اسرار شدید غنی بلوریان برای همراهیش با کاروان بارزانی مواجه می شود به این مسئله پی می برد که شخصی به نام “رسول ورچان ” از فرماندهان حدکا که مامور استخبارات رژیم بعث است آن شب در کمین مسعود بارزانی بوده تا وی و همراهانش را ترور کند .

مسعود بارزانی به  تحویل اسلحه ی بعث به “سنار مامندی ” برای آغاز جنگ در کانی سپی اشاره می کند و می نویسد ” حمله حزب به کانی سپی به فرمان بعث و برای دخیل کردن پارتی در جنگ بود ، البته حزب در این حمله شکست خورد “

بارزانی معتقد است وابستگی قاسملو و حدکا به رژیم بعثی به درجه ای رسیده بود که برای بیشتر اعضا و رهبری حزب آزار دهنده بوده است همانگونه که از  اخطار علی کریمی به بارزانی ها در دیدار مخفیانه ای در  تشرین دوم ۱۹۸۰ و توضیحات قادر عبدی و در مورد نفوذ بعثی ها در حزب دمکرات می نویسد از قول رحمان کریمی می گوید که ” بدون هیج گمانی قاسملو وابسته به بعث است قاسملو سعی داشت در اردوگاه زیوه بمب گذاری کند ” البته رحمان کریمی کمی بعد از این دیدار توسط سنار مامدی ترور می شود. 

مسعود بارزانی سعی دارد تا بین بدنه حزب دمکرات با قاسملو و رهبری تحت سلطه بعثی حزب تمایز قائل شود و می گوید که  اکثریت حزب دمکرات با سیاست وابستگی به بعث مخالف بوده اند ، “رحیم قاضی ” شخصا به اختلافات با قاسملو اشاره کرده است و حتی افرادی چون ” کریمی ” برای پاک سازی حزب از عوامل بعثی قول مساعد داده اند به نظر بارزانی این وابستگی مطلق و اختلافات نشات گرفته از این امر یکی از اصلی ترین دلایل جدایی دسته هفت نفره از رهبری حزب بوده است  این باور به حدی برای بارزانی اثبات شده است که وی انشعاب کنگره چهار را جدایی طیف دیالوگ طلب از طرفداران بعثی می داند .

ب : جنگ افروزی قاسملو و همراهانش

مسعود بارزانی در این بخش از کتابش می خواهد تا تصویری جامع از رویدادهایی را که به جنگ با حزب دمکرات در کردستان ایران منجر شد را برای خواننده ترسیم کند . بارزانی و قیاده موقت در آن زمان معتقد بوده اند که جنگ با دولت ایران به ضرر مردم کردستان ایران است و تنها برای صدام فرصت سازی می کند پس باید از آن اجتناب کرد

به باور بارزانی خود عبدالرحمن قاسملو نیز به این واقعیت پی برده است اما به علت فرمان صدام حسین و همچنین به دلیل فشار طاقت فرسای شیخ عزالدین حسینی و کومله این جنگ اجتناب ناپذیر است ، بارزانی از دیدار با قاسملو در هتل لاله تهران می نویسد و اینکه قاسملو به وی گفته است که ” حزب دمکرات شدیدا با کومله در تضاد است و در صورت توافق دمکرات با دولت مرکزی بین دمکرات و کومله جنگ برپا خواهد شد ” البته بارزانی معتقد است که حزب تصمیم خود را برای اجرای اوامر صدام حسین قطعی ساخته بود و ملا حسن شیوسلی خود به شخصه اعلام کرده بود که حزب جنگ مسلحانه را شروع خواهد کرد

بارزانی از جنگ نقده به عنوان دلیل بارز جهالت و سرسپردگی رهبری حزب دمکرات یاد می کند و با اشاره به حملات توپخانه ای حزب دمکرات به شهر نقده می نویسد :” جنگ نقده به خاطر بی تجربگی و جهالت و غرور مسئولان حزب دمکرات کردستان در نقده و همچنین به علت درک نکردن و نسنجیدن واقعی شرایط روی داد “

بارزانی در روایت جنایت و جنگ افروزی قاسملو و دمکرات ها به جزئیات بیشتری اشاره کرده و از  حمله اعضای حزب دمکرات به پاسداران در منطقه رزگه و همچنین شهادت سرگرد ” بابان درگه ” در کمین دمکرات ها و از فتنه گری های  “داود راژانی ” و “حاتمی ” برای ایجاد درگیری و نزاع در منطقه بسیار نگاشته است .

در مقابل این روایت از جنگ افروزی حزب دمکرات بارزانی به تلاش دو طیف برای صلح و سازش در منطقه اشاره می کند یکی تلاش دولت مرکزی و دیگری تلاش های انشعابیون کنگره چهار موسوم به گروه هفت نفره

بارزانی  از ارسال پیام تشکر و قدردانی برای امام خمینی به خاطر موضع گیری های مسئولانه ایشان در قبال مسئله کرد می نویسد و عنوان می کند که امام خمینی شخصا به مسئله وارد شده بودند .

بارزانی در بخشی از کتابش دیدار نمایندگان امام و سپاه پاسداران با کریمی و همچنین اعتماد کامل غنی بلوریان به سپاه پاسداران را شرح می دهد ، گفتگوی  سرهنگ تاج الدینی و کریمی نیز که عینا نقل شده بسیار جالب است

سرهنگ تاج الدینی : جنگ داخلی تلخ ترین حادثه است ، امام و رییس جمهور از این ملاقات خوشحال هستند ، حقوق اکراد از راه دیالوگ محقق خواهد شد نه از راه جنگ ، باید لوله تفنگهایمان رو به رژیم بعث باشد

  کریمی : اکنون افتخار میکنم که سرباز ایرانی باشم و در خوزستان از ایران دفاع کنم ، رفتار چند نفر خائن نباید ملاک عمل قرار بگیرد ، گویا قاسملو از راه رجوی با بنی صدر در ارتباط است نمی خواهیم تاریخ در مورد ما حکم خیانت بدهد

ج : عدم مقبولیت حزب دمکرات در بین مردم کرد

روایت مسعود بارزانی از عدم مقبولیت دمکرات ها در بین مردم کردستان ایران آنقدر طولانی و متعدد است که فقط می توان تیتر وار به آنها اشاره نمود ولیکن آنچه جالب است غرور و عزت مردم کرد است که به هیچ وجه حاضر به پذیرش قاسملو و دمکرات نیستند و در برابر آنها ایستادگی می کنند ، مقاومتی که بارها و بارها به درگیری با دمکرات ها ختم شده است بارزانی از مقاومت هرکی ها ، منگورها ، عشایر ترگور و مرگور و بگ زاده ها و … می گوید .

خلاصه مطالب مسعود بارزانی در مورد اختلافات عشایر کرد با دمکرات ها به شرح زیر است :

–        حزب دمکرات خواستار خلع سلاح عشایر منطقه بود

–        اختلافات عشیره منگور با دمکرات ها به بحرانی ترین حد خود رسیده بود چرا که در اشنویه دمکرات ها شخصی را کشته بودند

–          اختلاف شدید دمکرات با عشایر ترگور و مرگور و احتمال درگیری شدید طرفین

–        شبات ۱۹۸۰ مخالفت عشایر مرگور با اعزام نیروی حدکا به منطقه دزه

–        جنگ حزب دمکرات و عشایر بگ زاده

–        هجوم پیشمرگه های حزب به روستای دزگری و مقاومت مردم این روستا

–        نامه ریش سفیدان مرگور برای نجات یافتن از اوضاعی که حزب دمکرات بوجود آورده بود

د : اختلافات بارزانی ها و قاسملو

بارزانی علت عمده بروز این اختلافات دامنه دار را مشارکت شخص قاسملو در نگارش نامه ای هشت ماده ای به دولت مرکزی می داند ، نامه ای که ماده هشتم آن تنها برای ضربه زدن به پارتی بوده است : ” نمایندگان احزاب کرد ایرانی هشت ماده را تقدیم دولت مرکزی کرده بودند که ماده هشتم هیچ ارتباطی با خواسته های اکراد نداشت و در ماده هشتم خواستار اخراج بارزانی ها از ایران شده بودند ” و این آغاز ماجرا است اگر چه بعدها قاسملو در جمله کوتاهی در مورد ماده هشتم این نامه چنین می گوید که ” مرا مجبور ساختند ” اما از نظر بارزانی ها قاسملو نه تنها کوچکترین اعتراضی به ماده هشتم نداشته بلکه با آن کاملا همراه و همدل بوده است .

اقدامات بعدی قاسملو و دمکرات ها جای هیچ تردیدی را در مورد دشمنی و کینه قاسملو برای بارزانی ها باقی نمی گذارند همچنان که اشخاصی چون ملا رشید و احمد باوجانی نیز به این نتیجه رسیده اند که :”حزب دمکرات تنها دشمنی با پارتی را می طلبد “

بنابه گفته بارزانی این اقدامات جنجالی و دشمن کارانه قاسملو و دمکرات عبارتند از  :

ظلم و تعدی حزب دمکرات در اردوگاه زیوه

مین گذاری حزب دمکرات در اردوگاه زیوه

ممانعت حزب دمکرات از بازگشت مردم به عراق

حمله مجدد دمکرات به بارزانی ها و مین گذاری بر سر راه آنها در تشرین ۱۹۸۰

نامه قاسملو به پارتی و اشاره به قتل سلیمان معینی و تسلیم کردنش به دولت وقت

بیرون آوردن جنازه بارزانی

حمله دمکرات ها به پارتی در گلی بنده

حمله استخبارات بعثی به پارتی در مسیر شیناوه – لاوین

کشته شدن حسن شیخه توسط دمکرات

حمله دمکرات به کاروان ۱۵ نفری پارتی در کیله شین

تحقیر هیئت پارتی در دیدار با دمکرات

البته ناگفته نماند که بارزانی بخشی از مطالب کتاب را به حمله مستقیم و بدون پرده به شخص شیخ عزالدین حسینی اختصاص داده و با اشاره به ماجرای دستگیری چندین افسر ساواک در اشنویه و آزادسازی آنها توسط شلماشی و سعید بدل و همچنین افشای اسناد و مدارک دوران پهلوی که نشان دهنده ارتباط عزالدین حسینی با کرباسی مسئول ساواک مهاباد در بوده اند ، بدون هیچ گونه تردید و یا تعارف چنین می نویسد ” شیخ عزالدین حسینی عامل ساواک بود .

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.